تروریسم فرقه مجاهدین

الزامات خروج مجاهدین از لیست تروریستی

خارج کردن نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا در نگاه اول به مثابه نوعی راه بندان و بیرون آمدن مجاهدین از انسداد در عراق قابل پیش بینی به نظر می رسید. موضوع پناهندگی مجاهدین در غرب کم و بیش در راستای تصمیم اتحادیه اروپا هم قابل پیش بینی بود. در وضعیت فعلی طبیعی به نظر می رسد که بیشترین تلاش مجاهدین معطوف به این اتفاق باشد که سعی کنند با رفع محدودیت و ممنوعیت پناهندگی و استقرار در کشورهای اروپایی و با استفاده از فرصت خارج شدن از لیست تروریستی، کشورهای اروپایی را متقاعد کنند تا به تدریج معضل اخذ پناهندگی شان مرتفع شود. اما موضع گیری مریم رجوی پس از این تصمیم و خطاب او به ساکنین اشرف که تحت هیچ شرایطی زیر بار هیچ تعهدی نروند، نشان می دهد استقرار و ماندن در عراق را به هر گزینه دیگری و از جمله انتقال به اروپا ترجیح می دهند و نشانه های دیگر حاکی از این است که گام استراتژیک بعدی مجاهدین کمک گرفتن از اهرم ها و نهادهای بین المللی و به خصوص آمریکا برای قانونی کردن استقرار آنها در عراق است.

شاید این اصرار و پافشاری بیشتر و بهتر از هر چیز این امکان را به حامیان مجاهدین و به خصوص اتحادیه اروپا بدهد تا این موضع را فهم کنند که ماندن مجاهدین در عراق هیچ ارتباطی با موضوع تامین امنیت جانی و یا نداشتن مکان استقرار ثانوی جز عراق را ندارند و اساسا این دلایل برای مجاهدین تا اکنون صرفا یک بهانه و مستمسک بوده تا النهایه پای خود را در عراق محکم بکنند. اصرار مجاهدین برای ماندن در عراق و درگیری آنها با دولت این کشور شاید به این دلیل است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا پس از خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی هیچ موضع و مسئولیتی در قبال آینده مجاهدین احساس نمی کنند. اتحادیه اروپا باید بداند خارج کردن مجاهدین از لیست تروریستی الزاماتی به دنبال دارد که به هر حال اتحادیه ناگزیر باید به آنها گردن بگذارد. اولین الزام در این رابطه وادار کردن مجاهدین به شفاف سازی در قبال استراتژی مشی مسلحانه است. اینکه اتحادیه اروپا صرفا به این بسنده کند که مجاهدین از سال 2001 تا کنون هیچ اقدام مسلحانه ای انجام نداده و همین را ملاک خارج کردن آنها از لیست خود مورد استناد قرار بدهد، کفایت نمی کند.

سوای تناقضات عقلانی که بر این ادعا مترتب است که به عنوان مثال می توان روی این نکته تاکید کرد وقتی سازمانی فاقد سلاح است اساسا انجام اقدامات تروریستی محلی از اعراب ندارد و نمی تواند موضوعیت داشته باشد و دیگر اینکه سازمان الزاما باید شفاف سازی نموده و بر اساس تغییرات اساسی در مرامنامه خود مشی مسلحانه را مردود اعلام کند، در همین راستا در زمره الزامات و تبعات چنین حکمی است. فی المثل می توان به این مهم اشاره کرد که کماکان شرط اولی و اولیه عضویت در شورای ملی مقاومت پذیرش مشی مسلحانه و قهرآمیز برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی است و یا اینکه اگر هر عضوی در حال حاضر این مشروعیت را با اما و اگر و چالش مواجه کند، اتومات وار از عضویت در شورا برکنار و اخراج است. و یا حتی بوده اند کسانی که بر اساس عدم قبول این مشی از سازمان اخراج شده و اگر واقعا مجاهدین در این مورد تجدید نظر کرده اند، افراد اخراج شده و یا مستعفی الزاما در حال حاضر عضوی از شورای ملی مقاومت محسوب می شوند. این تناقضات خوشبختانه یکی دو تا نیست و می توان به موارد متعددی تناقض و پارادوکس در این مورد مشخص اشاره کرد که توجه و اهتمام به آنها در واقع شرط مشروعیت تصمیم اتحادیه اروپا محسوب می شود. از همین منظر می توان اصرار مجاهدین به ماندن در عراق را ناشی از همین رویه دوگانه و تناقض آمیز به بحث و چالش کشید.

اگر بواقع مجاهدین بر اساس ادعاهایی که ظاهرا تنها برای اتحادیه اروپا احراز و اثبات کرده اند می خواهد تصمیم و رای خود را وجاهت و مشروعیت بدهد، قاعدتا باید به الزاماتی در این راستا تن بدهند. الزاماتی که در ذات و نفس خود به هر حال بخشی از مشروعیت رای آنها را یا موجه و در غیر اینصورت با چالش روبرو می کند. شواهد و قرائن نشان می دهد که ظاهرا خط اصلی سیاسی مجاهدین تنها در غرب امکان مانور و تحرک دارد. حضور مجاهدین در عراقی که خود درگیر بحران های داخلی و انتخابات و ده ها مشکل ریز و درشت دیگر است با چه بهانه و محملی توجیه پذیر است. اینکه مریم رجوی از ساکنین قرارگاه اشرف خواسته است زیر بار هیچ تعهد و امضایی نروند و تنها در صورت انتقال به آمریکا حاضر به جابجایی از عراق هستند، چه معنی دارد. مجاهدین بهتر از هر کس می دانند انتقال آنها به آمریکا اتفاق غیر ممکنی است. به چند دلیل و اولی تر آن حضور نام مجاهدین در لیست تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا است. تعقیب قانونی و محاکمه افرادی که علیرغم سیتی زن بودن آمریکا اما به دلیل سمپاتیزان بودن و کمک به مجاهدین در حال محاکمه و تعقیب هستند، نشان از حساسیت آمریکا روی مجاهدین می کند. تاکید وزارت امور خارجه مبنی بر اینکه هیچ تغییر رویه ای در عملکرد مجاهدین مشاهده نکرده و کماکان نام آنها را در لیست تروریستی خود ابقاء نموده، اینها همه حکایت از این حقیقت می کند که آمریکا حتی المقدور تا آینده نامعلومی روی خوش به مجاهدین نشان نخواهد داد.

با علم به چنین چشم انداز و موضعی که آمریکا نسبت به مجاهدین دارد، طرح این درخواست و ابراز تمایل که آنها تنها و در صورت لزوم به آمریکا خواهند رفت، در بطن خود حاوی نکات تناقض آمیز و پیش تر رندانه و سیاست بازانه مجاهدین است. قطع به یقین مجاهدین می خواهند با طرح چنین درخواستی به طور مستقیم از آمریکایی ها اخذ مشروعیت کنند. به خصوص اینکه بعد از تصمیم اتحادیه اروپا خط اصلی مجاهدین فشار بر روی آمریکا از طریق لابی های مختلف برای متقاعد کردن آمریکا به خارج کردن نام شان از لیست وزارت امور خارجه آمریکا است. اما مجاهدین بهتر از هر کس می دانند آمریکا به دلایل بنیادی و اساسی آنگونه که کرارا در بیانیه های رسمی اش به آنها پرداخته تحت هیچ شرایطی ولو در بازی برگ های سیاسی اش با ایران تن به این ریسک پرچالش و مخاطره انگیز و پر هزینه نخواهد داد. بنابراین چنین پیش دستی بیش از هر چیز فرار آگاهانه از صورت اصلی مسئله یعنی تعیین تکلیف در عراق است. و یا به اصطلاح آقای رجوی تکان نخوردن مجاهدین از عراق. چنانچه هم مریم عضدانلو و هم مسعود رجوی در پیام بهمن ماه خود بر این نکته پافشاری و تاکید بنیادی داشتند.

اما جدای از این جنگ زرگری که مجاهدین به راه انداخته اند آنها مقصود و هدف نهایی خود را از ادامه استقرار در عراق امید دوباره به مسلح شدن می دانند. تفسیر آنها از موقعیت فعلی شان این است وقتی اتحادیه اروپا آنها را تروریست نداند و به دنبال آن آمریکایی را نیز به هر طریق ممکن و مصلحتی مجاب به خارج کردن نام مجاهدین از لیست وزارت امور خارجه شوند، به طور سیستماتیک به عنوان مقاومت مشروع شناخته شده و قاعدتا سلاح های خلع شده آنها مسترد خواهد شد. در چنین وضعیتی امکان تحرکات نظامی در عراق به میزان قابل توجهی افزایش و عملی خواهد شد. در واقع استراتژی بقا در اشرف و عراق سوای آن جنبه های ایدئولوژیک و فرقه ای به این امکان هم معطوف می شود که به نوعی در دراز مدت خط استراتژیک جنگ به اصطلاح رهایی بخش و مسلحانه را که اتفاقا رجوی در پیام های اخیرش کرارا به آن وعده می دهد محقق خواهد کرد. سوال محتمل این است در چنین وضعیتی موضع کشورهای عضو اتحادیه اروپا و به خصوص آمریکا در قبال مجاهدین مسلح شده و اقدامات تروریستی که تحت عناوین مختلف از جمله دفاع و مقاومت مشروع انجام خواهند داد چه خواهد بود؟ واقعیت این است که این ارزیابی ها و پیش بینی ها برای همیشه نمی تواند در حد حدس و گمان باقی بمانند.

خطی که مجاهدین پس از خلع سلاح شدن تا اکنون و بعد از آن نیز پیش خواهند برد این چشم انداز و فرض است که این بار جواز مسلح شدن و سلاح به دست گرفتن مجاهدین از سوی کشورهای بظاهر مخالف تروریسم و خشونت طلبی به دست آنها داده خواهد شد. کما اینکه مسعود رجوی و مریم عضدانلو به تناوب و ضرورت آمریکا را به امکان و قابلیت های نظامی ارتش به اصطلاح آزادی بخش شان در جوار خاک ایران گوشزد کرده اند. اینکه مخاطرات چنین ارزیابی را یکسره متوجه ایران نماییم و هشدارهای اینگونه را ناشی از احساس خطر جمهوری اسلامی تلقی و ارزیابی کنیم، یک اشتباه دیگر است. هم اروپایی ها و بخصوص آمریکایی ها می دانند، مجاهدین فاقد کمترین مشروعیت و جایگاه اجتماعی در ایران هستند. سوای اینکه اساسا قابلیت های نظامی و تروریستی مجاهدین در طی این سال ها و در رابطه با ایران به طرز چشمگیری کاهش و خنثی شده است. بنابراین عمده این خطرات متوجه و معطوف به منطقه و سلب آرامش نسبی است که رفته رفته در حال نهادینه و تعمیق شدن است. آمریکا می داند در صورت وقوع چنین احتمالی بیشترین هزینه ممکن را راسا پرداخت خواهد کرد. به این دلیل که در آن صورت دست بسیاری از گروه های تروریستی به بهانه های مختلف در عراق باز خواهد شد و ناگزیر بایستی برای بازگرداندن امنیت و آرامش به منطقه پروسه دیگری را از سر بگیرد. چنین خطراتی به نسبتی و در اشل های مختلف در سطح اروپا نیز امکان وقوع دارد.

واقعیت این است که باز شدن دست مجاهدین در غرب نه از باب فعلیت یافتن فعالیت های دمکراتیک و سیاسی که اتفاقا در جهت تعمیق فعالیت های فرقه ای و تروریستی حائز اهمیت است. مجاهدین می دانند اگر قرار باشد با ماندن در عراق بهای پاره ای از محدودیت های سیاسی و.. را بپردازند، اما در غرب به یمن فضای دمکراتیک و اهرم های قانونی و امکانات دمکراتیک می توانند بخشی از این محدودیت های شان در عراق را جبران کنند. در عوض از اهرم غرب به عنوان یک پشت جبهه تمام عیار برای انواع ساپورت های مالی و ایدئولوژیک و نیروی انسانی استفاده کنند. تصمیم اتحادیه اروپا به صرف خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی محدود و ختم نخواهد شد. صرف این همه انرژی و هزینه های مالی مجاهدین در طول هفت سال گذشته برای بیرون رفتن از لیست های تروریستی اتحادیه اروپا و بعد از این آمریکا تنها محدود به کسب وجاهت و پرنسیب های اجتماعی در غرب نبوده و نخواهد بود، همه کشورهای اروپایی و به خصوص اتحادیه اروپا از این پس باید در انتظار کنش های غافلگیرکننده مجاهدین در خصوص این تصمیم شتابزده باشند. زمان چنانچه تا کنون بهترین ملاک برای قضاوت درباره ماهیت مجاهدین بوده، از این پس نیز به مثابه فاکتور قابل اعتنایی پرده از اسرار و رازهای درونی مجاهدین خواهد گشود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا