در سالهای اخیر، حضور گروه مجاهدین خلق در آلبانی، بهویژه در مجتمع موسوم به “اشرف ۳” در منطقه مانز، همواره مورد توجه رسانهها، فعالان حقوق بشر و بخشی از افکار عمومی آلبانی بوده است. این حضور که از اواسط دهه ۲۰۱۰ و پس از انتقال اعضای این گروه از عراق به آلبانی آغاز شد، در […]
در سالهای اخیر، حضور گروه مجاهدین خلق در آلبانی، بهویژه در مجتمع موسوم به “اشرف ۳” در منطقه مانز، همواره مورد توجه رسانهها، فعالان حقوق بشر و بخشی از افکار عمومی آلبانی بوده است. این حضور که از اواسط دهه ۲۰۱۰ و پس از انتقال اعضای این گروه از عراق به آلبانی آغاز شد، در ابتدا بهعنوان راهحلی بشردوستانه برای اسکان افرادی معرفی شد که سالها در اردوگاههای عراق زندگی کرده بودند. بااینحال، بهمرور زمان، درباره الگوی اسکان، نظام زندگی جمعی و آینده این مجتمع پرسشهایی مطرح شده است.
در ماههای اخیر، انتشار برخی اسناد و بحثهای مربوط به زمینهایی در مناطق مانز و دورس، احتمال گسترش فیزیکی مجتمع “اشرف ۳” را بار دیگر در کانون توجه قرار داده است. بر اساس اطلاعاتی که از چند مقام شهرداری دورس به دست آمده، گروه تروریستی مجاهدین خلق قصد دارد به زودی قرارداد مربوط به این زمینها را نهایی کرده و اردوگاه “اشرف ۳” را گسترش دهد. بااینحال، احتمال گسترش فیزیکی این مجتمع در آینده، موضوعی است که میتوان آن را از جنبههای حقوقی، اجتماعی و سیاسی بررسی کرد.
پس از طرح جنجالی “جزیره کوشنر” که خشم عمومی را برانگیخت و به شکلگیری “جنبش فلامینگوها” انجامید، آیا مردم آلبانی میتوانند تصرف چند هکتار از سرزمین خود را توسط یک گروه تروریستی تحمل کنند؟ گروهی که حتی امروز نیز اجازه ورود هیچ شهروند آلبانیایی، ازجمله پلیس، را به اردوگاه خود نمیدهد و قوانین آلبانی را در داخل مجتمعش اجرا نمیکند.
یکی از مهمترین پرسشهایی که در سالهای اخیر مطرح شده، به ماهیت الگوی اسکان این گروه مربوط است. بسیاری از پناهندگان و مهاجرانی که به کشورهای اروپایی منتقل میشوند، بهمرور در زندگی عادی اجتماعی ادغام میشوند، در شهرها و محلههای مختلف سکونت میکنند، به کار مشغول میشوند و به اعضای فعال جوامع میزبان تبدیل میگردند.
بااینحال، در مورد گروه تروریستی مجاهدین خلق، الگوی متفاوتی شکل گرفته است؛ الگویی مبتنی بر زندگی جمعی در داخل یک مجتمع بسته که اعضای گروه در همان مکان متمرکز هستند. به گفته برخی ناظران، این وضعیت این پرسش را مطرح میکند که پس از گذشت سالهای طولانی از انتقال اعضای این گروه به آلبانی، آیا زمان آن نرسیده است که درباره شیوه اسکان و ادغام اجتماعی آنان بحث شود؟
این پرسش صرفا سیاسی نیست، بلکه ابعاد بشردوستانه و اجتماعی نیز دارد. بسیاری از اعضای این گروه سالها و حتی دههها در ساختارهای بسته زندگی کردهاند و برخی از آنان ممکن است خواهان تجربه زندگی مستقلتری باشند؛ همانند دیگر پناهندگان و مهاجرانی که در کشورهای میزبان زندگی میکنند.
اگر فرض کنیم در آینده زمینهای جدیدی در مجاورت یا نزدیکی مجتمع “اشرف ۳” در اختیار این گروه قرار گیرد، چنین اقدامی میتواند در جامعه آلبانی پرسشها و واکنشهایی ایجاد کند. آلبانی کشوری کوچک با منابع محدود و حساسیتهای اجتماعی و اقتصادی خاص خود است. هرگونه گسترش مجتمعهای بزرگ و بسته، بهویژه مجتمعهایی با ساختارهای سازمانی ویژه، میتواند بحثهایی را درباره نحوه استفاده از زمین، تأثیر آن بر جامعه محلی و آینده منطقه به دنبال داشته باشد.
در این چارچوب، برخی تحلیلگران به تجربههای دیگر در آلبانی، ازجمله اعتراضها به پروژههای بزرگ گردشگری و سرمایهگذاریها در مناطق ساحلی، اشاره میکنند. طی سالهای اخیر، پروژه جزیره سازان و طرحهای گردشگری در مناطق سازان و زوِرْنِتس، واکنشهایی را از سوی برخی فعالان جامعه مدنی و حامیان محیطزیست برانگیخته است. رسانههای آلبانی نیز برای اشاره به این اعتراضها از اصطلاح “جنبش فلامینگوها” استفاده کردهاند.
اگر گسترش فیزیکی “اشرف ۳” در آینده به یک موضوع عمومی تبدیل شود، این مسئله نیز ممکن است وارد بحثهای اجتماعی شده و خشم عمومی را برانگیزد. بدون تردید، گروههایی از فعالان جامعه مدنی، روزنامهنگاران یا ساکنان محلی ممکن است خواستار شفافیت بیشتر درباره اهداف، ابعاد و پیامدهای چنین طرحی شوند.
یکی از اصول مهم جوامع دموکراتیک، شفافیت در تصمیمگیری درباره اراضی عمومی و پروژههای بزرگ است. اگر طرحی برای گسترش مجتمع یا واگذاری زمین وجود داشته باشد، انتشار اسناد، برگزاری مشورتهای عمومی و اطلاعرسانی شفاف میتواند به رفع ابهامها کمک کند. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که نبود اطلاعات کافی، زمینه را برای انتشار شایعات و شکلگیری سوءتفاهمها فراهم میکند. در مقابل، ارائه اطلاعات دقیق میتواند به شکلگیری گفتوگویی عمومی مبتنی بر واقعیتها کمک کند.
در کنار بحثهای مربوط به زمین و گسترش احتمالی مجتمع، شاید مهمترین مسئله، آینده اعضای این سازمان در آلبانی باشد. بسیاری از کارشناسان حوزه مهاجرت معتقدند موفقترین الگوهای اسکان پناهندگان، الگوهایی هستند که بر ادغام تدریجی آنان در جامعه میزبان استوارند. یادگیری زبان، اشتغال، استقلال اقتصادی، زندگی در محیطهای شهری و تعامل با جامعه محلی، ازجمله عناصر چنین الگویی هستند.
در این چارچوب میتوان پرسید آیا برخی از اعضای مجاهدین خلق نیز میتوانند این فرصت را پیدا کنند که بهسوی زندگی مستقلتری حرکت کنند؟
زندگی در آپارتمانها و محلههای عادی، ایجاد روابط اجتماعی گستردهتر، مشارکت در بازار کار و آزادی در تصمیمگیریهای فردی، ازجمله موضوعاتی است که میتوان آنها را در چارچوب حقوق فردی بررسی کرد. این امر به معنای نادیده گرفتن حقوق سازمانی یا سیاسی هیچ گروهی نیست؛ بلکه بر این اصل تأکید دارد که افراد، صرفنظر از وابستگیهای سیاسی خود، باید امکان انتخاب شیوه زندگیشان را داشته باشند.
جامعه آلبانی طی دهههای اخیر، شکلهای مختلفی از گذار سیاسی، مهاجرت و تعامل با جهان را تجربه کرده است. شهروندان این کشور، همانند مردم بسیاری از کشورهای اروپایی، نسبت به موضوعاتی مانند حاکمیت قانون، مالکیت زمین و توسعه محلی حساس هستند.
در چنین محیطی، هر مسئلهای که به پروژههای بزرگ، واگذاری زمین یا ساخت مجتمعهای جدید مربوط باشد، میتواند به موضوعی برای بحث عمومی تبدیل شود. این امر لزوماً نشانه مخالفت با افراد یا پناهندگان نیست، بلکه بخشی از روند طبیعی گفتوگو در جوامع باز به شمار میرود.
شاید مهمترین پرسش این باشد که حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی در آینده چه شکلی خواهد داشت. آیا الگوی کنونی، مبتنی بر زندگی جمعی و متمرکز در یک مجتمع، برای دهههای آینده نیز ادامه خواهد یافت؟ یا بهتدریج الگوهای جدیدی از زندگی اجتماعی و ادغام در جامعه شکل خواهد گرفت؟
این پرسشها نهتنها برای آلبانی، بلکه برای بسیاری از کشورهایی که میزبان گروههای پناهنده یا مهاجر هستند، اهمیت دارد. اگر هدف نهایی از اسکان پناهندگان، فراهم کردن امکان زندگی عادی، استقلال فردی و مشارکت آنان در جامعه باشد، میتوان استدلال کرد که گذار تدریجی از زندگی در اردوگاه به زندگی در جامعه، موضوعی است که شایسته بحث و بررسی بیشتر است.
طرح این پرسش که آینده حضور این گروه در آلبانی چه خواهد بود، کاملاً مشروع و قابل بحث است. اگر در آینده طرحی برای توسعه این مجتمع پیشنهاد شود، شفافیت، اطلاعرسانی عمومی و گفتوگو با جامعه محلی اهمیت زیادی خواهد داشت.
تجربه جهانی همچنین نشان میدهد که ادغام اجتماعی و فراهم کردن امکان زندگی مستقل برای پناهندگان میتواند به تقویت حقوق فردی، افزایش تعاملات اجتماعی و کاهش فاصله میان گروههای مختلف کمک کند. آینده نشان خواهد داد که آیا الگوی کنونی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی بدون تغییر ادامه خواهد یافت، یا به تدریج مسیرهای تازهای برای مشارکت گسترده تر اجتماعی و زندگی مستقل تر اعضای این گروه شکل خواهد گرفت.
گزتا ایمپکت آلبانی، ترجمه: بنیاد هابیلیان












