خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت بیستم

یکی از روزها فهیمه اروانی به خروجی آمد و به من گفت:” ربطی به کار نیرویی ندارم و کار اصلی من در ستاد تبلیغات است ولی آرزو می خواهم کمکت کنم”. گفتم: فهمیه تصمیم خودم را گرفتم اگر می خواهی واقعا کمکم کنی زمینه خروج مرا از قرارگاه اشرف فراهم کن”. فهمیه همان روز از ساعت 9 صبح تا 4 بعد از ظهر حرف زد و تلاش می کرد مرا مثل دفعه قبل منصرفم کند.

تقاضای خروج از قرارگاه اشرف

  • برچسب ها

    بر خلاف خواسته مجاهدین خلق باید آزادانه زندگی کنید 02 شهریور 1405
    اعضای جداشده خطاب به دوستان سابق

    بر خلاف خواسته مجاهدین خلق باید آزادانه زندگی کنید

    صمد اسکندری و کمند علی عزیزی اعضای نجات یافته از گروه تروریستی مجاهدین خلق که پس از آزادی با هم رابطه فامیلی برقرار کردند در یک روز تعطیل به اتفاق خانواده دورهمی صمیمی در فضای آزاد عاری از جبر و دستورات پوشالی سران مجاهدین را تجربه کردند. بر خلاف میل سران پلید گروه مجاهدین خلق […]

    بررسی خیانت رجوی – قسمت پایانی 01 شهریور 1405

    بررسی خیانت رجوی – قسمت پایانی

    در قسمت های قبلی به مسئله خیانت رجوی پرداخته شد. نفرات جدا شده استان مازندران در دورهمی خود به گوشه هایی از خیانت رجوی اشاره کردند و حال به بقیه صحبت های دوستان جداشده می پردازیم . آقای دریاباری اظهار داشت یکی از دوستانم برایم تعریف کرد: ما یک تیم ترور سازمان را به داخل […]

    پیام عین الله شبانی به دوستان سابقش در اشرف 3 01 شهریور 1405
    امیدوارم خبر رهایی تان را بشنوم

    پیام عین الله شبانی به دوستان سابقش در اشرف 3

    من عین الله شعبانی ساکن بابل هستم لازم دیدم یادی از دوستان سابقم در اشرف سه بکنم . وقتی از سازمان مجاهدین جدا شدم فکرهای زیادی به ذهنم می زد و اینکه می توانم بدور از تشکیلات زندگی کنم یا خیر ؟ این همان زنجیری بود که رجوی سالیان به دست و پای من و […]

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.