پدری در بستر بیماری سخت و چشم انتظار تماس دو فرزند
آقای بعقوب بهادری، ساکن جلفای آذربایجان شرقی بوده وسالهاست که دوفرزندش بنام های شهرام وشهرود بهادری دراسارت فرقه ی رجوی بوده واسارت آنان بواسطه ی فریبی بوده که توسط باند رجوی با قول کسب پناهندگی سیاسی دراروپا، انجام شده است. این دو فرزند مشتاق اقامت دراروپا، وقتی چشم بازکردند، بجای آنکه خود را دراروپا ببینند، در کمپ اشرف وآن مناسبات ضدانسانی مشاهده نمودند
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت نوزدهم
در زمان جنگ خلیج بعضی از شکنجه گران درداخل سازمان چنانچه در بسیاری از کتابها نوشته شده مثل ابوالقاسم رضائی و غیره بودند که اگر کسی به تناقضات اعتراض می کرد نفر را به نام ماموریت بیرون برده و شکنجه می کردند طوری که ناچار می شد از ترس جانش به هر چه که سران فرقه می گویند تن بدهد و این داستان تمام شدنی نبود
ابر فرقه – قسمت هجدهم
خوب وقتی من گفتم که این کار را انجام خواهم داد، در”پذیرش” مسئولین سازمان به من گفتند که این راه دشوار خواهد بود، حالا برخی از این موارد به نظر من درست نمی رسد ولی من در این خصوص تعهد دادم که در کنار رهبری باشم و او را تنها نگذارم من قدری دیگر هم می مانم تا ببینم چه می شود.و واقعیت این است که هیچ کس دوست ندارد که برگردد و بگوید که”من بریده ام”
سازمان مجاهدین خلق؛ توهم قدرت – شکست در استراتژی – قسمت پنجم
سازمان در مرحله جدید در حالی که عملیاتهای خود را در هر مرحله نسبت به گذشته گستردهتر میکرد و در اندیشه خیز نهایی به سمت تهران بود، تصور میکرد با وجود تحولات نظامی بر اثر پیشرویهای عراق و فشار به ایران برای اتمام جنگ، ایران از پذیرش قطعنامه امتناع خواهد کرد.
زاویه های انحرافی دیگر مجاهدین در روزهای اول انقلاب – 30 خرداد 1360
موج های ترورهای کور که شامل عموم مردم و پاسداران و مسئولین دولتی میشد به واسطه شرایط روزهای اول انقلاب و سطح پایین حفاظت های امنیتی هرچند روز اجرا میشد. خیلی از ترورهای کور که به عملیات مهندسی معروف شده بود فقط براساس مشاهدات گشت های موتورسیکلت دونفره مجاهدین قناعت نمودن به شکل ظاهری افراد، بی آنکه شغل و اسم فرد حتی چک شود
نامه جداشده های آذربایجان شرقی به رییس جمهور آلبانی
ما ضمن ستایش ازاین همکاری شما وخریدن زندگی اعضای سازمان که با اقامت درعراق درخطر بود وهست، به تسریع دروند این انتقال تاکید نموده وبرای لوس نشدن این اقدامات خیرخواهانه ی شما، مصرانه درخواست داریم که با رد دعوت قاتلین، زندانبانان وصاحبان جسم وجان این همکاران سابق ما، بشریت ترقی خواه وصلح دوست را بیش ازاین رهین منت خود قرار دهید.
نامه تعدادی ازخانواده های اسیران دربند تشکیلات فرقه ای رجوی به رییس جمهور آلبانی
ما ضمن تاباندن نوری برتاریکی تشکیلات مسعود رجوی وقصد شوم آنها ازبرگزاری این نشست، شما عالیجنابان را از اصل قضایا آگاه ساخته ودرخواست رد این دعوت مزورانه ازطرف شما را داریم ومعتقدیم که قبول این پیشنهاد ما مانع توقف همکاری های خوب دولت های ایران وآلبانی شده و برروابط دوستانه ی مردم دو کشور تاثیر مثبتی خواهد داشت.
سازمان مجاهدین خلق؛ توهم قدرت – شکست در استراتژی – قسمت چهارم
سازمان ضمن ادامه ترور و انفجار حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر و نخستوزیری در 8 شهریور و فرار بنیصدر و رجوی به فرانسه درتحلیل ناکامی”استراتژی ضربهای” تأکید میکرد” نوک هرم حاکمیت ضربه خورده و حال باید با ضربههای پیاپی به بدنه هرم، جلوی ترمیم ضربه 7 تیر و 8 شهریور را گرفت
بیانیه جمعی از خانواده های استان آذربایجان شرقی مرتبط با ساکنان لیبرتی عراق
به استحضار میرساند که تماس های مکرر تلفنی ازطرف عناصر سازمان با خانواده ها ی ساکن درایران برقرار شده و آنها را تهدید به عدم مراجعه به لیبرتی عراق و درخواست ملاقات با عزیزان شان میکنند.
سازمان مجاهدین خلق؛ توهم قدرت – شکست در استراتژی – قسمت سوم
در اواخر شهریور ماه سال 1360 خط و تاکتیک تظاهرات گسترده در داخل سازمان طرح شد.قرار بود تظاهرات اول مهر برگزار شود ولی به تاریخ 5 مهر موکول شد. در روز 5 مهر از ساعت 5:10 صبح با شلیک هوایی و آتش زدن مقداری لاستیک اتومبیل و اتوبوس شرکت واحد تظاهرات آغاز شد ولی همانند 30 خرداد نتیجهای نداشت. (همان، صص6-654) ضمن اینکه در همین روز عملیات شکستن حصر آبادان آغاز شد و مارش پیروزی نظامی در جبهههای جنگ، فضای جامعه را تحت تأثیر قرار داد.
سازمان مجاهدین خلق؛ توهم قدرت – شکست در استراتژی – قسمت دوم
تصور سران سازمان این بود که نظام قادر نیست خودش را جمع و جور کند و ضربه اول را پاسخ گوید. در تحلیل سازمان، افکار عمومی آماده قیام علیه نظام بود و از بعد نظامی هم به دلیل اشغال [کشور توسط عراق] در اوج استیصال بود. از نظر تشکیلاتی و سازماندهی نیز نظام توان و آمادگی سازمان دادن به طرفدارانش را نداشت و از بعد اجتماعی مردم از نظام جدا شده بودند. از بعد سیاسی و دیپلماتیک نیز کشورهای منطقه آماده بودند به یک جایگزین که با آنها همگرایی بهتر و سنخیت بیشتر داشته باشد، تن دهند و امریکا و اروپا هم نظر مساعد در این خصوص نشان داده بودند.