مرور رده

اعضاء جداشده از فرقه رجوی

بیادمهران غلامی از قربانیان فرقه مجاهدین خلق – قسمت پایانی

بازارخاطره گویی از گذشته ویادآوری اقوام واشنایان خیلی داغ شده بود. آن روز برخلاف امروز فضای مناسبات کاملا شکل خفقان به خود نگرفته بود وهنوز می شد یادی از گذشته کرد برسرمیز نهار متوجه شدم مهران پسرعموی علی یکی از دوستانم بود که درسال 58 به…

بیاد مهران غلامی از قربانیان فرقه مجاهدین خلق – قسمت اول

مهران غلامی با نام مستعار احمد رضایی دانش اموز سال اخر دبیرستان شهرستان بندر ماهشهر بود که در آذرماه سال 65 توسط عوامل باندهای قاچاق مجاهدین و با ترفند فریب کارانه زندگی و ادامه تحصیل درکشورهای اروپایی جذب وبه پاکستان و سپس به قرارگاه حنیف…

جدا شده ها از وضعیت کنونی فرقه رجوی می گویند

روز دوشنبه سوم ماه دسامبر در شهر بروکسل بلژیک نمایشگاه عکسی از جنایات تروریستى سران فرقه رجوى توسط کانون آوا برگزار شد که مورد استقبال بازدیدکنندگان و خبرنگاران قرار گرفت و خبرنگاران از این نمایشگاه گزارش خبرى و عکس تهیه کردند. در حاشیه این…

جوان های ما را در فرقه رجوی ، پیر کردند

در تصاویر بالا ، عکس های آقای موسی دامرودی ، یکی سال 1368 و دیگری سال 1397 را می بینید. 29 سال عمر یک جوان در فرقه رجوی ، صرف چه چیزی شده است ؟ آقای مسعود رجوی ! اوکه در دستگاه فریب و نیرنگ شما وارد شده بود ، با او چه کردید ؟ بارها…

پیام سعید فیروزی جدا شده از فرقه رجوی به اسیران

ملاقاتی با آقای سعید فیروزی داشتیم. سعید فیروزی بعد از سرنگونی صدام ارباب رجوی توانست خودش را از فرقه رجوی نجات دهد و به ایران باز گردد. در حال حاضر در ایران تشکیل خانواده داده و صاحب دو فرزند است و مشغول کار است از خاطرات بدی که در فرقه…

خاطرات علی هاجری ـ قسمت اول

در مهرماه سال ۱۳۵۹ نزدیک به ساعت ۱۰ صبح غرش توپها بصدا درآمد و تمام شهر در زیر دود پالایشگاه آبادان محو شد جنگنده بمب افکنها لحظه ای مجال نمیدادند مردم شروع به ترک شهر کردند من و دیگر جوانان رفتیم و برای دفاع از وطن سلاح بدست گرفتیم و در…

مصاحبه با علی اکرامی؛ تحلیل و بررسی پیام اخیر مسعود رجوی – قسمت سوم

رجوی در تمامی این سالیان به نیروهایش وعده های سرخرمن داده، به بیان دیگر حکایت رجوی درست شبیه آن داستان چوپان دروغگوست که ما درکتاب های فارسی دوران ابتدایی می خواندیم. همان گرک گرک! یا به بیان رجوی سرنگونی سرنگونی! و دیگر کسی باور نمی کند.…

من یکروز یا دو روز زودتر به اشرف رسیده بودم

وقتی در سایت انجمن نجات مرکز سایت کرمانشاه مقاله سر گذشت غم انگیز یک جدا شده ( آقای غلامرضا شکری را خواندم ) از خوشحالی صدها بار به او و خانواده اش تبریک گفتم و از همین جا باز به او و خانواده اش تبریک میگویم , من و غلامرضا در پذیرش ارتش…

از پیوستگی تا جدایی حسن شهباز از مجاهدین خلق – قسمت سوم

خدمت خوانندگان گرامي عرض ميكنم ، تنها دليلى كه باعث شد اين سرگذشت را در اين غالب ارائه كنم ، وجود صدها تن مانند من در درون حصاريست كه روز بروز بيشتر در درون خود فرو ميرود و بسته تر ميشود. آنچه كه گذشت: در تعطيلات ميان ترمى دانشگاه براى…