پیام ماریا گرفمی به خواهر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

فهیمه جان سلام امروز با دیدن عکست از فضای مجازی حس دوگانه ای بهم دست داد. هم خیلی خوشحال شدم و هم خیلی گریستم. حقیقت امر آبان ۱۴۰۲ با مسئول انجمن نجات گیلان ملاقاتی داشتم که از قضا خیلی خوب تو را می‌شناخت و از روحیاتت آگاهی داشت که خبر آن دیدار در سایت نجات […]

فهیمه جان سلام

امروز با دیدن عکست از فضای مجازی حس دوگانه ای بهم دست داد. هم خیلی خوشحال شدم و هم خیلی گریستم.

فهیمه گرفمی

فهیمه گرفمی

حقیقت امر آبان ۱۴۰۲ با مسئول انجمن نجات گیلان ملاقاتی داشتم که از قضا خیلی خوب تو را می‌شناخت و از روحیاتت آگاهی داشت که خبر آن دیدار در سایت نجات اطلاع رسانی شد.

یکسال بعد نامه ای هم برایت نوشتم و نگرانی‌های خودم را عنوان کردم و ازت خواستم که با من تماسی داشته باشی.

فهیمه جان نمی‌دانم چرا ولیکن در پاسخ واکنشی از تو ندیدم و بیشتر دلگیر و ناراحت شدم. نه از تو بلکه از روزگار سخت و خشن  و از رجویهای وطن فروش که شمایان را به اسارت گرفته است و اجازه ولو یک تماس تلفنی با خانواده را نمی دهند!

فهیمه جان فکر کنم به مرز ۶۰ سالگی رسیدی و من هم بزرگتر از خودت سالیان در مرکز زیبایی کار کردم و در حال حاضر تقریبا از کار افتاده شدم و دلم میخواهد در کنار هم باشیم و الباقی عمر را در آرامش بگذرانیم.

فهیمه جان زودی بجنب و تصمیم جدایی از آن جهنم را بگیر که خواهرمان عالیه در آلمان می‌تواند به سرعت تو را ساپورت کند که متعاقبا من و دیگر خواهرانت لیلا و کبری در خدمتت هستیم.

از راه دور می بوسمت فهیمه جان

با من تماس بگیر

خواهرت: ماریا( اولیا)

09112330957