اسیران اشرف

بررسی میزان آمادگی فرار اسیران از چنگال گشتاپوی فرقه رجوی

برای نویسندگان و پژوهشگران و کسانی که تا حدودی توانسته اند از بافت تشکیلاتی فرقه تروریستی با توجه به خاطرات وشهادت های افراد سابق این فرقه آگاهی نسبی بدست آورند جای هیچ تردیدی نیست که حضور فیزیکی خانواده اسیران در جلوی اسارتگاه عراق جدید (اشرف) در نهایت باعث شدت شتاب گرفتن سرعت باز شدن درب های این قلعه بردگی بجا مانده از دوران صدام و آزاد شدن همه اسیران خواهد گردید.
چنین اقدام جانانه و موثری تنها با گذشت و صبوری و تحمل مشکلات ناشی از سفر به عراق توسط خانواد ها و زیستن در آن شرایط سخت و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات متعدد را تنها می توان در چهارچوب عشق و علاقه مادران به فرزندان تعریف و معنا نمود.
و در واقع چنین تلاشی توسط مادران و خواهران و فرزندان اسیران پادزهریست درمقابل زهرهایی که جلادان و شکنجه گران و بازجویان فرقه رجوی هر روز و هرساعت در کام این اسیران می ریزند.
در واقع وقتی صدای خانواه ها در سطع اسارتگاه طنین انداز می گردد _ هیچ کس را از نشنیدن آن گریزی نیست گرچه بافت ساختمانی این اردو گاه بنا بر تعریف کسانی که قبلا درآنجا زندگی کرده اند ساختمان ها بگونه ای دور از هم و جدا جدا ساخته شده که بیرون رفتن و داخل شدن به هر قرارگاه نیاز به مجوز مسئولین اسارتگاه دارد. ساخت چنین جزایری جدا جدا و در واقع بخودی خود نشان از این حقیقت دارد که درآن اسارتگاه مقوله ای بنام جامعه به معنی اخص آن وجود ندارد که درچنین حالتی می توان آنرا به بندهای مختلفی از یک زندان بزرگ تشبیه نمود.
با چنین تعریفی به درستی می توان دریافت که این 3 هزار و اندی اسیر در اجتماعات چند ده نفری خلاصه شده اند که هر یک از این اجتماعات کوچک از اجتماع دیگر واتفاقاتی که دراجتماع دیگر بوقوع می پیوندد کاملا بی خبراست. با چنین تصور و تصویر دردناکی می توان از این واقعیت با خبرشد که مثلا برای نمونه تنها گروهی کوچک اسیران این فرقه از غیبت و فرار موفقیت آمیز شش نفری که اخیرا از این اسارتگاه گریخته اند از جمله آقایان علی عینکیان _مهرداد امیری وحجت رفیعی آگاه شده باشند _ که حتی درچنین صورتی سرکردگان فرقه می توانند با رذالت ودروغگویی فرار این افراد را تحت توجیه انتقال به قرارگاهی دیگر توجیه نمایند. بنابراین با وجود چنین جو ارعاب و سرکوب و اختناق گسترده در اسارتگاه فرار هر یک از اسیران را باید یک عملیات شگفت انگیز وغیرقابل تصور و یک اقدام کاملا قهرمانانه و قابل تقدیر به حساب آورد…
چنین اقدامات متهورانه وقتی بیشتر و بیشتر برجسته و قابل تعمق می گردد که برپایه اعترافات گریختگان سرکوبگران تشکیلاتی مدام درگوش این اسیران هشدار دروغین وحشت از نیروهای عراقی را زمزمه می کنند! بافت شناسی شخصیتی و میزان دلبستگی و یا نارضایتی جمعیت اسیر در اردوگاه اشرف…
کسانی که هنوز در این اسارتگاه تروریستی بجا مانده اند را با توجه به اطلاعات منتشره می توان به چند گروه مجزا تقسیم نمود _ چنین جداسازی می تواند پاسخ گوی چگونگی چشم انتظاری ما از فرار این اسیران باشد. یکم _ اعضای قدیمی کهنسال فرقه تروریستی رجوی…..
شانس جداشدن این افراد از فرقه رجوی بسیار اندک است _ چرا که اولا عموما بیمار و کنهسال و ناامید هستند و دوما کلیه باز جویان _ شکنجه گران و فرماندهان ترور جزو این طبقه از اسیران به شمار می روند _ شمار این افراد را می تواند بین صد تا صدوپنجاه نفر تخمین زد. دوم _ زنان اسیر درفرقه رجوی………..
میزان انتظار از فرار زنان اسیر نیز بسیار اندک است زیرا عموما در سنین کهولت و بالای 50 سالگی بسر می برند _ دوما عموما بیمار هستند و سوما عموما در نهایت ناامیدی و یاس قرار دارند _ ضمن اینکه تعدادی از این زنان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و گروهی از آنها نیز توسط جلادی بنام نفیسه بادامچی درطرحی بنام " رسیدن به قله رهایی " مورد جراحی عمل وخارج نمودن رحم قرارگرفته اند _ گروهی از این زنان اسیر نیز وقتی وارد این اسارتگاه گردیده اند دختران جوانی بیش نبوده که شاید هم اکنون به زنانی مورد بهره برداری جنسی قرارگرفته تبدیل شده اند که هیچ آینده ای را برای خود تصور نمی نمایند…. شماراین زنان نزدیک به ششصد نفر می باشد. سوم _ اسیران جنگ ایران وعراق وکسانی که تحت نام فریبنده تحصیل و زندگی دراروپا به این اسارتگاه کشیده شده و در دام افتاده اند……

خانم ثریا عبداللهی شیرزن مقاومی که ماه هاست برای آزادی فرزند ربوده شده اش از جانب فرقه تروریستی رجوی درجلوی درب اسارتگاه به بست نشسته است. میزان انتظار از فرار اینگونه افراد بسیار بالا و قابل توجه است زیرا عموم این افراد زندگی در اسارتگاه فرقه رجوی جزو انتخاب های زندگی آنها نبوده است _ گروهی اسیر جنگی که برای فرار ازشرایط سخت وچاله های اردوگاه های جنگی زمان صدام به اشتباه خارج شده وخود را درچاه فرقه رجوی اسیر یافته اند وگروه دوم نیز به قصد سفر و اقامت و کار از اروپا فریفته گردیده وبه دام شیادی های فرقه رجوی اسیرشده اند…… _ این دو گروه در ریشه هیچ گونه علاقه وعقیده ای به زندگی در اسارتگاه فرقه را ندارند وانگیزه های این افراد برای فرار (بگونه ای فردی و یا گروهی) وعصیان وسرکشی این گروه بسیار بالاست و عموما به دنبال فرصتی هستند تا از این اسارتگاه بگریزند. شمار این افراد را ششصد تا هشتصد نفر تخمین زده اند. چهارم _ خانواده تروریست های جانباخته درعملیات انتحاری _ تروریستی دهه شصت و اعدام شدگان
از آنجا که حس انتقامجویی دراین افراد بسیار بالاست وچنین کسانی به امید رسیدن روز انتقام! عمر وهستی خود را باخته و در ته راه ناامیدی و یاس به سر می برند عموما به انواع واقسام بیماریهای روحی روانی دچارهستند و ازحالت عادی یک انسان سالم بسیار دور افتاده اند _ بنابراین انتظار فرار و جدایی اینگونه افراد بسیار اندک است.
شمار این افراد را حدود پانصد تن برآورد نموده اند….. پنجم _ معلولین و کسانی که در عملیات نظامی تروریستی دچار نقص عضو گردیده اند
این افراد عموما نمی توانند شخصا کارهای روزمره خود را انجام دهند و برای بقا نیاز به مراقبت های ویژه و کمک دیگران دارند _ طبیعی است که اگرچه درمیان این گروه افراد ناراضی نیز وجود داشته باشند قادر به فرار از این قرارگاه تروریستی نیستند ولذا نمی توان به هیچ وجه از این معلولین انتظار فرار داشت….. تعداد این معلولین را حدود یکصدوپنجاه نفر تخمین زده اند. نتیجه = با توجه به پژوهش جمعیت شناسی بالا از حدود 3400 نفر اسیر در اردوگاه تروریستی اشرف سابق تعداد تقریبا دست کم ششصد نفر درشرایطی آماده برای فرار و گریختن از مناسبات سرکوبگرایانه این فرقه می باشند ولذا باید چشم انتظار بود تا این بخش از اسیران تحت شرایطی علیه این تشکیلات شوریده و یا بگونه ای فردی و جمعی از این اسارتگاه فرار نمایند _ درچنین صورتی با توجه به هراس ودرماندگی سران فرقه نشان می دهد که هم اکنون دوهزار و هشتصد نفر هستی باخته وناامید مشغول نگاهبانی از این ششصد نفر آماده فرار می باشند….! بقیه افراد اسیر دراین فرقه جملگی باهم فامیل هستند ویک خانواده بزرگ را تشکیل می دهند _ آنچه امروز سران فرقه رجوی را به ترس و وحشت و سراسیمگی انداخته اینست که تحصن خانواده ها باعث فرار تعدادی از همین افراد بخش سوم (اسیران جنگی و ربوده شدگان) شده است ولذا تداوم این بست نشینی ممکن است باعث خروج وفرار چند صدنفر از اسیران گردد….. فرار این تعداد از اسیران بدون تردید باعث چنان آشفتگی و برهم ریزی گسترده ای خواهد شد که سرکوبگران فرقه قادر به مخفی نمودن خبر اینگونه فرارها در تعداد زیاد نخواهند بود…… از انجایی که بی خبری ومحرومیت از اخبار جزیی مهم از دستورات تشکیلاتی فرقه رجوی می باشد لذا به محض اینکه اخباری چنین گسترده از فرار افراد درسطحی وسیع پخش گردد سرگوبگران تشکیلاتی قادر به کنترل جمعی نخواهند بود واین همان سرانجامی است که سرکردگان این فرقه از آن می ترسند. فروپاشی فرقه تروریستی رجوی که از سال 1367 بعد از شکست محتوم درعملیات جنون آمیز فروغ آغازشده بود با سقوط رژیم صدام وارد فاز پرشتابی گردید _ جدایی نزدیک به هزارنفراز اعضای ناراضی این فرقه درسال 2003 و2004 این فروپاشی را وارد فاز نهایی نمود _
هم اکنون فرقه رجوی برای گذرازاین بحران تلاشی کامل، هیچ راهی پیش پای خود جز تسلیم ندارد _ سران این فرقه باید بدانند که دیگرصدام وصدامیان به تاریخ پیوستند ولذا آنها دیگر جایی درعراق ندارند _ بجاست تا برای یک بار هم که شده دست از ماجراجویی بی سرانجام دست بردارند و به اسیران اشرف این فرصت را بدهند تا از آن کشور نا امن خارج شده وخود را به محلی امن وانتخابی برسانند _ بجاست تا با همکاری با دولت قانونی عراق سرانجامی خوش برای این اسیران هستی باخته فراهم آورید……. دراینجا لازم می دانم تشکر وسپاسمندی خود را از دوگروه اعلام نمایم _ اول از تمامی اعضای سابق فرقه تروریستی رجوی بویژه خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری رجوی که با شهامتی مثال زدنی پرده انحرافات جنسی وسو استفاده سرکرده فرقه رجوی از زنان اسیر را به گوش همگان رساند و ثابت کرد که انقلاب ایدئولوژیک تنها سرپوشی برای تمایلات حیوانی _ جنسی سرکرده فرقه رجوی بیشتر نبود و دوم سپاسگزاری کنم از اعضای متحصن اسیران فرقه تروریستی رجوی _ از مادرها و پدرهای بیمار و کهنسال از فرزندان اسیران و از خانم ثریا عبداالهی شیرزن مقاومی که با استقامت بی نظیرخود مصمم است تا فرزند ربوده شده اش را از چنگال گشتاپوی فرقه رجوی آزاد نماید…

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا