پس ازماهها انتظار بالاخره شماری از خانواده های زحمتکش و شالیکار گیلک در تاریخ20/11/89 با شعار” درب اسارتگاه اشرف را بازکنید” بمنظور دیدار حضوری با عزیزان دربند خود با تحمل شداید فراوان از جمله سرما و برف و باران زمستانی راهی عراق شدند. باشد که با یکسره شدن کار اسارتگاه اشرف و سپردن سران خائن فرقه به دست عدالت، با رهایی تمام ناراضیان تشکیلات مخوف رجوی، خانواده های دردمند آن عزیزان برای همیشه به آرامش وخوشحالی برسند
شماری از خانواده های چشم انتظار گیلک بمنظور همیاری با خانواده های مقاوم و متحصن مقابل اسارتگاه اشرف راهی عراق شدند.پس از ماهها انتظار بالاخره شماری از خانواده های زحمتکش و شالیکار گیلک در تاریخ 20/11/89 با شعار " درب اسارتگاه اشرف را بازکنید " بمنظور دیدار حضوری با عزیزان دربند خود با تحمل شداید فراوان از جمله سرما و برف و باران زمستانی راهی عراق شدند.
بالغ بر 30 تن از خانواده های اعضای دربند تشکیلات مخوف رجوی هنگام وداع با همراهان و اعضای خانواده خود با عزمی جزم در پیمودن راه هر چند سخت و دشوار سوگند یاد کردند که تا دستیابی به مطالبات مشروع خود در دیدار با عزیزان دربند و مغزشویی شده خود و رهایی و گسستن آنان از قید و بند مناسبات فرقه ای و فریبنده رجوی گامی واپس نخواهند نهاد و در این مسیر انساندوستانه و خیرخواهانه از تمامی مجامع حقوق بشری و صلیب سرخ خصوصا دولت مردمی عراق استمداد طلبیدند. باشد که با یکسره شدن کار اسارتگاه اشرف و سپردن سران خائن فرقه به دست عدالت، با رهایی تمام ناراضیان تشکیلات مخوف رجوی، خانواده های دردمند آن عزیزان برای همیشه به آرامش وخوشحالی برسند ودل وخانه شان به وجود عزیزان خویش که سالیان از آن بی خبر بودند، روشن و منور گردد.
برچسب ها
نمی توان در تاریکی زندگی کرد! نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی
در سوگ مادر مهین توکلی در سوگ مادری که ۳۰ سال در حسرت دیدار با فرزندش سوخت
از اشرف تا آلبانی ماندگار شد مبارزه مادرانه ثریا عبداللهی در برابر ستیزهجویی فرقه مجاهدین خلق
نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی
رضا سلام خوبی؟ سلامتی؟ برادر عزیزم می خواهم بدانی چقدر دلتنگتم. چند سال است شما را ندیدم. یادت هست زمانی که پیش ما بودی چه لحظاتی با هم داشتیم؟ یادت می آید چقدر با هم شوخی می کردیم؟! مواقعی به گذشته فکر می کنم و با خود می گویم رضا چرا ما را رها کرد؟ […]
در سوگ مادری که ۳۰ سال در حسرت دیدار با فرزندش سوخت
بازهم قلبِ مادری چشمانتظار از تپش ایستاد؛ قلبی که ۳۰سال تمام، بیوقفه برای “احمدش” میتپید. مهین توکلی، مادر رنجدیده احمد عبدی، سرانجام در حسرت یک آغوش، چشم از جهان فرو بست. این ضایعه را به همه خانوادههای چشمانتظار تسلیت میگوییم، که سالهاست جسم و روحشان در حسرت دیدار با عزیزانشان به زنجیر کشیده شده است. […]
مبارزه مادرانه ثریا عبداللهی در برابر ستیزهجویی فرقه مجاهدین خلق
داستان خانم ثریا عبداللهی، مادری از شهر اردبیل، روایتی تلخ و در عین حال الهامبخش از عشق مادرانه، استقامت و مبارزه با ظلم است. او بیش از دو دهه است که برای رهایی تنها پسرش، امیراصلان حسنزاده، از چنگال فرقه مجاهدین خلق تلاش میکند. این فرقه که با وعدههای فریبنده شغل و پناهندگی در اروپا، […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

بالغ بر 30 تن از خانواده های اعضای دربند تشکیلات مخوف رجوی هنگام وداع با همراهان و اعضای خانواده خود با عزمی جزم در پیمودن راه هر چند سخت و دشوار سوگند یاد کردند که تا دستیابی به مطالبات مشروع خود در دیدار با عزیزان دربند و مغزشویی شده خود و رهایی و گسستن آنان از قید و بند مناسبات فرقه ای و فریبنده رجوی گامی واپس نخواهند نهاد و در این مسیر انساندوستانه و خیرخواهانه از تمامی مجامع حقوق بشری و صلیب سرخ خصوصا دولت مردمی عراق استمداد طلبیدند. باشد که با یکسره شدن کار اسارتگاه اشرف و سپردن سران خائن فرقه به دست عدالت، با رهایی تمام ناراضیان تشکیلات مخوف رجوی، خانواده های دردمند آن عزیزان برای همیشه به آرامش وخوشحالی برسند ودل وخانه شان به وجود عزیزان خویش که سالیان از آن بی خبر بودند، روشن و منور گردد.