مجاهدین خلق

حقوق بشر و چالش های آن در قرارگاه اشرف

حقوق بشر و چالش های آن در قرارگاه اشرف
آدمی آزاد به دنیا می آید و خود ماهیت خویش را با انتخاب آزادانه خلق و تعریف می کند. انسان گر چه در موقعیت است و موقعیت می تواند بر او اثر نهد اما وجود آدمی بر ماهیت او مقدم است و انسان به اراده ی خود می تواند ماهیتش را تعیین کند.
ژان پل سارتر
آیا انسان در خلق ماهیت خود مختار و آزاد است؟ آیا براستی چنین است و انسان در هر شرایطی همانند شرایط قرارگاه اشرف و تشکیلات رجوی به مفهوم واقعی کلمه در تکوین شخصیت خویش و امکان حق تعیین سرنوشت خود آزاد و رها است؟
به باور اندیشمندان و متفکرین دنیای مدرن احترام به حقوق بشر بهترین راهکار برای رسیدن جوامع انسانی به دموکراسی است و التزام عملی به آن مولفه ای راهگشا برای عینیت یافتن اندیشه دموکراتیک است. اصولا و منطقا رعایت بند بند مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر زمینه تحقق آزادی و کرامت انسانی است. بنا براین هر عنصر و جریان سیاسی که دغدغه آزادی و دموکراسی برای آدمی را دارد ناگزیر به رعایت حقوق طبیعی و ذاتی انسانهاست.
بنا بر شهادت همه جداشدگان فرقه رجوی متاسفانه حقوق بشر در محیط قرارگاه اشرف با چالش اساسی روبروست و منبع اصلی این چالش ها ، در ایدئولوژی تام گرا و معطوف به ترور سران فرقه نهفته است. استفاده از زور و اجبار و اتخاذ رفتارهای خشن و سرکوبگرایانه در مواجهه با افراد منتقد و معترض حاضر در قرارگاه اشرف از جمله شکنجه ، آزار و اذیت های روحی ،حبس در زندان و برخوردهای برنامه ریزی شده با افراد مسئله دار در نشست هایی چون عملیات جاری ، غسل هفتگی ، طعمه که مغایرت آشکاری با آموزه های دینی ، عقلانی ، اخلاق مدنی و هنجارهای اجتماعی دنیای توسعه یافته دارد به نقض سیستماتیک حقوق و آزادیهای اساسی افراد مستقر در قرارگاه اشرف منجر شده است.
جای شگفتی است در دنیایی که اندیشه آدمی بر اساس احترام به آزادی انسان و رعایت حقوق بشر شکل گرفته و فعالیت سیاسی هنگامی مشروعیت و مقبولیت جهانی دارد که تامین کننده اهداف اعلامیه منشور جهانی حقوق بشر باشد ، سران فرقه مذکور با رویکرد به تروریسم و خدشه دار نمودن حقوق اساسی و طبیعی افراد حاضر در قرارگاه اشرف مرز بین فعالیت سیاسی معطوف به اخذ قدرت و فعالیت حقوق بشری و دموکراتیک را به لحاظ مفهومی مغشوش نمودند. چرا که هدف از اتخاذ استراتژی ترور و عملیات خشونت بار و مسلحانه کسب قدرت است در حالیکه هدف از فعالیت سیاسی با رویکرد حقوق بشری هرگز رسیدن به قدرت نیست بلکه هدف از آن تامین آزادی و دموکراسی وحفظ شان و کرامت انسانهاست که منطقا باید راهها و شیوه هایی متناسب با اخلاق دینی ، مدنی و عاری از خشونت در لحن و کلام و رفتار و عمل سیاسی انتخاب گردد.
در مطالعه گفته ها ، خاطرات و مصاحبه های رهاشدگان فرقه رجوی که در رسانه های گروهی خارجی و سایت های مختلف فارسی زبان درج شده است نکاتی بسیار تکاندهنده مبنی بر عدم رعایت بدیهی ترین حقوق انسانی افراد مستقر در قرارگاه اشرف از سوی مسئولین فرقه و نقض گسترده و سیستماتیک آزادیهای مصرح در اعلامیه منشور جهانی حقوق بشر که اخیرا سازمان دیده بان حقوق بشر نیز با انتشار گزارشی جامع و مشروح تحت عنوان خروج ممنوع از آن یاد کرده است ، مطرح شده که چگونه افراد حاضر در قرارگاه را با مکانیزم های خاص در یک پروسه دراز مدت دچار دگردیسی شخصیتی و روانی می کنند به طوریکه اراده ، توان اندیشیدن و قدرت انتخاب آنان را از بین برده و می برند و در نهایت از افراد مذکور قالب هایی میان تهی ساخته و پرداخته اند که از خود هیچگونه کنش و اراده ای نداشته و ندارند. مواردی که جداشدگان به آن استناد می کنند به قدری مشمئز کننده است که در ارزیابی و قضاوت انسانهای آزادیخواه و اندیشمند نسبت به درستی و صحت بند بند گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر ، تردیدی به جای نمی گذارد.
به نظر می رسد تکیه بر گفته ها ، مصاحبه ها و خاطرات افراد جداشده فرقه رجوی معیار و ملاک مشخص و تعیین کننده ای برای بررسی ماهیت ضد بشری و فاشیستی فرقه رجوی قلمداد شود. اما پژوهش در علل و چرایی موضع و رفتار ضد حقوق بشری مسئولین قرارگاه اشرف با افراد مستقر در آن را باید در ماهیت اندیشه ای (ایدئولوژی تمامیت خواه) و دیدگاه سیاسی ستیزه جویانه سران فرقه جست و جو کرد. اندیشه و دیدگاهی که در تعارض آشکار با عقلانیت مدرن و آموزه های معنوی و اخلاقی ادیان الهی است لذا برای گریز از پلیدی اندیشه فاشیستی و رذالت رفتارهای استالینیستی آنگونه که در قرارگاه اشرف به منصه ظهور رسیده است شاید توجه جدی تر و نگرش صریح تر و بیشتر به آن ملاحظاتی که رفتار و داوری انسان مدرن و توسعه یافته را شکل می دهند ، ثمر بخش تر باشد این معنا همان فراتر رفتن از بن بست مطلق اندیشی این یا آن است.
بازنگری در ذهنیت معطوف به ترور و باورمندی به زیبائی مهرورزی ، خردمندی راستین و حقیقت و روشنایی منوط بر شکستن تابوهای ایدئولوژیک درفرقه و محکومیت رفتارهای گشتاپوئی در قرارگاه اشرف است و این مهم برای کادرهای فرقه رجوی امکانپذیر نخواهد گشت جز این که آنان از سیکل بسته روی آوردن از فرقه گرایی و سکتاریسم به توتالیتاریانیسم ، از شخصیت پرستی به دیکتاتوری فردی و رهبری عقیدتی و از آنارشیسم به فاشیسم دوری جسته و رهایی یابند.


آرش رضائی
26/10/1384

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا