مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت دهم

حمایت فرقه مجاهدین از کارگر و بزرگداشت روزجهانی کارگر!؟؟ مقدمه:
سایت ایران قلم در نظر دارد با توجه به حضور خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق در اروپا، مصاحبه ای را در چند قسمت با ایشان انجام دهد. طبعاً با توجه به جایگاه تشکیلاتی ایشان در شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق و همچنین ارتباط نزدیک وی با مسعود رجوی رهبری این سازمان، تجربیات و دیدگاه های ایشان می تواند در شناخت ماهیت فرقه مجاهدین خلق و همچنین اهداف استراتژیکی این سازمان در آینده بسیار مؤثر باشد. از خوانندگان درخواست می شود در صورتیکه سؤالی در ارتباط با مسائل مربوط به سازمان مجاهدین دارند آن را به آدرس اینترنتی هیئت تحریریه سایت ایران قلم ارسال کنند تا با خانم سلطانی مطرح شود. با تشکر سایت ایران قلم:
اجازه بدهید در این قسمت از مصاحبه به اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق در مورد روز جهانی کارگر بپردازیم. آقای مسعود رجوی ترجیح داده در حالیکه هنوز چند هفته به روزجهانی کارگر باقی مانده، اطلاعیه ای در حمایت از کارگران بنام سازمان مجاهدین خلق منتشر کند. آیا به نظر شما سازمانی که اعضایش را که بیش از بیست سال در این سازمان شبانه روزی از دل و جان کار می کردند، بعد از این مدت نه تنها حق و حقوق مادی آنها را حتی به عنوان یک کارگر نپرداخت بلکه به زندان و تبعیدگاه فرستاد، می توان مدافع کارگر نامید؟ یا سازمانی که زنان را که بطور مضاعف تحت استثمار جسمی و جنسی در درون تشکیلات خود قرار می دهد، می توان مداقع زنان کارگر دانست؟ ارزیابی شما از این اطلاعیه مجاهدین خلق چیست؟ خانم بتول سلطانی:
بله، همانطور که شما اشاره کردید، اخیرا سازمان مجاهدین خلق برای یازده اریبهشت (روز کارگر) فراخوان داده است. هر کس که نداند ماهیت و محتوی این سازمان چیست ویا بیگاریهای سالیان متوالی در این سازمان را نداند امر بر او مشتبه می شود که نکند این فرقه حامی کارگران است. در اینجا می خواهم کمی از بیگاری کشیدن از اعضا و همینطور ماهیت ضد کارگر و طبقاتی این فرقه بگویم تا آنها با شعارهای مردم فریب و غرب پسند نتوانند خود را حامی کارگران و زحمتکشان جا بزنند. من در مصاحبه های قبلی ام گفته بودم که رجوی شخصااز ما بعنوان شورای رهبری اش می خواست که از همه تحت مسئولینمان فقط پوست و استخوان بماند و درست بهمین دلیل هم عده ای علی رغم اینکه دارای رده شورای رهبری بودند اما چون مو به مو و به قول خود رجوی "بی شکاف" به گفته های او عمل نمی کردند به دلایل و بهانه های مختلف حاشیه نشین و بازنشست می شدند و در محاصره ای بسا تنگ تر قرارمی گرفتند تا نتوانند حرفی بزنند و از کار برکنار می شدند و باید مستقیما به رجوی جواب می دادند. خودم شاهد بودم که برای این دسته از زنان شورای رهبری چه گردابی درست کرده بود که بطور واقعی نفس نمی توانستند بکشند اما بحث راجع به این قسمت از زنان نگون بخت شورای رهبری را می گذارم برای بعد و در این مناسبت سعی می کنم از عضو تیمها و نفرات رده پائینی بگویم که قرارگاه بر دوش این ستمکشان است. شورای رهبری در مورد حیطه تحت مسئولیتش وظیفه داشت کنترل کند که 24 ساعت هر فرد شش ساعت استراحت با یک پست دوساعته و 18 ساعتش با کار و گزارش نویسی پر باشد. این را باور کنید که من می گویم که از همان شش ساعت که دوساعتش برای پست می رفت یعنی برای هر فرد فقط شبانه روز 4 ساعت استراحت در می آمد و اگر از یک اشرفی سوال کنید که چه آرزویی داری بخدا قسم بزرگترین آرزویش یک خواب کامل 7 ساعته است. از بالا این تنظیم و برنامه ریزی می شد مثلا همه باید توجیه می شدند که هر مقر گشت شبانه نیاز دارد و تهدید نفوذ دشمن است یعنی در هر مقر گشت شبانه بود نفر نگهبان هر خوابگاه داشت و خلاصه به بهانه های مختلف همین چند ساعت خواب نفر هم گرفته می شد. صبح معمولا حوالی ساعت 5.30 بیدارباش بود و افراد با اجبار باید بیدار می شدند و نماز می خواندند و بعد می رفتند صبحانه و ظرف نیم ساعت صبحانه جمع می شد و اغلب نفرات که تشنه نیم ساعت خواب بودند از خوردن صبحانه هم منصرف می شدند و با شکم گرسنه سر بیگاری می رفتند حالا کار چه بود علف کنی بیابانها – کاشتن گیاه – جاروی خیابانهائی که تمیز بود – نشستهای عملیات جاری و دعوا – نظافت و سرویس و رسیدگی به ماشینها و مقرها – آشپزخانه ها این کار عمده بدنه تشکیلات بود. و وظیفه یک لایه بالاتر"کارزایی" بود بدون صرف هزینه مثلا حتی گفته می شد که تا می توانید از این نفرات کار بکشید ولو اینکه دیواری را بدهید یک قسمت خراب کند یک قسمت دیگر آنجا و بلوکها را تمیز کند و گروهی دیگر برود دیوار یا خانه ای دیگر بسازد و خلاصه آن روی سکه استثمار ذهنی و به اسارت گرفتن هویت افراد همین بیگاری کشیدن و کار جسمی متوالی در روز بود. یک دستور تشکیلاتی دیگر این بود که بقدری باید از افراد کار کشید که وقتی فرد به تخت خواب می رسد مثل جسد بیجان بیفتد و نتواند به هیچ چیز دیگر فکر کند. آنوقت بنگرید که چنین سازمانی که با اعضای خود چنین می کند چگونه سعی می کند که خود را حامی کارگر جا می زند. پیشاپیش به عباس داوری (رئیس به اصطلاح کمیسیون کار این فرقه) با نام مستعار برادر رحمان هر چند که خود او هم در دام دیگری است که باید جداگانه به آن بپردارم اما پیشنهاد می کنم که واجب تر از حمایت زحمتکشان میهن الان به وی نزدیکتر حمایت از بیگاری کشیدن و آزاد کردن حدود 3000 کارگر اشرفی است. و پیشنهاد می کنم که اگر جرأت دارد در این زمینه سخنرانی کند. سایت ایران قلم:
ممنون از توضیحاتی که دادید، سؤال دیگرم در ارتباط با مناسبات درونی مجاهدین هست، ممنون می شوم اگر یک تقسیم بندی از تبعیض و استثمار در درون مجاهدین در قرارگاه اشرف در عراق و اووروسورواز در فرانسه به عنوان سمبل های جامعه بی طبقه توحیدی مجاهدین برای خوانندگان ارائه دهید؟ آیا واقعا فرقی بین بدنه سازمان و بالای سازمان وجود ندارد؟ اساسا چرا مریم رجوی پیام حمایت از کارگران و روز جهانی کارگر نداده است؟ آیا به نظر شما به این دلیل نیست که کمی مشمئز کننده می شد اگر مریم رجوی با لباس بیش از 10 هزار اویرویی و وسائل آرایش که هر کدام هزاران اویرو ارزش دارد برای روز کارگر و حمایت از آنها پیام می داد؟ خانم بتول سلطانی:
بی عدالتی و استثمار هر چند که بطور سیستماتیک توسط رهبری نسبت به کلیه اعضا صورت می گیرد و کلیه لایه های تشکیلاتی را در بر می گیرد، اما کمیت و کیفیت این استثمار متفاوت است. اگر بخواهیم نمود جامعه بی طبقه توحیدی و اسلام ناب محمدی مسعود رجوی را در اشرف یا اووروسورواز که نماد هایی از این فرقه هستند مورد بررسی قرار دهیم، به ترتیب زیر خواهد بود: بدنه: اعضای گرفتاری که سالهاست تحت تلقین هستند و از هویت واقعی تهی هستند و همانند برده با شیوه های پیچیده تشکیلاتی که سالیان سال است رجوی خوب تجاربش را کسب کرده است تحت هژمونی و فرامین تشکیلاتی هستند و تحت نظارت و کنترل کامل و تمام وقت هستند. شورای رهبری: طبقه بازهم به نوعی گرفتار اما مفت خور طبقه است کار را بدنه انجام می دهد و اینها غالبا در نشست و تصمیم گیری برای چگونگی کنترل بدنه هستند اینها غالبا خوب می خوابند و خوب می خورند آشپزخانه جداگانه با غذاخوری مجزا یخچال پر از میوه و مواد غذائی – ماشین شخصی و همینطور ماهواره و امکان اینترنت- اتاق کار مجزا – استراحت مجزا- تلفن – پیجر و انواع و اقسام امکانات دیگر یک یا چند نفر خدمتکار تحت عنوان دفتر که همه کارهای حتی فردی وی را هم انجام می دهند! رهبری: این طبقه که شخص رهبری شاملش می شود یعنی رجوی و همسرش مریم که در مورد ویژگیهای او در مصاحبه های قبلی گفته ام که جایگاهی ملکوتی دارد در حد پرستیدن با کلیه حقوق اعم از حق رهبری و تملک مال و جان و همه چیز اعضا همچنین کلیه حقوق برای خود اعم از همسرو عواطف که سالیان است بر اعضا حرام کرده است – کلیه امکانات رفاهی در حد امپراطورها و پادشاهان و با تفاوت قالب و ظرف ایدئولوژی که البته بدترین نوع استثمار است. البته که هر کدام از مقرهای رهبری را که من از نزدیک مشاهده کرده ام دارای امکانات و تجهیزات رفاهی کامل است در مورد همین مقر مریم رجوی در اور سورواز که مرتب دم از اشرف می زند اما روزانه هزاران یورو هزینه دارد. در حالیکه نفرات پوستشان در اشرف کنده می شود و بیگاری می کنند این خانم در اور نشسته و دهها نفر کادر اداری برای انجام کارهای شخصی اش گمارده است و روزانه هزار یورو هزینه زیبائی انجام می دهد و جدول غذائی او که من خبر دارم چه هزینه و انرژی صرف آن می شود و لباس او که برای هر مراسمی همانطور که شما اشاره کردید بیش از ده هزار اورو برای لباسش هزینه می کند. آیا واقعا نماد جامعه بی طبقه توحیدی و اسلام ناب محمدی این است؟

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.