در تشکیلات رجوی جلسات مغزشویی و انتقادی بخصوص از شروع دوران انقلاب ایدئولوژیک درونی بطور مرتب تحت عناوین مختلف از جمله دیگ، دیگچه، عملیات جاری و غسل هفتگی برگزار می شد و چنین جلساتی مرز سرخ تشکیلات بود و به هیچ عنوان هم تعطیل بردارنبود. بطوریکه حتی زمانی که حمله آمریکا به عراق شروع شد […]
در تشکیلات رجوی جلسات مغزشویی و انتقادی بخصوص از شروع دوران انقلاب ایدئولوژیک درونی بطور مرتب تحت عناوین مختلف از جمله دیگ، دیگچه، عملیات جاری و غسل هفتگی برگزار می شد و چنین جلساتی مرز سرخ تشکیلات بود و به هیچ عنوان هم تعطیل بردارنبود. بطوریکه حتی زمانی که حمله آمریکا به عراق شروع شد و کلیت تشکیلات در کوه های حمرین پراکنده شدند بنا به دستور رجوی در حین بمباران ها وقتی در سنگر و شیار کوه ها بودیم، مسئولین تشکیلات جلسات مغزشویی را برگزار می کردند و یا مثلا در دورانی که به دلایل مختلف تنش بین اعضا و تشکیلات بالا می گرفت جلسات مغزشویی بنا به دستور رجوی با جدیت بیشتر و حتی دو بار در روز برگزار می شد .
در حقیقت هدف رجوی از برگزاری روزمره جلسات مغزشویی تحت عناوین مختلف در اصل تغییردادن شخصیت اعضا و ربات کردن آنها به منظور سوء استفاده از آنها در جهت پیشبرد اهداف فرقه گرایانه اش بود و اتفاقا به دلیل تکرار روزمره چنین جلساتی احتمالا اگر کسی از بیرون به اعضا نگاه می کرد متوجه می شد که همه شبیه به هم و یک کنش ربات گونه دارند.
واقعا هم چون کسی نمی توانست زیر ضربات خرد کننده فالانژهای تشکیلات رجوی دوام بیآورد در اوج ذلت و نارضایتی مجبور به تظاهر، انطباق بود و نقش یک فرد راضی و خشنود را بازی می کرد و این موضوع ناخواسته بخشی از شخصیت وجودی اعضا شده بود. و اتفاقاً رجوی توانسته بود با تکرار همین جلسات خرد کننده مغزشویی همراه با رفتارهای خشنونت بارش در هر دوره و سرفصلی به راحتی از اعضا تعهد ماندن در تشکیلات تا سرنگونی، پذیرش بی چون وچرای انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک و دستورات مسئولین و…. را گرفت. کلا ما اعضا تبدیل به انسان های بی اختیار و در گل مانده ای شده بودیم که جریان باطل رجوی ما را به هر سمتی که می خواست می کشاند. تازه علاوه بر این در محیط ایزوله شده تشکیلات می بایست هم شکرگزار ظلم و جنایت های رجوی که در حق ما روا می داشت می بودیم. درغیر اینصورت انگ بریده مزدور، پاسدار و نفوذی رژیم و خائن می خوردیم و عاقبت کارمان هم با شکنجه گران رجوی از جمله اسدالله مثنی ، محمدعلی توحیدی، سیدمحمد سادادت دربندی معروف به عادل دیوانه و دیگر شکنجه گران تشکیلات بود و درنهایت هم سر از زندان درون تشکیلات و یا ابوغریب در می آوردیم .
آری جلسات مغزشویی که تحت بهانه های مختلف در تشکیلات رجوی برگزارمی شد مرزسرخ و تعطیل بردار نبود و هدفی جز تبدیل نمودن اعضا بعنوان یک فرد مطیع اوامر رجوی درجهت پیشبرد اهداف پلید او نبود.
یبر قنواتی













