خانواده ها

مادر پروانه ربیعی: دخترم تو جگرگوشه من هستی

نامه خانم حبیبی به دخترش پروانه ربیعی عباسی در آلبانی

سلام دخترم، من بایستی مدام برای شما نامه بنویسم که شاید جواب مرا بدهی. تا به حال چندین نامه برایت ارسال کردم ولی جوابی از جانب شما نگرفته ام . مگر من چه بدی به شما کرده ام که این رفتار را با من می کنی؟! من مادرت هستم و شما جگر گوشه من . من به لحاظ جسمی اوضاع خوبی ندارم. دلم می خواهد صدایت به گوشم برسد. خدا لعنت کند کسانی را که مرا حسرت به دل گذاشتند.

پروانه ربیعی عباسی

پروانه جان ماندن در یک محیط بسته کافی نیست؟ چرا خودت را زندانی کردی؟ به چه دلیل؟ چرا فکری به حال خودت نمی کنی؟ می خواهی خودت را از بین ببری؟! آرزویم این است که خودت را نجات دهی و آزاد زندگی کنی. همه آشنایان سراغ تو را می گیرند. بی کس و کار که نیستی! خانواده داری و خانواده ات شما را فراموش نمی کنند و همیشه به یاد شما هستند. پروانه جان از شما می خواهم به آغوش گرم خانواده برگردی و در کنار هم زندگی کنیم. این روزها با خودم می گویم دخترم نزد من بر می گردد دلم روشن است. می دانم که تو جزء گروه یا فرقه ای نبودی، می دانم فریب خوردی، هنوز دیر نشده گذشته را می توان جبران کرد خودت را نجات بده. من در کنارت هستم .
من همچنان منتظر آمدنت هستم .
مادرت مهین حبیبی

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا