انسان یک عنصر اجتماعی میباشد که در کنش و واکنش با اجتماع باز تعریف میشود و هویت مستقل پیدا میکند. تشکیلات تبهکار رجوی در پادگان اشرف با ایزوله و قطع اعضاء خود با دنیای بیرون از تشکیلات، اقدام به یک جنایت آشکار کرده است که شاید باورش برای کسانی که کمتر آگاهی ازاین گروه دارند […]
انسان یک عنصر اجتماعی میباشد که در کنش و واکنش با اجتماع باز تعریف میشود و هویت مستقل پیدا میکند. تشکیلات تبهکار رجوی در پادگان اشرف با ایزوله و قطع اعضاء خود با دنیای بیرون از تشکیلات، اقدام به یک جنایت آشکار کرده است که شاید باورش برای کسانی که کمتر آگاهی ازاین گروه دارند کمی سخت باشد. سران تشکیلات مجاهدین با استفاده از آخرین شیوه ها و متدهای روانشناسی و با تغییر پارادایم روح و روان اعضای مستقر درپادگان اشرف را به انقیاد خود در آوردهاند.
حالا بعد از پنج دهه سپری شدن زندگی اردوگاهی ساکنان اشرف از نظر سلامت روح و روان در چه نقطه ای میباشند؟ من به مقدار درک و دریافت و شناخت خودم که مدتی در آن تشکیلات حضور داشتم به این موضوع می پردازم.
مسلماً بررسیهای جامع و دقیق روانکاوی تشکیلات مجاهدین حیطه متخصصان و محققان آکادمی و در حوزه های روانشناسی وجامع شناسی میباشد.
1- آزادی فردی: در تشکیلات مجاهدین آزادی فردی وجود ندارد و از بدو ورود فرد به تشکیلات با ادغام در جمع این آزادی از او سلب میشود و بعنوان یک ضد ارزش و مظاهر دنیای بورژوازی شناخته میشود. مجاهدین یک شعار دارد: “زندگی جمعی و اصالت جمع” و با این ترفند فرد را از همه آزادیهای فردی محروم میکند.
2- انتخاب دوست: در مناسبات مجاهدین فقط باید وصل به فرمانده مافوق باشی و از هرگونه رابطه زدن و اظهار دوستی با دیگر اعضا محفل (روابط دوستانه خارج چارچوب های مناسبات تشکیلاتی) تلقی می شود و با فردی که محفل بزند بشدت در جمع برخورد می شود.
3- نشاط و شادی: بروز هرگونه نشاط و شادی در مناسبات رجوی ممنوع است و به عنوان فرهنگ لمپنیسم از آن نام برده می شد و به همین دلیل در مناسبات با آدمهای خشک و بی روح و عصبی مزاج روبرو میشویم.
4- حریم خصوصی: نفرات تشکیلات مجاهدین با این واژه بیگانه میباشند و در یک زندگی گروهی و فشرده اردوگاهی درآسایشگاه های متراکم بسر میبرند. مسئولین و فرماندهان مجاهدین این حق را دارند که در خصوصی ترین مناسبات اجتماعی افراد دخالت نموده و حریم شخصی او به رسمیت شناخته نشود.
5- دسترسی به فضای عمومی: افراد مستقر در پادگان اشرف در یک زندگی ربات گونه که به آنها تحمیل شده است بسر می برند و به طور مستمر از آسایشگاه به محل کار و سالن نشست رفت و آمد دارند و تایم آنها را طوری برنامه ریزی کرده اند که فرصت فراغت نداشته باشند و یا اختیار و اجازه تردد بدون هماهنگی ندارد و تردد فردی ممنوع است. دیدار با وابستگان وعضو خانواده منوط به داشتن ویزای تردد با امضا چهار فرمانده بالای تشکیلات می باشد.
6- خرید: بازار گردی و خرید که یک امر عادی در جامعه میباشد. اعضای تشکیلات مجاهدین ازآن محروم هستند واصلا درتشکیلات پول و تبادلات مالی جهت خرید وجود ندارد و اصولا از ترس فرار اعضا پولی در اختیار آنها قرار نمی گیرد.
7- ورزش: در مناسبات تشکیلاتی سازمان مجاهدین ورزش حرفه ای و قهرمانی وجود ندارد. عضو تشکیلات در ابعاد بسیار محدود و صرفا برای آمادگی بدنی جهت شرکت در عملیات های تروریستی و با کمترین امکانات اجازه ورزش کردن دارد. ورزش فردی ممنوع میباشد. در مناسبات از ورزش بعنوان حفظ خود و خودنمایی برای جنس مخالف یاد میشود.
8- دسترسی به تکنولوژی و ارتباط همگانی: اعضای مجاهدین خلق حتی کار با ساده ترین تلفن همراه و ریموت برای روشن کردن تلویزیون را بلد نیستند و سران سازمان از ترس اینکه نفرات با واقعیت بیرون آشنا شوند، بشدت و سیستماتیک از به روز شدن اعضا با تکنولوژی ممانعت میکنند.
9- امکانات پزشکی: دسترسی اعضا به پزشکان متخصص در راستای سلامتی آنها در حد صفر میباشد. درحالیکه اکثر اعضا با بیماریهای گوناگونی دست و پنجه نرم میکنند. بیماریهای که در دنیای مدرن به سادگی با یک ویزیت قابل درمان است. اگر کسی در تشکیلات رجوی بازگو کند که بیماری اعصاب و روان دارد به او مارک مزدوری رژیم میزنند که تو میخواهی پرونده سازی بر علیه انقلاب ایدئولوژیک خواهر مریم کنی.
10- مسافرت و گردش: این موضوع در سازمان مجاهدین کاملآ منتفی میباشد و اعضای در یک سیکل باطل روزمرگی بسر می برند و فقط عمر را سپری میکنند.
11- عواطف: این مورد یکی از دغدغه های بنیادین رجوی میباشد. سرکوب عواطف اعضا به طور سیستماتیک و روزمره ساری و جاری می باشد. اعضای تشکیلات رجوی به علت سرکوب عواطف انسانی دیگر نرمال نیستند و یک فرد بیرونی در اولین برخورد با آنها به سرعت به این امر پی خواهد برد.
12- خانواده: نفرات اسیر در تشکیلات رجوی به یمن انقلاب ایدئولوژیک مریم سالهای سال از نعمت خانواده محروم و ناکام از مهر و محبت می باشند و این نقصان در چهره و رفتارشان هویداست.
13- کمک به هم نوع : در مناسبات مجاهدین عضوی حق کمک و یا همیاری با دیگر اعضا ندارد و در تشکیلات به آن رابطه عرضی میگویند.
14- هویت مستقل: در تشکیلات جهنمی رجوی فقط باید مسعود و مریم برجسته باشند و سران تشکیلات خیلی مراقب هستند که در درون مناسبات هویت مستقلی شکل نگیرد و اگر از طرف فردی چنین اشعه ای ساطع شد با گرفتن رده ی تشکیلاتی اش و نزول به یک عضو ساده او را تحقیر میکنند.
نتیجه گیری:
اعضایی که تمام هستی شان را گرفته اند و ذهنشان را هک کرده اند. سران تبهکار رجوی با این متدها اعضا را به انقیاد خود در آورده اند. انسانهایی که دیگر یک بیمار روانی شناخته میشوند که در غار قرون وسطایی مسعود رجوی با روشهای عصر هجری مریم رجوی ایزوله شده اند و این یک جنایت علیه بشریت در دوران معاصر میباشد.
داریوش قنواتی














