یکی از روزها فهیمه اروانی به خروجی آمد و به من گفت:” ربطی به کار نیرویی ندارم و کار اصلی من در ستاد تبلیغات است ولی آرزو می خواهم کمکت کنم”. گفتم: فهمیه تصمیم خودم را گرفتم اگر می خواهی واقعا کمکم کنی زمینه خروج مرا از قرارگاه اشرف فراهم کن”. فهمیه همان روز از ساعت 9 صبح تا 4 بعد از ظهر حرف زد و تلاش می کرد مرا مثل دفعه قبل منصرفم کند.
تقاضای خروج از قرارگاه اشرف
برچسب ها
پس از جدایی، طعم آزادی را چشیدم رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد
رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد
زمانی که برای تفریح همراه خانواده بیرون می رویم خاطرات بد دورانی که در پادگان اشرف بودم به ذهنم می آید. در پادگان اشرف از تفریح و رفاه خبری نبود. یک حصار بسته که دور تا دورش بیابان بود. در پادگان اشرف پارکی احداث کرده بودند بنام پارک مریم که به همه چیز شباهت داشت […]
درخواست شاکیان پرونده علیه سران مجاهدین خلق برای توقیف اموال آنها
طبق دستور رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران فرایندهای ناظر بر توقیف و مصادره اموال عناصر همراه با دشمن متجاوز، وفق قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی با جدیت آغاز گردیده است. طبق این دستور افرادی که چه در داخل کشور و چه در […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفا یغمایی – قسمت ششم
در قسمت قبل گفته شد که امیر یغمایی در خاطراتش به دو نکته قابل توجه اشاره دارد: الف- داشتن اتاق کار در یک پایگاه بزرگ مجاهدین، واقع در منطقه “سرژی سن کریستف!” ب- تفریح و تفرّج سران مجاهدین و اعضای شورا در پارکهای جنگلی و خورد و خرید در فروشگاههای معروف پاریس! **ب: نکته بعد […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

