قانون مداری تاکتیکی و قهرمان سازی، پروژه های تبلیغاتی مجاهدین

تا اینکه این روزها که خانواده محمدی به عراق رفته اند و بر دو نکته پای می فشارند که سمیه و محمد زیر سن قانونی به عراق برده شده اند ودر آنجا توسط مجاهدین آموزش نظامی دیده شده اند و هر دو خواهان باز گشت به کانادا بود ه اند. در این مورد محمد که در 15 سالکی به عراق برده شده به صراحت در کشور آزادی مانند کانادا می گوید از همان روز اول گفتم می خواهم بر گردم به من اجازه ندادند. گفتند ورقه امضا کرده ای.

قانون مداری تاکتیکی و قهرمان سازی, پروژه های تبلیغاتی مجاهدیناخیرا مسعود رجوی در پیامی اعلام کرد که آنها حا ضرند د رهر دادگاه بین المللی حاضر شوند. اگر کسی سابقه دروغگویی رجوی را ندارند و تنها به این پیام توجه کند ا ز این همه شفاف سازی و قانون مداری یک نیروی سیاسی به تعجب و یا تحسین وادار خواهد شد.

تا اینکه این روزها که خانواده محمدی به عراق رفته اند و بر دو نکته پای می فشارند که سمیه و محمد زیر سن قانونی به عراق برده شده اند ودر آنجا توسط مجاهدین آموزش نظامی دیده شده اند و هر دو خواهان باز گشت به کانادا بود ه اند. در این مورد محمد که در 15 سالکی به عراق برده شده به صراحت در کشور آزادی مانند کانادا می گوید از همان روز اول گفتم می خواهم بر گردم به من اجازه ندادند. گفتند ورقه امضا کرده ای.

آنها می گویند که سمیه را به بیرون از اشرف بیاورید و اجازه بدهید وی خودش تصمیم بگیرد که در فرقه اسارت فکری آن در اشرف بماند و یا می خواهد مستقل و آزاد زندگی کند.

ولی چرا سمبه از اشرف بیرون نمی رود؟

نکند سمیه جا نشین مریم هست وکسی نمی داند؟. قهرمانی که قرار است یک تنه مجاهدین را پیروزکند. و یا یک نیرنگ تازه و سو استفاده از یک جوان برای انحراف اذهان اسرای اشرف که فکر کنند حضور آنها در اشرف در سال 2008 در چند ماهگی انتخابات آمریکا راس خبرهای انتخابات آمریکا هست.

سمیه مسلما نمی داند الان در چند کیلومتری وی دهها عضو مجاهدین باسابقه بیشتر از وی در تیف و کردستان عراق هستند که دولتها برای جان آنها اهمیتی قائل نیستند. رقتن کاردار کانادا به اشرف بدلیل مسولیتی است که دولت کانادا در در مورد سلامتی جان پدر ومادر سمیه به عنوا ن شهروند کانادا احساس می کند و نه سمیه که بارها اعلام کرده اند هیچ مسولیتی در مورد وی ندارند. جان سمیه و سمیه ها نه برای رجوی ارزش دارد و نه برای دولت ایران و آمریکا و عراق و اروپا. فقط بستگان نزدیک هستند که دل نگران این افراد هستند.

در حضور افسران آمریکایی که ما تحت نظر آنها هستیم حرفهای من را بشوند.

رجوی – ضد قهرمان – و ترک سیاست و قانون

مردم ایران سالهاست که از فاز قهرمان سازی و قهرمان پروری عبور کرده است. یکی از دلایل شکست اپوزیسیون وابسته و نفی رجوی توسط مردم ایران همین قهرمان سازی های دروغین نظیر مسعود و مریم رجوی است که خودشان تا کنون در یک عملیات نظامی نبوده اند و د انش آنرا هم ندارند ولی در روزنامه ها یشان از مریم یک نابغه نظامی که د رمورد طراحی تانک نظر می دهدمی سازند.. در دنیای امروزه که علم چنان به شاخه های مختلف تقسیم شده است دیگر امکان ندارد که کسی در همه زمینه ها از رهبری تا سیاسی و نظامی و آشپزی دانش در سطع تخصصی داشته باشد. البته مجاهدین ادعا می کنند که یک استثنا هستند و مریم استثنا دیگری در درون مجاهدین.

البته استثنا یی از خلقت ناقض یک جریان.

مگر خانه خاله است که بروید؟ کجا؟ مسعود و مریم شما بایستی پاسخگوی تمامی جنایات و ستمی که به تک تک مجاهدین و هوادارا نشان و مردم ایران کردید پاسخ بدهید.

  • برچسب ها

    گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405
    در کنار خانواده ها

    گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

    به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

    نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین 12 مرداد 1405

    نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین

    دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]

    سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405
    با دیدن عکست جان تازه گرفتم

    سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

    با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.