برخورد خانم عبدالهی با تانک های آمریکائی

روز شنبه 10 مهر 1389 (2 اکتبر 2010) مجددا سه تانک آمریکائی وارد پادگان اشرف شدند. آنان هنگام عبور از مقابل خانواده های متحصن در برابر دروازه پادگان که خواسته ای به غیر از دیدار با عزیزانشان ندارند به تحریک آنان پرداختند که با اعتراض خانواده ها روبرو گردیدند. در این میان خانم عبدالهی شروع به اعتراض به آنان نمود و سعی کرد جلوی آنان را بگیرد و متأسفانه باز حال ایشان بهم خورد و راهی بیمارستان گردید.

روز شنبه 10 مهر 1389 (2 اکتبر 2010) مجددا سه تانک آمریکائی وارد پادگان اشرف شدند. آنان هنگام عبور از مقابل خانواده های متحصن در برابر دروازه پادگان که خواسته ای به غیر از دیدار با عزیزانشان ندارند به تحریک آنان پرداختند که با اعتراض خانواده ها روبرو گردیدند. در این میان خانم عبدالهی شروع به اعتراض به آنان نمود و سعی کرد جلوی آنان را بگیرد و متأسفانه باز حال ایشان بهم خورد و راهی بیمارستان گردید. وی چند ساعت در بیمارستان بستری بود و با اعلام بهبودی نسبی از بیمارستان مرخص شد و به جمع خانواده های متحصن بازگشت.

blank

برچسب ها

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405
در کنار خانواده ها

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین 12 مرداد 1405

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین

دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405
با دیدن عکست جان تازه گرفتم

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.