فرزندم سعید همه وجودم را تسخیر کرده بود، از خودم شرم می کردم و در آن لحظات رهبران سازمان چون لاشخورها و کرکس هایی بودند که خانواده ام را به راحتی متلاشی کردند و به فرزندم سعید ستم فراوان نمودند زیرا در بغداد با فشار همه جانبه، فرزند شیرخواره ام را از دست من گرفتند و سالها او را از محبت مادرانه محروم کردند و این موضوع مرا خیلی آزار میداد.
برچسب ها
خاطره ای از رفتن به اشرف در سال 1392 از هارت و پورتهای ماندن در اشرف تا تخلیه شبانه
آزادی یافتنی نیست، حق ذاتی انسان است دعوت فتح الله اسکندری از اعضای دربند فرقه رجوی در آلبانی
روایت علی زمانی از شهریور 92 رجوی هر شکست خود را پیروزی جلوه میدهد
از هارت و پورتهای ماندن در اشرف تا تخلیه شبانه
در آن روزها قرار بود برای کمک به دوستان جدا شده و خانواده های مستقر در کنار اشرف به عراق بروم. وقتی از مرز خارج شدم خبر رسید نیروهای مجاهدین خلق اشرف را شبانه ترک کردند. یک لحظه خوشحال شدم و گفتم یعنی تمام شد؟! چگونه رجوی حاضر شد اشرف را تخلیه کند؟ مگر ترک […]
دعوت فتح الله اسکندری از اعضای دربند فرقه رجوی در آلبانی
فتح الله اسکندری از اعضای نجات یافته از گروه تروریستی مجاهدین خلق و عضو انجمن نجات استان زنجان که سال ها در کنار خانواده های چشم انتظار برای افشای ماهیت پلید دستگاه دروغ پرداز مجاهدین و همچنین نجات اعضای حاضر در کمپ رجوی تلاش می کند در گردشی که با فرزندش در حومه استان داشت، […]
رجوی هر شکست خود را پیروزی جلوه میدهد
علی زمانی عضو جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی در پیامی تصویری در سالگرد حوادث تلخ شهریور 92 در اشرف، به نقش رجوی در رقم خوردن این حادثه تلخ پرداخت. به گفته او رجوی عمدا صد تن از اعضا را در کمپ اشرف نگه داشت و پس از آن واقعه رجوی تا مدتها […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

