بیماری و درمان؛ مسئله ای فراتر از یک مرگ

سازمان مجاهدین خلق بار دیگر از مرگ یکی از اعضای زن خود، بنام نوشین نامور خبر داده و اعلام کرده است که او پس از حدود یک سال درگیری با بیماری، جان باخته است. فارغ از جزئیات پزشکی و علت دقیق مرگ که نیازمند اطلاعات مستقل و مستند است؛ این خبر بار دیگر موضوع بهداشت، […]

سازمان مجاهدین خلق بار دیگر از مرگ یکی از اعضای زن خود، بنام نوشین نامور خبر داده و اعلام کرده است که او پس از حدود یک سال درگیری با بیماری، جان باخته است. فارغ از جزئیات پزشکی و علت دقیق مرگ که نیازمند اطلاعات مستقل و مستند است؛ این خبر بار دیگر موضوع بهداشت، درمان و نحوه مواجهه تشکیلات رجوی با بیماری اعضا را مطرح می‌کند. در ساختار تشکیلاتی سازمان، بیماری و درخواست برای مراجعه پزشکی همواره صرفاً یک مسئله درمانی تلقی نمیشده؛ بلکه میتوانسته به موضوعی تشکیلاتی تبدیل شود.

اعضایی که درخواست درمان یا مراجعه پزشکی داشته اند، با اتهام تمارض یا نسبت دادن انگیزه‌های تشکیلاتی مورد بازخواست قرار می‌گیرند. در چنین فضایی طبیعی است که یک عضو بیمار، به ویژه اگر از برخورد های تشکیلاتی هراس داشته باشد، در بیان مشکل جسمی یا روانی خود با احتیاط رفتار کند. این مسئله زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بخش قابل توجهی از اعضای کنونی سازمان سالخورده شده اند و با افزایش سن، نیاز آنان به مراقبت های پزشکی و درمانی نیز افزایش می یابد. در دوره حضور مجاهدین خلق در پادگان اشرف عراق مسعود رجوی در یکی از نشست ها بر محدود کردن ارجاع بیماران به خارج از قرارگاه تأکید کرد و حتی از دکتر احمدی تعهد گرفت که مشکلات پزشکی در داخل قرارگاه و با امکانات موجود حل و فصل شود.

سوال این است: آیا نظام درمانی سازمان، در عمل اولویت را به سلامت اعضا می‌دهد یا به حفظ کنترل تشکیلاتی؟ اهمیت این پرسش از آنجا ناشی میشود که دسترسی به پزشک، بیمارستان و دنیای خارج از تشکیلات، برای یک عضو محصور و ایزوله می‌تواند صرفاً یک مسئله پزشکی نباشد؛ بلکه امکان ارتباط با محیط بیرون و آشنایی با واقعیت های خارج از سازمان را نیز فراهم کند. از این منظر، محدود کردن دسترسی پزشکی کارکردی فراتر از حوزه درمان دارد. در یک تشکیلات بسته، سلامت اعضا نباید تحت الشعاع ملاحظات تشکیلاتی قرار گیرد. حق برخورداری از پزشک، درمان مناسب، بیمارستان و امکان دریافت نظر پزشکی مستقل، بخشی از حقوق بنیادین هر انسان است. بخصوص برای افرادی که سالهای طولانی از زندگی خود را در محیطی بسته و تحت کنترل تشکیلاتی گذرانده‌اند. مرگ هر عضو، صرف نظر از جایگاه سیاسی یا تشکیلاتی او، باید بیش از آنکه به یک اطلاعیه چند خطی تبدیل شود، زمینه ای برای پرسش درباره شرایط زندگی، دسترسی به درمان و حقوق انسانی اعضای سالخورده و بیمار باشد که متأسفانه فرقه رجوی سالهای مدیدی است که اعضا را از این حقوق اولیه محروم کرده‌ است.

داریوش قنواتی