بمب گذار دفتر نخست وزیری که بود و چه شد؟ – قسمت دوم

مدتی پس از حادثه هشتم شهریور مقاله ای در نشریه مجاهد ( ارگان رسمی فرقه مجاهدین خلق ) منتشرشد که تاکید داشت کشمیری یکی از قهرمانان عملیات ویژه است. از سویی دیگر مسعود رجوی در سال 1378 در یک جلسه محرمانه با ژنرال حبوش رئیس سازمان امنیت عراق به انفجار دفتر نخست وزیر و ساختمان […]

مدتی پس از حادثه هشتم شهریور مقاله ای در نشریه مجاهد ( ارگان رسمی فرقه مجاهدین خلق ) منتشرشد که تاکید داشت کشمیری یکی از قهرمانان عملیات ویژه است. از سویی دیگر مسعود رجوی در سال 1378 در یک جلسه محرمانه با ژنرال حبوش رئیس سازمان امنیت عراق به انفجار دفتر نخست وزیر و ساختمان حزب جمهوری اسلامی توسط مجاهدین خلق رسما اعتراف می کند. البته فیلم این ملاقات و سایر دیدارهای مقامات امنیتی عراق با رجوی بطور محرمانه و بدون اطلاع سرکردگان مجاهدین ضبط شده بود و در جریان حمله نیروهای اعتلاف به رهبری آمریکا به عراق و سقوط صدام در دسترس مردم قرار گرفت .

رجوی در این دیدار از تبلیغات برخی رسانه های غربی بدلیل تروریست نامیدن مجاهدن خلق گلایه می کند و یادآورمی شود که مقامات ارشد آمریکا و فرانسه از عملیات ویژه سازمان ( انفجار دفترنخست وزیری و سازمان حزب جمهوری اسلامی اطلاع کامل داشتند ) در سال 1371 یعنی 11 سال بعد از انفجار اعلام کرد که دفتر نخست وزیری و مقر حزب جمهوری اسلامی را عوامل ما منفجر کردند .

کشمیری چگونه از ایران فرار کرد

به گفته برخی از منابع عوامل سازمان مجاهدین خلق مینو دلنواز همسر کشمیری را همزمان با انفجار دفتر نخست وزیری از محل سکونتش به یک خانه تیمی در محله نظام آباد تهران می برند. کشمیری نیز پس از محلق شدن به همسرش از تهران به کرج – قزوین وسپس کردستان رفت و نهایتا از مرز زمینی به عراق – ترکیه و سپس به اروپا گریخت .

سرانجام کشمیری

مدت ها و پس از اتفاق 8 شهریور مسئولین امنیتی ایران به دنبال این بودند که ببینند عامل انفجار دفتر نخست وزیری چه سرنوشتی پیدا کرده است. چند سال بعد برخی از اعضای تشکیلات مجاهدین که از آنها جدا شده بودند افشا نمودند که مسعود کشمیری با نام مستعار امینی زاد در عراق بعنوان مترجم عربی مجاهدین فعالیت دارد و دربخش روابط خارجی سازمان فعالیت داشت. وی بعد از مدتی مسئله دار می شود و خواهان جدایی از تشکیلات و رفتن به کشورهای اروپایی می گردد. مسئولین مجاهدین با برگزاری نشست های مستمر با او تلاش نمودند که او را برای ماندن در تشکیلات متقاعد نمایند و حتی از زبان رجوی وی را تهدید نمودند درصورتیکه از تشکیلات جدا شده وبه خارج کشور برود مجاهدین خلق هیچگونه مسئولیتی درقبال تهدیدات جمهوری در ترور وی ندارند و چترا منیتی حمایتی خود را از وی برخواهند داشت .

ولی چند سال بعد او به خارج کشور درهلند و یا آلمان منتقل می شود. من خودم که حدود یک سال از نزدیک کشمیری را که در بخش خدمات پرسنل نظامی عراق مسئولیت داشت، دیده بودم. وی فردی در ظاهر آرام و در خود و رده مسئولیت تشکیلاتی بالایی هم نداشت و هیچگاه فکر نمی کردم باقر روابط همان کشمیری باشد .کشمیری یک فرزند پسر بنام رضا در مقر اشرف داشت . درجریان نشست های انقلاب ایدئولوژیک که به دستور رجوی همه اعضا می بایست همسران خود را طلاق بدهند کشمیری درنشست ها بدجوری جوش می آورد و نوعی سردرگمی وپشیمانی در چهره اش نمایان می شد. بقول رجوی او انگشت اضافی بود. مزاحمی که نمی شد قطعش کرد. مسعود کشمیری چند بار در آلمان دیده شده که راننده تاکسی بوده ولی اینکه رجوی مسعود کشمیری را همانند محمدرضا کلاهی عامل انفجارحزب جمهوری اسلامی کشته باشد، هیچ بعید نیست. دربین کسانی که در عملیات ترور و یا انفجارات درایران دست داشته و زنده مانده اند کشمیری و کلاهی تفاوت داشتند.

مسعود رجوی در اغلب نشست ها با مسئولین و یا نشست های بزرگتر با اعضا، افتخارش این بود که ما 7 تیر و 8 شهریوررا رقم زدیم و بقول خودش با این دو عملیات رژیم را بی آینده کردیم .

علی اکرامی