<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/زندگی-آزاد-خارج-از-مجاهدین-خلق</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 10 Oct 2026 07:43:35 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/زندگی-آزاد-خارج-از-مجاهدین-خلق</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>بعد از خلاصی از جهنم رجوی زندگی شیرین می شود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69805</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69805?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Oct 2026 07:43:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69805</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز جمعه 17 مهر با خانواده ام به بندر ترکمن سفر کردیم. یک روستای معروفی در ترکمن صحرا داریم به اسم &#8220;پنچ پیکر&#8221;؛ این روستا حدود 1500 خانوار جمعیت دارد . شغل آنها تجارت پارچه ، دامداری و کشاورزی است، این روستا به قطب پارچه شمال ایران نیز معروف است . از غرب استان مازندران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69805">بعد از خلاصی از جهنم رجوی زندگی شیرین می شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز جمعه 17 مهر با خانواده ام به بندر ترکمن سفر کردیم. یک روستای معروفی در ترکمن صحرا داریم به اسم &#8220;پنچ پیکر&#8221;؛ این روستا حدود 1500 خانوار جمعیت دارد . شغل آنها تجارت پارچه ، دامداری و کشاورزی است، این روستا به قطب پارچه شمال ایران نیز معروف است . از غرب استان مازندران تا شرق استان برای خرید به این روستا می آیند ، من هم با خانواده برای خرید و هم به جهت روحیه و رفاه و تفریح به این روستا سفر کردیم تا ظهر در بازار پنچ پیکر از مغازه های مختلف دیدن و خرید کردیم. سپس به صرف ناهار به یکی از رستوران های همین روستا رفتیم. بعد از ظهر به سمت بندر ساحلی ترکمن که در چند کیلومتری روستای پنچ پیکر قرار دارد، رفتیم.</p>
<p>بازار بندر ترکمن ، بازار بسیار بزرگ و متنوعی است که همیشه هم شلوغ است . در این بازار غرفه های عکاسی وجود دارد که مسافران عکس های سنتی با لباس سنتی ترکمن می گیرند . دخترهایم به من پشنهاد دادند که عکس یادگاری با لباس محلی از بندر ترکمن بگیریم . من هم استقبال نموده و با هم به داخل غرفه رفتیم و تعدادی عکس جمعی و هم انفرادی گرفتیم. داخل غرفه که شدم به یاد برنامه هایی افتادم که در قرارگاه اشرف مخصوصاً ایام عید و تحویل سال نو از جانب ملیت ها برنامه هایی را اجرا می کردند. از جمله بچه های ترکمن در برنامه های نوروزی رقص خاص خودشان را با لباس و فرم محلی اجرا می کردند. ناگفته نماند برنامه هایی که از جانب ملیت ها اجرا می شد از طرف مسئولین چک می شد تا در چارچوب فرهنگی سازمان قرار داشته باشد. بعد از این که مسئولین اوکی می کردند سپس می توانستند اجرا کنند .</p>
<div id="attachment_69806" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69806" class="wp-image-69806" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-Fa-202610.jpg" alt="محمد رضا گلی " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-Fa-202610.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-Fa-202610-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-Fa-202610-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69806" class="wp-caption-text">محمد رضا گلی</p></div>
<p>ترانه هایی که اجرا می شد اشعارش را بایستی جوری تنظیم کنند که حتما اسم مسعود و مریم را در بر داشته باشد و در مدح و ستایش این دو باشد. اگر غیر از این بود از سوی مسئولین رد می شد، در واقع برنامه هایی که اجرا می شد هرگز به دل نمی نشست چرا که تصنعی و بی روح بود. اگر بچه ها کف و صوت می زدند از سر اجبار بود و به اصرار مسئولین تشویق می کردند ، از دل بچه ها در نمی آمد . آری وقتی در غرفه لباس ترکمن را برای عکس گرفتن به تن کردم ، لحظاتی خاطرات تلخ گذشته در ذهنم زنده شد که در چه دنیای تنگ و تاریکی بسر می بردم در حقیقت دنیای مسعود و مریم رجوی دنیای تاریکی، جعل و بندگی است. اما حالا در یک دنیای آزاد ، بدور از بندگی و دیکته کردن خودم هستم که انتخاب می کنم تمامی امورات از سر انتخاب خودم است. کسی به من دیکته نمی کند به همین دلیل هر کاری که می کنم برایم لذت بخش است و لطف و صفای دیگری دارد. از دل بر می آید و به دل می نشیند و معتقدم بعد از خلاصی از تشکیلات رجوی زندگی شیرین می شود. حال چه در ایران باشید و چه نباشید. در هر جای دنیای ، خلاصی از جهنم رجوی شیرین است .</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69805">بعد از خلاصی از جهنم رجوی زندگی شیرین می شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69805/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>با فرزندانم به یاد شهدای میناب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Sep 2026 07:55:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا گلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69691</guid>

					<description><![CDATA[<p>امسال بچه های گلم اول مهر را جشن گرفتند و وارد کلاس های درس شدند. وقتی رفتم آنها را تا مدرسه همراهی کنم به یاد بچه های میناب افتادم و یادشان را گرامی داشتم. جنایتی که هرگز از اذهان مردم ایران پاک نمی شود . در نخستین ساعات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دبستان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691">با فرزندانم به یاد شهدای میناب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>امسال بچه های گلم اول مهر را جشن گرفتند و وارد کلاس های درس شدند. وقتی رفتم آنها را تا مدرسه همراهی کنم به یاد بچه های میناب افتادم و یادشان را گرامی داشتم. جنایتی که هرگز از اذهان مردم ایران پاک نمی شود .</p>
<div id="attachment_69690" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69690" class="size-full wp-image-69690" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-20260928.jpg" alt="محمد رضا گلی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-20260928.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-20260928-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69690" class="wp-caption-text">محمد رضا گلی</p></div>
<p>در نخستین ساعات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دبستان و پیش دبستانی غیر انتفاعی دخترانه و پسرانه در میناب مورد حمله قرار گرفت ، بر اساس روایت شاهدان عینی این مدرسه در سه نوبت با فاصله کوتاهی مورد اصابت قرار گرفت ، سقف مدرسه بر روی دانش آموزان فرو ریخت در این حمله 156 غیر نظامی شهید شدند که 120 نفر از آنها دانش آموز 6 تا 13 ساله بودند. منابع آمریکایی تایید کردند که این حمله به احتمال زیاد توسط آمریکا انجام شده است. و اما آنهائیکه در قبال این جنایت سکوت کردند و صدایشان در نیامد شرم ابدی بر آنها باد. مانند سازمان مجاهدین خلق به سرکردگی رجوی.</p>
<p>این جنایت آنقدر فجیع بود که دنیا را در بهت فرو برد. لازم است یادآوری کنم خیلی از شخصیت ها و جریانات سیاسی که در خارج کشور علیه حکومت ایران فعالیت می کنند، حداقل در مقابل این جنایت ساکت نبوده و محکوم کردند. اما تنها جریانی که در مقابل این جنایت سکوت پیشه کرد و موضعی نگرفت جریان رجوی بود.</p>
<p>جالب است این جریان خودش را مدافع حقوق بشر می داند که البته برای ما جداشده ها که عمری در داخل این سازمان سپری کردیم، ماهیت این جریان شناخته شده است. در حقیقت آنها هیچ سنخیتی با حقوق بشر ندارند. سازمان جهنمی رجوی می تواند دروغ سر هم بندی کند، می تواند خیلی از مسائل را وارونه جلوه بدهد، می تواند بسیاری از حقایق را بگونه ای دیگر و خلاف آن بیان کند اما حقایق روزی خودش را آشکار می کند و البته اگر کارنامه این گروه را بررسی کنیم ناگفته نماند در وحشیگری کمتر از اسرائیلی ها و آمریکایی ها نیستند. آنها در تاریخ بعد از انقلاب جنایتی که در حق مردم ایران روا داشتند هرگز از ذهن مردم ایران پاک نمی شود. داستان مدرسه میناب داستان غم انگیزیست، غم از دست دادن فرشتگان میناب بر دل همه ایرانیان همیشه باقی می ماند، مهر امسال را به یاد شهدای میناب شروع کردیم و جای شان در کلاس های درس خالی است، هزاران درود و سلام به روح شهدای عزیزی که توسط آمریکایی و صهیونیستی به خاک و خون کشیده شدند .</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691">با فرزندانم به یاد شهدای میناب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Sep 2026 05:34:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69666</guid>

					<description><![CDATA[<p>امسال به دلیل مشغله های کاری که داشتم روز تولدم یادم رفته بود. بعد از ظهر وقتی از سر کارم به خانه بر گشتم زنگ خانه را زدم اما کسی در را باز نکرد و من هم دسته کلیدم را از ماشین آوردم و بعد از پارک ماشین در پارکینگ خانه، از راه پله آرام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666">سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>امسال به دلیل مشغله های کاری که داشتم روز تولدم یادم رفته بود. بعد از ظهر وقتی از سر کارم به خانه بر گشتم زنگ خانه را زدم اما کسی در را باز نکرد و من هم دسته کلیدم را از ماشین آوردم و بعد از پارک ماشین در پارکینگ خانه، از راه پله آرام آرام بالا رفته و سپس به آرامی درب اصلی را باز کردم. ناگهان خانواده ام برق خانه را روشن نموده و با گفتن &#8220;تولد تولد تولدت مبارک&#8221; من را سوپرایزم کردند. در حالی که اصلاً خاطرم نبود که سه مهر روز تولدم است. ناگفته نماند خانه را با فشفشه و گلهای رنگین و بادکنک تزیین کرده بودند. دخترهای گلم هر کدام هدیه ای را بمن تقدیم کردند که برایم خیلی ارزشمند بود و با تولدت مبارک مرا غرق شادی کردند.</p>
<p>باید اذعان کنم به کوری چشم رجوی اینجا در ایران برای آدم ها ارزش قائل می شوند. به واقع خانواده ها در غم و شادی هم شریک هستند. در آن روز اقوام درجه یک و به دنبالش دوستانم به من زنگ زدند و تولدم را به من تبریک گفتند.</p>
<p>در فرهنگ ما ایرانیان انسانها برای همدیگر ارزش قائل هستند و در هر مناسبتی احترام همدیگر را به جا می آورند. در حالی که من 24 سال را در تشکیلات مجاهدین بودم و از این نوع شادیها خبری نبود. در چهارچوب تشکیلات فقط برای مسعود و مریم رجوی جشن می گرفتند و اجباراً همه افراد را در سالن غذاخوری جمع کرده و برای آنان کف و صوت می زدند. در هر نوع مناسبتی از روز تولد گرفته تا موارد دیگر، برای افراد ارزشی قائل نمی شدند.</p>
<p>در همین رابطه من یک خاطره ای بیان کنم: دکتر داخلی قرارگاه ما تشخیص داده بود که من باید عمل جراحی بشوم. بعد ماهها و با اصرار من بالاخره مجبور شدند مرا به بیمارستان در بغداد بفرستند. بالاخره بستری شدم و تحت عمل جراحی قرار گرفتم. بعد از عمل دو هفته در بیمارستان بستری بودم. در آن ایام انتظار داشتم حداقل مسئول قرارگاه به ملاقاتم بیاید اما دریغ از یک نفر جهت ملاقات با من! نه مسئول مستقیم و نه مسئول قرارگاه هیچ کس سراغم را نگرفت. مناسبات سازمان طوری است که برای اعضای خودشان ارزشی قائل نمی شوند. تا وقتی جان دارند از افراد و اعضای نگونبخت کار می کشند اما وقتی از کار می افتند مانند دستمال کاغذی به دور انداخته می شوند. مناسبات داخل سازمان را با هیچ جای دنیای نمی شود مقایسه کرد. در پایان اشاره کنم رابطه ها در سازمان تصنعی و بی روح و بی جان است.</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666">سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت مجید محمدی از رهایی، ازدواج و بازگشت به زندگی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Sep 2026 06:11:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجید محمدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69642</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفتگوی انجمن نجات مازندران با عضو پیشین مجاهدین خلق مجید محمدی در چند بخش منتشر شد. مجید محمدی در این بخش از ویدیو به یاد می‌آورد که قبل از جدا شدن از سازمان مجاهدین در صحبت با یکی از دوستانش می‌گوید: آیا می‌شود در سال 92 یا 93 در ایران باشیم و صاحب زندگی بشویم؟ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642">روایت مجید محمدی از رهایی، ازدواج و بازگشت به زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گفتگوی انجمن نجات مازندران با عضو پیشین مجاهدین خلق مجید محمدی در چند بخش منتشر شد. مجید محمدی در این بخش از ویدیو به یاد می‌آورد که قبل از جدا شدن از سازمان مجاهدین در صحبت با یکی از دوستانش می‌گوید: آیا می‌شود در سال 92 یا 93 در ایران باشیم و صاحب زندگی بشویم؟</p>
<p>و چند ماه بعد همان اتفاق رخ داده است. او می‌گوید: الحمدالله همان اتفاق افتاد و من در سال 91 فرار کردم و به ایران آمدم و در سال 92 ازدواج کردم. یک همسر خوب دارم و فرزند اولم در سال 93 و فرزند دوم من رهام در سال 98 به دنیا آمد .</p>
<p>او در آخر پیامی به دوستان سابقش می دهد و از آنها می خواهد که از مجاهدین جدا شوند و لذت زندگی شیرین در کنار خانواده را تجربه کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642">روایت مجید محمدی از رهایی، ازدواج و بازگشت به زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از ۱۵ سال رهایی تا زندگی آرام و خانوادگی در ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Sep 2026 11:28:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجید محمدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69639</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجید محمدی از جداشدگان تشکیلات مجاهدین در این ویدئو از شرایط زندگی خود پس از جدایی چنین می گوید: من مجید محمدی هستم به مدت 15 سال است که از فرقه رجوی جدا شدم. آمدم ایران و الحمدالله دارای زندگی خوب و دو فرزند هستم که الان کنار من نشستند و همچنین صاحب خانه و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639">از ۱۵ سال رهایی تا زندگی آرام و خانوادگی در ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجید محمدی از جداشدگان تشکیلات مجاهدین در این ویدئو از شرایط زندگی خود پس از جدایی چنین می گوید:</p>
<p>من مجید محمدی هستم به مدت 15 سال است که از فرقه رجوی جدا شدم. آمدم ایران و الحمدالله دارای زندگی خوب و دو فرزند هستم که الان کنار من نشستند و همچنین صاحب خانه و ماشین هستم. از دوستانم که در داخل تشکیلات هستند می خواهم فضای ما را ببینند ما در چه موقعیتی قرار داریم و الحمدالله از وضعیت خودم خیلی راضیم. انشالله این پیام را دوستان بشنوند و برگردند به ایران .</p>
<p>ایشان همچنین در صحبتهایش خطاب به دوستانش در مقر مجاهدین، فضای حاکم بر مجاهدین را با جامعه ایران مقایسه می کند و تاکید می کند که این دو فضا قابل قیاس نیستند. و می گوید: در مناسبات رجوی بحثی که دمکراتیک باشه را نداشتیم ما نمی توانستیم خواسته هایمان را مطرح کنیم ما حتی آزاد نبودیم تا بتوانیم با خارج تشکیلات در تماس باشیم ما در یک محیط بسته ای قرار داشتیم آنجا مانند مردابی بود که بوی گندش بالا می زد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639">از ۱۵ سال رهایی تا زندگی آرام و خانوادگی در ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پرویز حیدرزاده: از تشکیلات مجاهدین فاصله بگیرید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Sep 2026 08:17:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[پرویز حیدرزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69486</guid>

					<description><![CDATA[<p>ضمن خوشامدگویی به شما می خواستم سئوال کنم چه پیامی برای دوستانت در آلبانی داری؟ من پرویز حیدرزاده نشلی هستم. من در جنگ عراق علیه ایران توسط مجاهدین اسیر شدم فریب آنها را خورده و وارد تشکیلات آنها شدم. به مدت سی سال در تشکیلات این فرقه بودم. بعد از رفتن به آلبانی توانستم از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486">پرویز حیدرزاده: از تشکیلات مجاهدین فاصله بگیرید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ضمن خوشامدگویی به شما می خواستم سئوال کنم چه پیامی برای دوستانت در آلبانی داری؟</p>
<p>من پرویز حیدرزاده نشلی هستم. من در جنگ عراق علیه ایران توسط مجاهدین اسیر شدم فریب آنها را خورده و وارد تشکیلات آنها شدم. به مدت سی سال در تشکیلات این فرقه بودم. بعد از رفتن به آلبانی توانستم از این فرقه جدا شوم و در آلبانی مشغول بکار شدم. در آنجا کار می کردم و بعد از 4 الی 5 سال ماندن در آلبانی بنا به درخواست خودم تقاضا کردم به ایران بیایم و ایران هم تقاضای من را پذیرفت و وارد کشور شدم. من سال 1400 وارد ایران شدم و اکنون ازدواج کردم و به لحاظ زندگی مشکلی ندارم و زندگی خودم را دارم.</p>
<p>پیام من خطاب به دوستانی که هنوز در فرقه رجوی هستند و فریب آنها را می خورند و با وعده و وعید آنها را در درون تشکیلات نگه داشتند: تا می توانید از این فرقه فاصله بگیرید و از این منجلاب بیرون بیایید تا دنیای آزاد را درک کنید تا زمانی که داخل آن تشکیلات هستید هرگز نمی توانید بفهمید دنیای آزاد یعنی چه. کلمه آزادی رو خیلی مریم رجوی استفاده می کنه اما معنی آزادی این نیست که آنها استفاده می کنند شما آزاد نیستید چون شما همیشه در بندید باید لحظه به لحظه گزارش کنید .</p>
<p>خطابم به تمام دوستانم از جمله بهزاد فرخی، مهدی ثابت رستمی، رحیم چارلنگ، محمد رنجبر و تک تک دوستانی که من را می شناسند. وقتش نیست که اسامی همه را ببرم تا می توانید از فرقه رجوی فاصله بگیرید و خودتان را به دنیای آزاد وصل کنید .</p>
<p>ممنون از فرصتی که به ما دادید .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486">پرویز حیدرزاده: از تشکیلات مجاهدین فاصله بگیرید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بر خلاف خواسته مجاهدین خلق باید آزادانه زندگی کنید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69421</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69421?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Aug 2026 08:48:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[صمد اسکندری]]></category>
		<category><![CDATA[کمند علی عزیزی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69421</guid>

					<description><![CDATA[<p>صمد اسکندری و کمند علی عزیزی اعضای نجات یافته از گروه تروریستی مجاهدین خلق که پس از آزادی با هم رابطه فامیلی برقرار کردند در یک روز تعطیل به اتفاق خانواده دورهمی صمیمی در فضای آزاد عاری از جبر و دستورات پوشالی سران مجاهدین را تجربه کردند. بر خلاف میل سران پلید گروه مجاهدین خلق [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69421">بر خلاف خواسته مجاهدین خلق باید آزادانه زندگی کنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>صمد اسکندری و کمند علی عزیزی اعضای نجات یافته از گروه تروریستی مجاهدین خلق که پس از آزادی با هم رابطه فامیلی برقرار کردند در یک روز تعطیل به اتفاق خانواده دورهمی صمیمی در فضای آزاد عاری از جبر و دستورات پوشالی سران مجاهدین را تجربه کردند.</p>
<p>بر خلاف میل سران پلید گروه مجاهدین خلق که به شدت مخالف کانون گرم خانواده و زندگی آزاد هستند، تمام رها شدگان از بند و سیاه چال رجوی در دنیای آزاد زندگی می کنند.</p>
<p>در این کلیپ صمد اسکندری و کمند علی عزیزی خطاب به همه اعضای حاضر در کمپ مجاهدین در مانز آلبانی که در حال سپری کردن عمر خود در درون شیشه بسته بدون اکسیژن هستند، اعلام کردند زندگی آزاد حق شما است و باید مقابل زور گویی سران مجاهدین ایستادگی کرده و خود را از مناسبات کثیف مجاهدین نجات دهید.</p>
<p>صمد اسکندری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69421">بر خلاف خواسته مجاهدین خلق باید آزادانه زندگی کنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69421/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Aug 2026 07:07:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69384</guid>

					<description><![CDATA[<p>تیم فوتبال استقلال تهران در لیگ برتر ایران به مصاف تیم نساجی قائمشهر رفت، به همین خاطر به همراه پسرم برای دیدن این بازی به قائمشهر رفتیم. بدون هیچ مشکلی وارد استادیوم شدیم. وقتی وارد شدیم با جمعیت انبوهی از هواداران دو تیم مواجه شدیم که تیم محبوبشان را تشویق می کردند. وقتی بازی شروع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384">یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تیم فوتبال استقلال تهران در لیگ برتر ایران به مصاف تیم نساجی قائمشهر رفت، به همین خاطر به همراه پسرم برای دیدن این بازی به قائمشهر رفتیم. بدون هیچ مشکلی وارد استادیوم شدیم. وقتی وارد شدیم با جمعیت انبوهی از هواداران دو تیم مواجه شدیم که تیم محبوبشان را تشویق می کردند. وقتی بازی شروع شد از پسرم سئوال کردم لذت می بری؟ گفت دستت درد نکنه که منو برای دیدن فوتبال به استادیوم آوردی .</p>
<p>در یک لحظه به یاد گذشته خودم وقتی در مناسبات مجاهدین خلق بودم، افتادم. برای دیدن یک فوتبال خارجی باید یک هفته قبل روی مخ مسئول وقت کار می کردیم که فلان فوتبال قرار است پخش شود. البته منظورم فوتبال های خارجی بود. در سازمان مجاهدین اساسا پخش فوتبالی از تیم های ایران ممنوع بود و عنوان می کردند اگر فوتبال را نگاه کنید به یاد خاطرات گذشته افتاده و باید فاکت های خود را بخوانید. اساسا هیچ فوتبالی در مناسبات پخش نمی شد. یادم هست فقط یک بار فوتبالی از ایران پخش کردند. بازی ایران و آمریکا در جام جهانی فرانسه بود و تعدادی از هواداران سازمان در استادیوم شعار می دادند به همین خاطر برای ما این مسابقه پخش شد .</p>
<p>وقتی فوتبال تمام شد به یاد دوستانی افتادم که هنوز در بند فریبکاری های رجوی گیر کردند و حتی از دیدن یک بازی فوتبال هم محروم هستند و خدا را شکر کردم توانستم بدون هیچ گونه محدودیتی به همراه پسرم برای دیدن فوتبال به استادیوم بیایم . سازمانی که اعضای خود را از دیدن بازی فوتبال محروم می کند چگونه می تواند مدعی به اصطلاح آزادی برای مردم شود؟!</p>
<p>به همراه پسرم از دیدن فوتبال لذت بردیم و جای همه دوستان سابقم خالی بود. امیدوارم روزی آنها هم به دور از مناسبات به دیدن فوتبال بنشینید و از این بازی زیبا لذت ببرند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384">یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام مجید محمدی به دوستان سابق در اشرف سه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69373</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69373?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Aug 2026 08:01:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجید محمدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69373</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای مجید محمدی به ما افتخار دادید و خوش آمدید به این جنگل که زیباترین است. شما بفرمائید چه پیامی برای دوستانتان در آلبانی دارید ؟ با سلام و عرض ارادت. من مجید محمدی مدت بیست سال در سازمان مجاهدین خلق بودم. من اکنون مدت سیزده سال هستش که از گروه مجاهدین خارج شدم. در حال [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69373">پیام مجید محمدی به دوستان سابق در اشرف سه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای مجید محمدی <span style="font-size: 1.2rem;">به ما افتخار دادید و </span><span style="font-size: 1.2rem;">خوش آمدید به این جنگل که زیباترین است. شما بفرمائید چه پیامی برای دوستانتان در آلبانی دارید ؟</span></p>
<p>با سلام و عرض ارادت. من مجید محمدی مدت بیست سال در سازمان مجاهدین خلق بودم. من اکنون مدت سیزده سال هستش که از گروه مجاهدین خارج شدم. در حال حاضر زندگی خوبی دارم و دو پسر یکی کلاس ششم و دیگری دوم ابتدایی دارم .<br />
من الحمدالله یک شغل نیمه دولتی دارم و در قسمت گردشگری کار می کنم و درآمد خوبی هم دارم. اکنون با دوستانم آمدیم در این فضای زیبا که بقول مازندرانی ها زیباترین جنگل ایران است. ما سالها با هم بودیم .<br />
من یک خواهش و تمنا از دوستانی مانند بهزاد فرخی و محمد مهدی ثابت رستمی که جایشان خالی است، دارم. انشاالله روزی شما رو در جمع خودمان ببینم. حداقل حال که در جمع ما نیستید از اون فرقه جدا بشید و آزاد زندگی کنید و گول حرفهای آنها را نخورید. من شخصا زندگی خوبی دارم و خیلی خوشحالم که در ایران با فرزندانم زندگی می کنم و انشاالله بتوانم شرمنده آنها و دوستانم نباشم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69373">پیام مجید محمدی به دوستان سابق در اشرف سه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69373/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت یک عضو جداشده بلوچ از سال‌های حضور در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69328</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69328?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 04:43:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد بلوچی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69328</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگوی اختصاصی با آقای محمد بلوچی از اعضای جداشده سازمان تروریستی مجاهدین خلق درباره‌ فریب در جذب نیرو، سال‌های دوری از خانواده، فشارهای تشکیلاتی و واقعیت‌هایی که پس از ورود به سازمان با آن روبه‌رو شد. در مناطق مختلف ایران، افراد زیادی با وعده‌هایی متفاوت جذب این جریان منحرف سیاسی و تشکیلاتی شده‌اند؛ همه کسانی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69328">روایت یک عضو جداشده بلوچ از سال‌های حضور در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گفت‌وگوی اختصاصی با آقای محمد بلوچی از اعضای جداشده سازمان تروریستی مجاهدین خلق درباره‌ فریب در جذب نیرو، سال‌های دوری از خانواده، فشارهای تشکیلاتی و واقعیت‌هایی که پس از ورود به سازمان با آن روبه‌رو شد.</p>
<p>در مناطق مختلف ایران، افراد زیادی با وعده‌هایی متفاوت جذب این جریان منحرف سیاسی و تشکیلاتی شده‌اند؛ همه کسانی که از این مجموعه‌ جدا شده‌اند، روایت هایی دارند که برای آنان که تجربه اش نکردند شبیه داستان و رمان است.</p>
<p>در این گفت‌وگو، آقای محمد بلوچی اهل شهرستان نیک‌شهر در استان سیستان و بلوچستان است، از مسیر پیوستن خود به سازمان منحرف، ضد خانواده و ضد ایرانی مجاهدین خلق، سال‌های حضور در تشکیلات، قطع ارتباط با خانواده و اتفاقاتی که به گفته‌ی او در داخل سازمان تجربه کرده است، سخن می‌گوید.</p>
<p>&#8211; خودتان را معرفی کنید و بگویید چگونه از نیک‌شهر به سازمان مجاهدین خلق رسیدید؟</p>
<p>من محمد بلوچی متولد 1356 اهل نیک‌شهر هستم. در یک خانواده معمولی بزرگ شدم. مثل خیلی از جوان‌ها در آن سال‌ها دغدغه‌ها و مشکلاتی داشتم و دنبال راهی بودم که بتوانم آینده بهتری برای خودم بسازم.<br />
در بهمن سال 1379 افرادی که با من ارتباط گرفتند و سازمان مجاهدین را به شکل دیگری معرفی کردند. صحبت از آرمان، آزادی، عدالت و آینده‌ای متفاوت بود. آنها هیچ‌وقت تصویر واقعی از شرایط داخل سازمان نشان نمی‌دادند.<br />
من فکر می‌کردم وارد مجموعه‌ای می‌شوم که قرار است به من فرصت رشد بدهد، خودشان همه کارها برای خروج من از ایران را انجام دادند و در خرداد 1380بعد از اینکه کاملاً من را مجاب کردند که دارم می روم تا رشد کنم و برای کشورم آزادی بیاورم راهی سرنوشتی شدم که بمحض ورود به آن متوجه شدم بسیاری از چیزهایی که گفته بودند با واقعیت فاصله دارد.</p>
<p>&#8211; وقتی وارد سازمان شدید، چه تفاوتی بین وعده‌ها و واقعیت دیدید؟</p>
<p>بزرگ‌ترین تفاوت این بود که بیرون از سازمان، همه چیز زیبا و آرمانی نشان داده می‌شد؛ اما داخل، زندگی شکل دیگری داشت.<br />
فرد به مرور متوجه می‌شد که تصمیم‌های شخصی، ارتباطات، رفت‌وآمدها و حتی فکر کردن درباره مسائل مختلف تحت تأثیر چارچوب‌های تشکیلاتی قرار دارد.</p>
<p>&#8211; یکی از موضوعاتی که بسیاری از جداشدگان مطرح کرده‌اند، قطع ارتباط با خانواده است. تجربه شما چه بود؟</p>
<p>برای من که از نیک‌شهر آمده بودم، دوری از خانواده یکی از سخت‌ترین بخش‌های ماجرا بود.<br />
خانواده‌ام در ایران بودند و سال‌ها نمی‌توانستم ارتباط طبیعی با آنها داشته باشم. نه دیدار، نه تماس آزادانه و نه اینکه بدانم در لحظه چه اتفاقی برایشان می‌افتد.<br />
برای یک انسان، مخصوصاً کسی که از یک محیط خانوادگی و فرهنگی مانند بلوچستان آمده، خانواده جایگاه بسیار مهمی دارد. قطع شدن این ارتباط فشار روحی زیادی ایجاد می‌کند.</p>
<p>-آیا تلاش کردید با خانواده تماس برقرار کنید؟</p>
<p>طبیعی بود که دلم برای خانواده‌ام تنگ شود و بخواهم از آنها خبر داشته باشم، اما شرایط به شکلی نبود که بتوانم مانند یک فرد آزاد با آنها ارتباط داشته باشم.<br />
سال‌ها گذشت و فاصله‌ای ایجاد شد که جبران آن بسیار سخت بود.</p>
<p>-از فضای داخلی سازمان چه چیزی برای شما قابل تأمل‌تر بود؟</p>
<p>چیزی که برای من سخت بود، این بود که احساس می‌کردم فردیت انسان کم‌رنگ می‌شود. افراد باید خودشان را با چارچوب‌های مشخص تطبیق دهند و بسیاری از مسائل شخصی جایگاهی ندارد.<br />
برخی افراد سال‌های زیادی از عمرشان را در شرایطی گذراندند که امکان انتخاب‌های معمول زندگی را نداشتند.</p>
<p>-آیا خاطره‌ای دارید که هنوز بعد از سال‌ها فراموش نکرده باشید؟</p>
<p>در این بخش می‌توان خاطرات واقعی فرد را اضافه کرد.<br />
چیزهایی دیدم که باعث شد درباره‌ بسیاری از باورهایی که قبل از ورود داشتم، دوباره فکر کنم. سخت‌ترین قسمت این بود که می‌دیدم بعضی افراد مانند من، با امیدهای متفاوت وارد شده بودند اما شرایط دیگری را تجربه کردند.</p>
<p>-چه زمانی تصمیم گرفتید جدا شوید؟</p>
<p>جدایی برای من یک تصمیم ساده نبود. سال‌ها طول کشید تا بتوانم شرایط را تحلیل کنم و بفهمم چیزی که تصور می‌کردم با چیزی که تجربه می‌کنم متفاوت است.<br />
ترس، نگرانی از آینده و نداشتن ارتباط با بیرون، تصمیم گرفتن را سخت می‌کرد؛ اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که باید زندگی خودم را دوباره به دست بگیرم.</p>
<p>-بعد از خروج، اولین چیزی که احساس کردید چه بود؟</p>
<p>احساس می‌کردم دوباره متولد شده‌ام، اما در عین حال باید خیلی چیزها را از نو یاد می‌گرفتم؛ از ارتباط با دیگران گرفته تا ساختن یک زندگی مستقل.<br />
مهم‌ترین حس، بازگشت اختیار به زندگی شخصی بود.</p>
<p>-پیام شما به خانواده‌هایی که سال‌هاست از عزیزانشان بی‌خبرند چیست؟</p>
<p>هیچ خانواده‌ای نباید عزیزش را فراموش کند. خانواده‌ها بزرگ‌ترین تکیه‌گاه افراد هستند و امیدوارم کسانی که هنوز در چنین شرایطی هستند، روزی بتوانند دوباره ارتباط خود را با خانواده و جامعه برقرار کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69328">روایت یک عضو جداشده بلوچ از سال‌های حضور در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69328/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحقق رویاهای انسانی پس از رهایی از مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69279</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69279?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Aug 2026 09:23:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سیروس غضنفری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69279</guid>

					<description><![CDATA[<p>من در سال 1383 از سازمان جدا شدم ، درست است که این جدایی سختی هایی داشت چون مجبور بودم از صفر شروع کردم ولی الان خوشبختانه زندگی روال عادی خودش را طی می کند. داستان اینجا بهتر می شود که بزرگ شدن فرزندان خود را ببینی و حسرت بدل نباشی. امروز دخترم کوثر آخرین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69279">تحقق رویاهای انسانی پس از رهایی از مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من در سال 1383 از سازمان جدا شدم ، درست است که این جدایی سختی هایی داشت چون مجبور بودم از صفر شروع کردم ولی الان خوشبختانه زندگی روال عادی خودش را طی می کند.</p>
<p>داستان اینجا بهتر می شود که بزرگ شدن فرزندان خود را ببینی و حسرت بدل نباشی.</p>
<p>امروز دخترم کوثر آخرین امتحان پایان دوره دیپلم را تمام کرد و انشاالله در امتحان کنکور هم قبول می شود و به دانشگاه می رود.</p>
<p>این را یاد آور می شوم به خانم مریم رجوی که می گفت :<br />
&#8221; اگر شما از سازمان بیرون بروید همان روز مرگ شما است &#8220;. ولی مانند همیشه حرفهای ایشان درست از آب در نیامد.</p>
<p>الان دوستان سابق در آلبانی شما هم می توانستید به زندگی خود آزادانه ادامه دهید. من آزادم اما شما نه! وقتی حق تماس و حق آزادانه رفتن به یک شهر دیگری در همان آلبانی را ندارید یعنی شما زندانی هستید.<br />
دوستان سابق در آلبانی شما، الان هم زندان بان و هم زندانی هستید. آن زنجبرهای ذهنی و آن شعارهای فریبنده شما را مسخ کرده، آن سلول را &#8220;زندگی آزاد &#8221; می دانید، بدتر از آن به همان زندگی عادت کردید!<br />
باید زنجیر را شکست و دنیای آزاد را دید و زندگی کرد.</p>
<p>سیروس غضنفری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69279">تحقق رویاهای انسانی پس از رهایی از مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69279/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69196</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69196?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Jul 2026 06:59:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69196</guid>

					<description><![CDATA[<p>زمانی که برای تفریح همراه خانواده بیرون می رویم خاطرات بد دورانی که در پادگان اشرف بودم به ذهنم می آید. در پادگان اشرف از تفریح و رفاه خبری نبود. یک حصار بسته که دور تا دورش بیابان بود. در پادگان اشرف پارکی احداث کرده بودند بنام پارک مریم که به همه چیز شباهت داشت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69196">رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زمانی که برای تفریح همراه خانواده بیرون می رویم خاطرات بد دورانی که در پادگان اشرف بودم به ذهنم می آید. در پادگان اشرف از تفریح و رفاه خبری نبود. یک حصار بسته که دور تا دورش بیابان بود. در پادگان اشرف پارکی احداث کرده بودند بنام پارک مریم که به همه چیز شباهت داشت غیر از پارک! تازه منت هم سر ما می گذاشتند و می گفتند هواداران با ما تماس می گیرند و آرزو دارند پارک مریم را از نزدیک ببینند. شما به پارک مریم کم بها می دهید.</p>
<p>زمانهایی که از کار روزانه خسته می شدیم و اعتراض می کردیم که ما اینجا تفریحی نداریم، سرکوب می شدیم و به ما می گفتند: برادر گفته هر مجاهدی به فکر تفریح و رفاه باشد بدانید بدنبال زندگی طلبی است و از مبارزه دور می شود.<br />
رجوی چند سال ما را در یک حصار بسته و بدور از دنیای آزاد نگه داشته بود و جرات نمی کردیم اعتراضی داشته باشیم . در دنیای آزاد یک انسان همه چیز دارد. خانواده دارد و آزاد است. هر کجا که دلش بخواهد می تواند همراه با خانواده خود برود. و من در این سالها که به وطن بازگشتم این آزادی را با گوشت و پوست حس می کنم.</p>
<p>فاضل فرهادی دوست عزیزم که از جداشده هاست و با هم به تفریح رفته بودیم نیز حرف مرا تایید می کند. در تفریح گاه صحبت می کردیم و فاضل فرهادی می گفت: می بینی انسان آزاد در کنار خانواده چقدر خوشحال تر است. در پادگان اشرف که بودیم آزادی نداشتیم. تفریح نداشتیم. رجوی ما را برده خودش حساب می کرد. تفریح فقط برای سران رجوی بود. شعارهای رجوی در رابطه با آزادی و برابری پوشال بود و از زمانی که از پادگان اشرف در عراق خودمان را آزاد کردیم، چقدر راحتیم. هر جا که دلمان بخواهد سفر می کنیم. هر زمانی که دلمان بخواهد برای تفریح اقدام می کنیم دلمان به حال کسانی می سوزد که در کمپ آلبانی زندگی می کنند، نه خانواده ای دارند و نه تفریحی دارند. ایدئولوژی عقب مانده رجوی در کمپ آلبانی اعمال می شود. رجوی دستگاه خودش را تغییر نمی دهد و روز به روز عقب تر می رود .</p>
<p>امیدواریم در آینده نزدیک اعضای گرفتار در کمپ آلبانی خودشان را نجات دهند و طعم زندگی واقعی را بچشند .</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69196">رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69196/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69008</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69008?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jun 2026 08:44:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69008</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام دوستان، سلام عزیزانی که به رهایی تان از تشکیلات سیاه و بازدارنده رجوی امیدوارم و به تحقیق میدانم یکایک شما و خانواده های دردمند و چشم انتظارتان رهایی تان را آرزو میکنید و با تمام وجود می خواهید که از زندان مرئی و نامرئی جسم و جان و روح و روان رجوی به پرواز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69008">پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوستان، سلام عزیزانی که به رهایی تان از تشکیلات سیاه و بازدارنده رجوی امیدوارم و به تحقیق میدانم یکایک شما و خانواده های دردمند و چشم انتظارتان رهایی تان را آرزو میکنید و با تمام وجود می خواهید که از زندان مرئی و نامرئی جسم و جان و روح و روان رجوی به پرواز در بیایید و آزاد و رها شوید. ولی چرا این اتفاق برای شما تاکنون نیفتاده و آن نگاه بالقوه درونی تان به نقطه بالفعل تبدیل نشده است؟ در یک کلام قفل رهایی تان کجاست!؟</p>
<h3>قفل رهایی</h3>
<p>ببینین دوستانم مادامی که نگاه و تمرکزتان بواسطه القائات تشکیلاتی روی ترس و ناامیدی استوار است و مدام بخودتون می گویید من نمی توانم، نمی‌شود و چگونه بعد جدایی تنها زندگی کنم. چطوری از نو زندگی بسازم. نه پول دارم نه جا و مکان و نه حامی و حتی مدارک هویتی مثلا شناسنامه و کارت ملی و پاس ندارم. چگونه و چطور میتوانم از چهار دیواری اسارتبار و کشنده رجوی بگریزم و نجات پیدا کنم!؟</p>
<p>دوستان اسیرم به تجربه خودم و فقط اندک با یک نگاه روانشناسانه عرض کنم که دقیقا نقطه چرخش و رهایی تان باز کردن همین قفل خودساخته است.</p>
<p>خواهش دارم بدور از هرگونه تعصب القا شده سالیان اسارت کمی آرام بگیرید و در خلوت تنهایی خود و حس آگاهی و اختیار و رهایی که خدا در وجودتان نهادینه کرده و وجود دارد، نقطه تمرکزتان و نوع نگاه تان را به جانب رهایی و باز کردن قفل رهایی بچرخانید و آنگاه است که راه بن بست و خسته کننده براحتی هموار میشود. چطور و چگونه؟</p>
<p>با خودتان تمرین کنید و مدام بگویید من می توانم. من باید رهایی و روشنایی و دنیای آزاد را ببینم. من باید و می‌توانم دوباره به خانواده و اصل زندگی بپیوندم و من با توکل بر خدا میتوانم خواست قلبی بالقوه خودم را به بالفعل تغییر بدم و به پرواز در بیایم و بدینگونه با شکستن قفل رهایی به تولدی دوباره دست پیدا خواهید کرد.</p>
<p>من هم مثل شما بودم. انبوه موانع دست و پا گیر داشتم که به دست و پا و روح و روانم تنیده شده بود و قدرت انتخاب و عملی کردن آن برایم نا ممکن شده بود. دقیقا بخاطر دارم حتی وقتی در یک پروسه طولانی توانسته بودم به نقطه شکستن قفل رهایی و تصمیم بر جدایی از تشکیلات مجاهدین برسم به بهانه ورزش صبحگاهی کوله بردوش به سمت مزار مروارید و مقر آمریکایی رفتم و محتاطانه و با ترس جلوی گشت ماشین آمریکایی را گرفتم و گفتم من عضو ناراضی هستم و قصد جدا شدن دارم و با معرفی خودم گفتم بدانید چنانچه در همین فاصله کوتاه برایم اتفاقی افتاد و سربه نیستم کردند و&#8230; رجویها مسبب و قاتل من هستند.</p>
<p>می بینید دوستان چگونه هنوز ناخواسته گرفتارشان بودم و توان باز کردن قفل رهایی را نداشتم و به تعویق می انداختم و یکی نبود که به من بگوید بنده خدا تو که ماشین گشت آمریکایی را دیدی خوب همین الان سوار ماشین شان شو و بگو تصمیم بر جدایی گرفتم و نمیخواهم برگردم پیش شان و میخواهم به مقرتان پناهنده شوم. همین و بس.</p>
<p>یکی نبود به من بگوید اینقدر کشش نده و تمامش کن و با آمریکایی‌ها برو و خودت را نجات بده.</p>
<p>دوستان اسیرم چه کسی باید این را میگفت جز خودم؟! با یک نگاه جدید و تحول آفرین و تمرکز بر رهایی ام به هر قیمت.</p>
<p>دوستان اسیرم باور کنید شما هم می توانید فقط باید بخواهید و نقطه تمرکزتان را تغییر بدهید تا قفل رهایی تان برای همیشه باز شود.</p>
<p>اگه بدونید زندگی بدور از تشکیلات اسارتبار و جهنمی رجوی چقدر زیبا و دلپذیر است و چه خوب گفته شد تا شقایق هست زندگی باید کرد&#8230;</p>
<p>بجنیبد که مشتاقانه در انتظارتان هستیم.</p>
<p>علی پوراحمد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69008">پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69008/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>همراه با دخترم نیایش در محرم 1405</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 09:58:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68935</guid>

					<description><![CDATA[<p>21 سال بعد از جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق و بازگشت به کانون گرم خانواده، روز پنجشنبه 28 خرداد ماه در هوای گرم شهر اهواز این سعادت به من دست داد تا در کنار خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات رجوی در مراسم عزاداری سالار شهیدان و سرور آزادگان امام حسین شرکت کنم. اگر چه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935">همراه با دخترم نیایش در محرم 1405</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>21 سال بعد از جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق و بازگشت به کانون گرم خانواده، روز پنجشنبه 28 خرداد ماه در هوای گرم شهر اهواز این سعادت به من دست داد تا در کنار خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات رجوی در مراسم عزاداری سالار شهیدان و سرور آزادگان امام حسین شرکت کنم. اگر چه این مراسم همه ساله در دفتر انجمن نجات خوزستان برگزار میشد ولی مراسم محرم امسال شور و حال و هوای دیگری برایم داشت. شهادت بسیاری از هموطنان و مسئولین و همچنین شهدای دانش آموز مدرسه میناب قلبم را به سختی می فشرد و تلاش کردم با تاسی به شهادت ابا عبدالله حسین و 72 تن از یاران پاکبازش در ظهر عاشورا خودم را تسکین دهم. براستی این شهدا ادامه دهنده و ترسیم کننده همان قیام سرخ فام عاشورا بودند. جنگ تجاوزکارانه 12 روزه و تجاوز اخیر به خاک میهن عاشورای دیگری را در جای جای ایران رقم زد.</p>
<p>حضور خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق داستان غم انگیز دیگری از این تابلو سرخ فام بود. پدران، مادران، خواهران و برادرانی که سالیان برای دیدار با عزیزانشان وقتی که از مجامع بین المللی ناامید شدند به امام حسین بعنوان تنها حامی خود پناه آورده اند. آنها در درد آوارگی و بی خبری از عزیزانشان با بانو زینب (ع) درد جانسوز مشترک دارند. اشک ریختن آنها در این مراسم با توسل به ابا عبدالله (ع) برای پایان دادن به درد و رنج فراق و دیدار با عزیزانشان و یا حتی شنیدن صدایی و یا نوشته ای بود و اشک می ریختند تا شاید قدری تسکین یابند.</p>
<p>محرم امسال و حضور در مراسم عزاداری سیدالشهدا برای خودم هم حال و هوایی دیگر داشت. حضور تنها دخترم نیایش در این مراسم برای ادای دین به امام شهید مرا به سالهای بسا دور که در تشکیلات مجاهدین خلق و در مراسم های صوری محرم که در قرارگاه اشرف برگزار میشد، برد. در آن مراسم ها به امام حسین و ابوالفضل عباس متوسل میشدم که دعای من را برای دیدار عزیزانم که سالها ازآنها خبری نداشتم، اجابت نمایند.</p>
<div id="attachment_68937" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68937" class="size-full wp-image-68937" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ekrami-Child-1405.jpg" alt="علی اکرامی و دخترش" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ekrami-Child-1405.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ekrami-Child-1405-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68937" class="wp-caption-text">علی اکرامی و دخترش</p></div>
<p>بعد از حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و سرنگونی صدام بزرگ ترین حامی رجوی، فرصتی بدست داد تا از تشکیلات جهنمی رجوی جدا و در نهایت سال 84 بعد از سالیان به نزد خانواده ام برگردم. آزادی ام از اسارت را هنوز باور نداشتم و علیرغم گذشت ماهها هنوز خواب کابوس وار حضور در تشکیلات رجوی را می دیدم. مدتها گذشت تا توانستم با شرایط جدید انس بگیرم. تشکیل زندگی مشترک دومین گام بزرگی بود که برداشتم و بعد از سه سال باز با تمسک به امام حسین صاحب یک دختر شدم. به پاس دعاها و نیایش های شبانه نام او را نیایش گذاشتیم. اکنون نیایش وارد نهمین سال از بهار زندگی اش شده است.</p>
<p>روز پنجشنبه او را با خود به مراسم عزاداری سیدالشهدا در دفتر انجمن نجات خوزستان بردم تا با پذیرایی در این مراسم از خانواده های اعضای گرفتار با دعای صادقانه کودکانه اش برای آزادی اعضای دربند اسارت تشکیلات رجوی با خانوادهای حاضر در مراسم ابراز همدردی کند. همچنین از امام حسین (ع ) بخواهد تا شرایط آزادی اعضای در بند اسارت را هرچه زودتر فراهم سازد. حضور نیایش در مراسم و در کنار خانواده ها خط بطلانی است بر اندیشه های رجوی که تشکیل خانواده و عشق به فرزند را گناهی نابخشودنی وکانون فساد می دانست. در حالیکه خودش همچنان در عمق لنجزار خیانت به خلق و میهن دست و پا می زند. با تمسک به اباعبدالله حسین (ع) روز رهایی اعضای گرفتار چندان دیر نیست.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935">همراه با دخترم نیایش در محرم 1405</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در تشکیلات مجاهدین جشن تولد معنی نداشت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68867</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68867?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jun 2026 04:38:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68867</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانواده ام روز تولدم بیست خرداد ماه سال 1405 برای من جشن تولد گرفتند . همسرم از از من سئوال کرد در پادگان اشرف که بودی برای شما جشن تولد می گرفتند که در جواب گفتم خیر. در ادامه گفتم رجوی و سرانش مثل برده از ما کار می کشیدند و در پادگان اشرف رجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68867">در تشکیلات مجاهدین جشن تولد معنی نداشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانواده ام روز تولدم بیست خرداد ماه سال 1405 برای من جشن تولد گرفتند .</p>
<p>همسرم از از من سئوال کرد در پادگان اشرف که بودی برای شما جشن تولد می گرفتند که در جواب گفتم خیر. در ادامه گفتم رجوی و سرانش مثل برده از ما کار می کشیدند و در پادگان اشرف رجوی هویت ما را گرفته بود. رجوی فقط به سرانش رسیدگی می کرد و در پادگان اشرف از همه لحاظ ما محروم بودیم. رجوی بزرگترین ظلم را در پادگان اشرف به ما کرد.</p>
<div id="attachment_68868" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68868" class="wp-image-68868" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-202606.jpg" alt="فواد بصری" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-202606.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-202606-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-202606-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68868" class="wp-caption-text">فواد بصری</p></div>
<p>همسرم حرف مرا قطع کرد و گفت: رهبران سازمان مجاهدین انسانها را به اسارت خودشان در می آورند اینها دشمن خدا و خلق خدا هستند اگر اینها راهشان حق بود خار و ذلیل نمی شدند و با دشمنان مردم ایران همکاری نمی کردند .</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68867">در تشکیلات مجاهدین جشن تولد معنی نداشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68867/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
