خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت چهاردهم

فرزندم سعید همه وجودم را تسخیر کرده بود، از خودم شرم می کردم و در آن لحظات رهبران سازمان چون لاشخورها و کرکس هایی بودند که خانواده ام را به راحتی متلاشی کردند و به فرزندم سعید ستم فراوان نمودند زیرا در بغداد با فشار همه جانبه، فرزند شیرخواره ام را از دست من گرفتند و سالها او را از محبت مادرانه محروم کردند و این موضوع مرا خیلی آزار میداد.

  • برچسب ها

    با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405
    به مناسبت بازگشایی مدرسه ها

    با فرزندانم به یاد شهدای میناب

    امسال بچه های گلم اول مهر را جشن گرفتند و وارد کلاس های درس شدند. وقتی رفتم آنها را تا مدرسه همراهی کنم به یاد بچه های میناب افتادم و یادشان را گرامی داشتم. جنایتی که هرگز از اذهان مردم ایران پاک نمی شود . در نخستین ساعات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دبستان […]

    سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405
    به مناسبت سالروز تولدم

    سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

    امسال به دلیل مشغله های کاری که داشتم روز تولدم یادم رفته بود. بعد از ظهر وقتی از سر کارم به خانه بر گشتم زنگ خانه را زدم اما کسی در را باز نکرد و من هم دسته کلیدم را از ماشین آوردم و بعد از پارک ماشین در پارکینگ خانه، از راه پله آرام […]

    حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق 04 مهر 1405
    نکات مهم جلسه 55 دادگاه

    حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق

    مصطفی بهشتی، از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، در پنجاه و پنجمین جاسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور داشت. او در جایگاه مطلع حاضر شد و درباره نحوه خروجش از ایران، انتقال به ترکیه و سپس عراق و آنچه پس از ورود به اردوگاه سازمان بر او گذشته است، توضیح داد. به […]

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.