61 سال پیش در چنین روزی هسته اولیه سازمان مجاهدین خلق شکل گرفت و بنوعی تاسیس شد، اما یک تناقض بسیار جدی بین شرح سازمان مجاهدین خلق و رجوی ها از یکسو و واقعیت تاریخی تاسیس سازمان مجاهدین خلق از سوی دیگر به چشم می زند. ماجرای اولین عضو و موسس جداشده از سازمان مجاهدین […]
61 سال پیش در چنین روزی هسته اولیه سازمان مجاهدین خلق شکل گرفت و بنوعی تاسیس شد، اما یک تناقض بسیار جدی بین شرح سازمان مجاهدین خلق و رجوی ها از یکسو و واقعیت تاریخی تاسیس سازمان مجاهدین خلق از سوی دیگر به چشم می زند.
ماجرای اولین عضو و موسس جداشده از سازمان مجاهدین خلق ، پرده از این معمای بزرگ برمی دارد. او کسی نیست الا عبدالرضا نیک بین رودسری! (معروف به عبدی) شاید بتوان جدایی او را مهمترین واقعه از بدو تشکیل سازمان مجاهدین خلق تا آن زمان (1347ش) تلقی کرد؛ رویدادی که دلیل اصلی آن هنوز چندان روشن نیست و همچنان در پردهای از ابهام باقی مانده است. با وجود این، اعضای بلندپایه سازمان درباره علت جدایی وی عوامل مختلفی را عنوان کردهاند.
باید دقت کنیم که :
اغلب کتابهای آموزشی گروه تازه تأسیسشده که تا سالها بعد هم نامی نداشت، توسط نیکبین (عبدی) تنظیم میشد. دو جزوه «مبارزه چیست» و «چه باید کرد»، از اولین جزوات آموزش جمعی سازمان به قلم اوست. (البته مسعود رجوی دزد و شیاد وکلاهبردار، بعدها برخی از آن جزوات را به اسم خود ثبت کرد!) عبدی در مقاله «مبارزه چیست» به مبارزات رفرمیستی تاخته و بر لزوم حرکت تودهها از طریق نبرد مسلحانه تأکید کرده است. مطالعات وی طبق گفته اعضای اولیه، سهم بهسزایی در تدوین کتابها و جزوههای تشکیلات داشت. سعید محسن دراینباره گفته است: «از همان اوان کار ما با یکی از نهضتیها (نهضت آزادی) به نام نیکبین آشنا شدیم، مطالعات وی کمک فراوانی در بالا بردن ما داشت…»؛ محسن ادامه داده است: «از لحاظ مطالعات اقتصادی آقای نیکبین نسبت به ما جلو بود و من و محمد حنیفنژاد در این مورد از وی استفاده میکردیم…».
بسیاری از منابع تاریخی و به ویژه منابع و روایتهای رسمی متعلق به سازمان مجاهدین از جمله بیانیه دوازده مادهای مجاهدین خلق تنظیمشده توسط مسعود رجوی در سال ۱۳۵۵ش، پیدایش این سازمان را حاصل فعالیتهای سه چهره اصلی، یعنی محمد حنیفنژاد، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان (بهعنوان بنیانگذاران اولیه) میدانند، اما واقعیت این است که گرچه دو نفر اول و بهویژه محمد حنیفنژاد نقشی تعیینکننده داشتند، اما نفر سوم، نه اصغر بدیعزادگان، بلکه عبدالرضا نیکبین رودسری بود. نیکبین همراه حنیف نژاد و محسن از سال 1342ش هسته مطالعاتی سازمان را شکل دادند. وی که استعداد بیشتری در مسائل ایدئولوژیک و تئوری داشت، پس از تشکیل سازمان مجاهدین، مسئولیتی در قبال مسائل آموزشی و سازمانی نپذیرفت و بیشتر به مطالعه، تهیه و تنظیم جزوات و متون آموزشی مشغول شد.
این تحریف بزرگ تاریخی ، محصول عملکرد شیادی به نام مسعود رجوی است، او هرگز از این بنیانگذار سازمان اسمی نمی آورد ،مگر خیلی اشاره ای!
ایشان اولین عضو جداشده از این سازمان تروریستی است، روایت تاریخی است که حتی در مراسم عروسی او در بهار 1348 محمد حنیف نژاد، سعید محسن ، پوران بازرگان و منصور بازرگان شرکت کرده و به مناسبت ازدواجش هدیه ای هم به او دادند.
این بدین معنی است که مبارزان حرفه ای هم حق دارند، یک روزی از سازمان جداشوند و کسی حق زدن انگ و برچسب روی آنها ندارد، محمد حنیف نژاد شاید هرگز نمی خواست عبدی از بدنه ی اصلی سازمان جدا شود، اما به انتخاب جدید او احترام گذاشت و حتی در مراسم عروسی او نیز شرکت کرد. اما مسعود رجوی هرگز دارای چنین خصایص ارزنده ای نبوده و نیست.
از دیدگاه مسعود رجوی ، هرکس با مانیست، لاجرم در جبهه ی دشمن است و بر ماست!!!
تحریف تاریخ ، آنهم در روز روشن، از خصلت های عادی در مسعود رجوی است، او هرگز به انتخاب های جدید اعضای سازمان ، احترام نگذاشت و با زندان و شکنجه و مشت آهنین از نظرات مخالف خود پذیرائی کرد.
امروز در سالگرد تاسیس این سازمان تروریستی ، باید یادی کنیم از تمام کسانی که روزی تصمیم به جدائی از این سازمان گرفتند و راه خود را از این بیراهه ، جدا کردند.
آنروز می گفتند یکی از علل جدایئ ” عبدی ” از سازمان این بود که تشخیص داد ، سازمان بیشتر به کارهای تئوریک روی آورده است و از عمل گرائی به دور مانده است، این همان آفتی است که امروز نیز دامنگیر این سازمان جهنمی است، فقط و فقط حرف می زنند و نشست های مغزشوئی برگزار می کنند، هرگز هم قدمی در راستای مبارزاتی برنداشتند و تنها عمل گرائی سازمان، بستن درب های خروج ، سرکوب داخلی و شکنجه ی اعضای این سازمان بوده است.
محمدرضا مبین

