خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت چهاردهم

فرزندم سعید همه وجودم را تسخیر کرده بود، از خودم شرم می کردم و در آن لحظات رهبران سازمان چون لاشخورها و کرکس هایی بودند که خانواده ام را به راحتی متلاشی کردند و به فرزندم سعید ستم فراوان نمودند زیرا در بغداد با فشار همه جانبه، فرزند شیرخواره ام را از دست من گرفتند و سالها او را از محبت مادرانه محروم کردند و این موضوع مرا خیلی آزار میداد.

  • برچسب ها

    چرا جلسات مغزشویی در تشکیلات رجوی تعطیل بردار نبود؟ 20 مرداد 1405
    خاطرات یبر قنواتی

    چرا جلسات مغزشویی در تشکیلات رجوی تعطیل بردار نبود؟

    در تشکیلات رجوی جلسات مغزشویی و انتقادی بخصوص از شروع دوران انقلاب ایدئولوژیک درونی بطور مرتب تحت عناوین مختلف از جمله دیگ، دیگچه، عملیات جاری و غسل هفتگی برگزار می شد و چنین جلساتی مرز سرخ تشکیلات بود و به هیچ عنوان هم تعطیل بردارنبود. بطوریکه حتی زمانی که حمله آمریکا به عراق شروع شد […]

    گوشه ای از جنایات سران مجاهدین علیه اعضاء 20 مرداد 1405

    گوشه ای از جنایات سران مجاهدین علیه اعضاء

    گوشه ای از جنایات سران مجاهدین علیه اعضا به زبان فتح الله اسکندری فتح الله اسکندری عضو نجات یافته از گروه تروریستی مجاهدین پرده ازجنایات سران مجاهدین خلق برداشت که حتی تحمل شرکت نکردن اعضای خودشان در جلسات عملیات جاری را نداشتند و به صورت معکوس دم از حقوق بشر و خلق قهرمان ایران می […]

    روایت یک عضو جداشده بلوچ از سال‌های حضور در سازمان مجاهدین خلق 20 مرداد 1405
    از نیک‌شهر تا پشت دیوارهای تشکیلات

    روایت یک عضو جداشده بلوچ از سال‌های حضور در سازمان مجاهدین خلق

    گفت‌وگوی اختصاصی با آقای محمد بلوچی از اعضای جداشده سازمان تروریستی مجاهدین خلق درباره‌ فریب در جذب نیرو، سال‌های دوری از خانواده، فشارهای تشکیلاتی و واقعیت‌هایی که پس از ورود به سازمان با آن روبه‌رو شد. در مناطق مختلف ایران، افراد زیادی با وعده‌هایی متفاوت جذب این جریان منحرف سیاسی و تشکیلاتی شده‌اند؛ همه کسانی […]

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.