خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت چهاردهم

فرزندم سعید همه وجودم را تسخیر کرده بود، از خودم شرم می کردم و در آن لحظات رهبران سازمان چون لاشخورها و کرکس هایی بودند که خانواده ام را به راحتی متلاشی کردند و به فرزندم سعید ستم فراوان نمودند زیرا در بغداد با فشار همه جانبه، فرزند شیرخواره ام را از دست من گرفتند و سالها او را از محبت مادرانه محروم کردند و این موضوع مرا خیلی آزار میداد.

  • برچسب ها

    از هارت و پورت‌های ماندن در اشرف تا تخلیه شبانه 14 شهریور 1405
    خاطره ای از رفتن به اشرف در سال 1392

    از هارت و پورت‌های ماندن در اشرف تا تخلیه شبانه

    در آن روزها قرار بود برای کمک به دوستان جدا شده و خانواده های مستقر در کنار اشرف به عراق بروم. وقتی از مرز خارج شدم خبر رسید نیروهای مجاهدین خلق اشرف را شبانه ترک کردند. یک لحظه خوشحال شدم و گفتم یعنی تمام شد؟! چگونه رجوی حاضر شد اشرف را تخلیه کند؟ مگر ترک […]

    دعوت فتح الله اسکندری از اعضای دربند فرقه رجوی در آلبانی 14 شهریور 1405
    آزادی یافتنی نیست، حق ذاتی انسان است

    دعوت فتح الله اسکندری از اعضای دربند فرقه رجوی در آلبانی

    فتح الله اسکندری از اعضای نجات یافته از گروه تروریستی مجاهدین خلق و عضو انجمن نجات استان زنجان که سال ها در کنار خانواده های چشم انتظار برای افشای ماهیت پلید دستگاه دروغ پرداز مجاهدین و همچنین نجات اعضای حاضر در کمپ رجوی تلاش می کند در گردشی که با فرزندش در حومه استان داشت، […]

    رجوی هر شکست خود را پیروزی جلوه می‌دهد 11 شهریور 1405
    روایت علی زمانی از شهریور 92

    رجوی هر شکست خود را پیروزی جلوه می‌دهد

    علی زمانی عضو جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی در پیامی تصویری در سالگرد حوادث تلخ شهریور 92 در اشرف، به نقش رجوی در رقم خوردن این حادثه تلخ پرداخت. به گفته او رجوی عمدا صد تن از اعضا را در کمپ اشرف نگه داشت و پس از آن واقعه رجوی تا مدت‌ها […]

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.