در سرفصل ۱۵ شهریور، سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق، مراسم موسوم به «انتخاب مسئول اول» هر دو سال یکبار برگزار میشود. نکته قابل تأمل در این میان، ماهیت فرمایشی این انتخابات است که عملاً رقابت واقعی میان افراد را نفی میکند. بر اساس مشاهدات و تجربیات افرادی که در مناسبات این سازمان در اردوگاه اشرف […]
در سرفصل ۱۵ شهریور، سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق، مراسم موسوم به «انتخاب مسئول اول» هر دو سال یکبار برگزار میشود. نکته قابل تأمل در این میان، ماهیت فرمایشی این انتخابات است که عملاً رقابت واقعی میان افراد را نفی میکند. بر اساس مشاهدات و تجربیات افرادی که در مناسبات این سازمان در اردوگاه اشرف حضور داشتهاند، این فرایند هیچگونه سنخیتی با انتخابات دموکراتیک ندارد؛ چرا که افراد اساساً حق انتخاب آزادانه یا مخالفت با گزینه موردنظر رهبری را ندارند. رأیگیریها معمولاً به صورت علنی و در یک سالن بزرگ با بلند کردن دست انجام میگیرد. به عنوان نمونه، خاطرات و روایات حاکی از آن است که اگر فردی در برگه رأی نام دیگری را مینوشت، به سرعت شناسایی شده و مورد بازخواست قرار میگرفت که چرا بر خلاف نظر تشکیلاتی رأی داده است.
با این حال، اگر به اطلاعیههای اخیر سازمان توجه کنیم، متوجه میشویم که آنها شیوه ظاهرالصلاحتری را برای پنهان کردن ماهیت غیردموکراتیک خود به کار گرفتهاند. به عنوان مثال، در فرآیند انتخاباتی اخیر اعلام شد که مهناز میمنت با کسب ۵۶ درصد آرا و پس از کنار رفتن دو کاندیدای دیگر به نفع وی، در نهایت با ۸۵ درصد آرا انتخاب شده است. حال این پرسش اساسی مطرح میشود که سرنوشت آرای ۱۵ درصد باقیمانده چه شده است و اگر این انتخابات واقعی است، مخالفان یا سایر کاندیداها چه جایگاهی در این معادلات فرمایشی دارند؟
چیزی که ما افراد جدا شده در درون مناسبات مجاهدین دیدیم چنین بود که همه چیز از بالا گفته شده و افراد هیچ اختیاری ندارند. ما شاهد بودیم که مجاهدین همیشه از انتخابات ایران و اینکه آزاد نمی باشد انتقاد می کردند ولی در مناسبات شان هیچ گونه آزادی به نام انتخابات و رای دادن نبوده است و هر چیزی که هست اجبار و خود فریبی است .
تفاوت این بار با دفعات قبل برای انتخاب مسئول اولی در این بود که این بار سه نفر را معرفی نمودند تا وانمود کنند انتخابات در درون سازمان بسیار دمکراتیک است و رای دادن هر فرد بصورت اختیاری است اما در پس پرده این گونه نیست هر چه که هست اجبار است.
سازمان همیشه برای پیشبرد خطش سعی می کند بصورت جمعی مسائل را پیش برده و دهان انتقاد کنندگان را ببندد. بطور مثال تصمیم گیری برای عملیات فروغ جاویدان، انتخاب مسئول اول، هم ردیفی مسئول اول و ….. ما حتی برای نگهداشتن اسرایی که در اشرف بودند و قرار بود با صلیب سرخ ملاقات داشته باشند آنجا نیز همه اسرا را به صورت جمعی برای دیدار با مسئول صلیب سرخ برده و همه مجبور شدند عنوان نمایند حاضرند در اشرف باقی بمانند. این شیوه کار رجوی برای عوامفریبی است .
شیوه دیگری که در انتخاب مسئول اولی وجود دارد کاسه لیسی و تعریف و تمجید زنان مسئولی است که هر کدام به فرا خور حالشان از مسئول اول تعریف می کنند. البته این کاسه لیسی و فریبکاری چیز جدیدی نیست و همه باید این گونه از مسئول اول تعریف و تمجید کنند. شیوه ای تهوع آور ، کسل کننده و بسیار مسخره .
رجوی تمام کارهایش بر فریبکاری بنا نهاده شده است. او سعی می کند با این شیوه خطش را برای نگهداشتن افراد در مناسبات سازمان جلو ببرد و باید شاهد باشیم که روزهای آینده لابی های غربی شان از انتخاب مسئول اولی و انتخابات سازمان به تعریف و تمجید بپردازند. چیزی که دور از ذهن نیست. اما رجوی باید بداند این شامورته بازی ها و شوهای مسخره ای که برگزار می کند راه به جایی نخواهد برد و باید برای نیروهای وارفته اشرف متاسف بود که دوباره رجوی آنان را در دام دیگری گرفتار خواهد کرد .
هادی شبانی










