خانواده ها

به امید رهایی فرزندمان از چنگال رجوی

آقای قدرت اله شعبانی پدر اسیر فرقه، عین اله شعبانی، که از خانواده های فعال و پی گیر این دفتر و مستمرا در ارتباط با انجمن بود به یک باره آهی از ته دل کشید و گفت خدا لعنت کند رجوی را، چشم انتظاری تا کی؟صدای ضعیف پدر پیر در گوشی تلفن برایم قابل تشخیص نبود، اندکی بعد متوجه صدای آقای قدرت اله شعبانی پدر اسیر فرقه، عین اله شعبانی شدم. او که از خانواده های فعال و پی گیر این دفتر و مستمرا در ارتباط با انجمن بود و چند روزی خبری از او نداشتیم، وقتی جویای احوال شدیم بغض آلود به یک باره آهی از ته دل کشید و گفت خدا لعنت کند رجوی را، چشم انتظاری تا کی؟ و سپس ادامه داد داستان زندگی ما نیز چون زندگی یعقوب پیامبر شده است. در طول 20 سال اسارت فرزندم در تشکیلات رجوی در عراق نه خبری و نه ارتباطی، نه نامه و نه تلفنی از او داشتم. من و همسرم فقط نگاه به درب داریم تا شاید خبری از او شود!!!
مدتی است کسالت دارم و در بستر بیماری در منزلم و… بدنبال این خبر به همراه یکی دیگر از دوستان بازگشته به ملاقات او در منزلش رفتیم.
او که در اثر بیماری و درد و غم ناشی از چشم انتظاری خیلی ضعیف شده و در بستر بیماری بود با حضور ما از جا برخاسته و با چشمان اشک آلود پذیرای حضور مان شد و آهی کشید و از خدا خواست تا هر چه زودتر پسرش عین اله نیز از چنگال فرقه رجوی در عراق آزاد شود تا او را هم در آغوش کشد.
مادر پیر او نیز که در باغچه منزل مشغول کار بود با دیدن ما خیلی خوشحال گشته و ضمن پذیرایی گفت: «خوش خبر باشید» و انگار هر لحظه منتظر خبری از آمدن پسرش باشد، ادامه داد از خدا می خواهم قبل از مرگم بتوانم پسرم را بار دیگر ببینم. سپس آقای شعبانی ضمن طرح مشکلات و مصائب ملاقات سال 82 در اشرف و چگونگی برخورد منافقانه مسئوولین فرقه در آنجا اظهار داشت:
کجا هستند سازمانهای بین المللی و صلیب سرخ و… که ادعاهای بلند بالای حقوق بشری شان گوش دنیا را کر کرده است ولی نمی توانند حتی اجازه یک ملاقات حضوری با فرزندان مان را در عراق مهیا کنند این چه مبارزه با تروریسم است که رهبران تروریستها در فرانسه و لندن و آمریکا در حال خوش گذارنی اند و بچه هایمان در بیخ گوش نیروهایشان در قرارگاه اشرف اسیر جهنم رجویند که حق حتی تماس با پدر و مادر در حال مرگ را ندارند. مادر پیر عین اله هم که آخرین عکس جوانی او که مربوط به دوران سربازیش بود را از روی طاقچه اتاق نشان می داد اظهار داشت، پسرم اسیر زمان جنگ صدام بود نمی دانم چطوری سر از قرارگاه اشرف در آورده و 20 سال است اسیر رجوی شده استسپس مادر پیر عین الهم که آخرین عکس جوانی او که مربوط به دوران سربازیش بود را از روی طاقچه اتاق نشان می داد اظهار داشت، پسرم اسیر زمان جنگ صدام بود نمی دانم چطوری سر از قرارگاه اشرف در آورده و 20 سال است اسیر رجوی شده است چه کسی بایستی پاسخگوی من باشد؟ کی فرزندمان از چنگال رجوی خارج می شوند؟ ما نیز ضمن آرزوی سلامتی برای این پدر پیر، از خدای بزرگ می خواهیم تا هر چه زودتر این فرزندان اسیر ملت ایران را از چنگال تشکیلات فرقه ای و تروریستی رجوی خارج نماید تا به آغوش گرم خانواده باز گردند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا