25 سال بعد از شلیک موشک استراتژیک مریم

شورای انتصابی و دست ساز رجوی که بعد از انشعاب و جدایی احزاب و شخصیت های اصلی که در اعتراض به سیاست های ضددمکراتیک وهمکاری رجوی با دولت متجاوز عراق صورت گرفت؛ با بکارگیری اعضای تاریخ مصرف گذشته و پیر و پاتال وعمدتا بیمار سازمان بدلیل عدم کارایی شان درمناسبات اعضای خودرا بلحاظ کمیت ارتقا داده بود. درجلسه ششم شهریورماه 72 تحت فشارهای مسعود رجوی به انتخاب مریم بعنوان ریس جمهور درتبعید رای داد.
اگراز صحنه های کمیک مریم قبل و بعداز ابلاغ و گریه ها وخنده ها وناز وقهرکردن هایش به هنگام ابلاغ حکم ریاست جمهوری توسط مسعود بگذریم که درنوع خود بسیارمضحک بنظرمی رسید ومشخص بود که مسعود رجوی برای فریب اعضا انها را وارد یک دورجدیدی از شارلاتان بازی سیاسی وتبلیغی خودکرده است. در30 مهر 72 مسعود رجوی خبر را علنی کرد. درهمان سال مریم بمثابه شلیک موشک استراتژیک به قلب بورژوازی وتصرف صحنه سیاسی اروپا وجلب حمایت های سیاسی دولت های اروپایی برای فراهم ساختن حرکت بال نظامی یعنی ارتش ازادیبخش به ایران درفرانسه و اوور مستقر شد. سه سال بعد مریم دست از پا دراز تر برگشت درحالیکه تعداد زیادی از اعضا که بعنوان سفیران انقلابش همراهش به فرانسه رفته بودند بقول مهوش سپهری جذب بورژوازی شده و به اشرف برنگشتند. سازمان رجوی هم درسال 76 مجددا درلیست تروریستی امریکا واروپا ابقا شد.
بعد از بازگشت مریم به عراق که تا مدتها خبر ان از اعضا مخفی شده بود درنشست عمومی رجوی درقرارگاه باقرزاده مریم درکنارمسعود ودرمقابل انظار اعضا حاضرشد. مسعود رجوی برای اینکه خود را از تب و تاب نینداخته باشد وشکست برنامه مریم به فرانسه را ماست مالی کند همچون گذشته باشیادی وعوام فریبی بازگشت مفتضحانه مریم را فصل سبز مجاهدین عنوان کرد وگفت همه شما باید سبزپوش شوید شما باید قول بدهید مهرتابان ایران زمین را ولوبا چنگ ودندان به تهران ببرید. رسالت بردن این بزرگ ترین امانت تاریخ ومردم ایران بر دوش شماست. من روی قول های شما حساب باز کرده ام.
درهمان سال اعضا درمحفل های خودمانی و درقالب طنز می گفتند: موشک استراتژیک سوختش کم بود برگشت روی سرخودمان خراب شد. درهمان سالها چه اتفاقات مسخره ای که درراستای مغزشویی وانحراف ذهن اعضا درقرارگاه اشرف رخ نمیداد. جشن های 30 مهروفستیوال های ورزشی وهنری وشرکت اجباری در آن و سرودن اشعار وخواندن ترانه درمدح مریم وبردنش به تهران روی دوش قهرمانان..هزاران ساعت وقت وانرژی وبیخوابی وساختن بنا ویادبود تا باورمان شود مریم واقعا ریس جمهور منتخب مردم ایران است و اینکه بزودی نه سوار برتانک وزرهی بلکه روی دوشمان اورا به تهران می رسانیم.
نشست های بند “ر” وباز حمله وهجوم وتیغ وتفنگ وتپانچه وشلیک به کسانی که در ذهن هایشان به محقق شدن این رویا شک داشتند.حمله نظامی امریکا ونیروهای ائتلاف به عراق شکل گرفت بعداز مدتها دوباره موشک استراتژیک به قلب فرانسه شلیک شد ولی این بارنه بعنوان ریس جمهور بلکه شخصی که از اتفاقات وتحولات عراق شوکه شده واز ترس و با پوشیدن لباس های محلی زنان عراقی ودرحالی که انبوه اعضایی که می خواستند اورا بردوش هایشان به تهران ببرند درمقابل سهمگین ترین بمبارانها تنها می گذاشت. اکنون 25 سال از ان انتخاب می گذرد! ارتش از ادیبخش ملی خلع سلاح ومتلاشی وخلع لباس در دهکده ای دور افتاده و با فاصله نوری از مرز ایران درکشور البانی با اعضای که دیگر پیر و فرتوت شده اند وپاهایشان تحمل حمل خودشان راهم ندارد و نه دوش وکتفی برای حمل مریم! البته مریم اکنون سالهاست با آویختن به دست وپای جناح جنگ طلب امریکایی وشیوخ جنگ افروز وادمکش سعودی بار دیگر درتوهم این است که با کمک های انها شاید فرجی برایش حاصل شود ولی افسوس هیچکس به خائنان اعتماد نمی کند شرایط البانی وموج ریزش ومسئله داری نیروها دراشرف سه ناقوس مرگ سیاسی وتشکیلاتی رئیس جمهور خودانتصابی را بصدا دراورده است.
اکرامی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.