آقای خزایی سکوت کن!

فردی بنام خزایی که اکنون سالیان سال است که در کشورهای اسکاندیناوی با حقوق و امکاناتی که سازمان برایش مهیا کرده است روزگار میگذراند٬اخیرا مقاله نوشته و در آن زیاده گویی هایی کرده است که لازم دانستم پاسخی هرچند مختصر و بصورت کلی بدان بدهم!
آقای پرویز خزایی که مهره های سوخته رجوی است٬ بعد از پیوستنش به شورای باصطلاح مقاومت٬ بدلیل اینکه مستقیما از سازمان حقوق میگیرد٬ ناگزیراست که برای آنها شمشیر بزند و در صورت لزوم بروی صحنه بیاید و هرآنچه از او میخواهند را تکرار کند. درگوشه ای از مقاله اش قیاسی صورت داده بود بین گروه های چریکی زمان هیتلر و مسئولین سازمان که هرچند این قیاس باعث خنده میشد اما ازطرفی دیگر توهینی بآن انقلابیون بود! اکنون بدنبال اسامی نیستم اما از جناب خزایی چند سوال دارم.اول اینکه آقای خزایی کدامیک از آن انقلابیون در زمان جنگ برای نیروهای قسم خورده خود٬ زندان ساختند و به شکنجه و اذیت و آزار آنها پرداختند؟ کدامیک از آن فرمانده هان گروه های انقلابی در زمان خود٬ملاقات با خانواده های اعضاء خود را گناه کبیره و همچون خیانت شمردند و از دسترسی نیروها به روزنامه و تلوزیون و وسایل ارتباط جمعی منع کردند؟ کدامیک از آن انقلابیون٬ خانواده را کانون فسا دانستند و برای اعضاء خود نشستهای مشمئز کننده عملیات جاری و غسل هفتگی برگزار نمودند و از کادرهای خود خواستند که پنهانی ترین تناقضات درونی خودرا در جمع بخوانند و جمع را موظف کردند که علیه آن فرد موضع گیری کنند و با بدترین الفاظ بآن فرد مفلوک بتازند؟ آیا در زمان هیتلر فرماندهی از گروه های چریکی و انقلابی را سراغ دارید که از یکسو برای نیروهای خود نشست بگذارد و صحبت از جنگ صدبرابر و کشته شدن تا آخرین نفر بکند ولی بلافاصله بعد از نشست پا به فرار بگذارد و به مکانی امن بگریزد؟! آری این را قبول دارم که همان زمان هم پشت کردن به جنگ٬خیانت نابخشودنی محسوب میشد٬اما سوال اینجاست که در فرقه مجاهدین چه کسی اول از همه و درست در زمانی که صحبت سر این بود یا آخرین نفر ما آخرین نفر رژیم را میکشد و یا برعکس از خط مقدم نبرد یعنی عراق به کنار رود سن گریخت و با ناجوانمردی و وارونه جلو دادن واقعیت٬فرانسه را خط مقدم نامید؟! آن که زودتر از همه فرار کرد مریم رجوی و بالاترین مسئولین و فرمانده هان سازمان بودند! خود زبل خان هم که غیب شد!
اکنون آقای پرویز خان خزایی بدنبال چه هستی؟ اما بگذار روشنت کنم آشی که رجوی پخته با خون عزیزترین فرزندان مردم ایران است و آنقدر رنگش سرخ است که نه تو نه هیچکس دیگر توان ماله کشی بروی آن را ندارد!
پس لطفا سکوت کن!
مراد
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا