بعد از شکست سازمان مجاهدین خلق در عملیات فروغ جاویدان، مسعود رجوی طلاق اجباری اعضای متاهل را در دستور کار خود قرار داد. تا شهریور سال 72 هر سال بندی به انقلاب ایدئولوژیک اضافه میکرد. در این سال رجوی اعضای شورا را در بغداد جمع کرد تا بندی دیگر به انقلاب طلاق خود اضافه کند. […]
بعد از شکست سازمان مجاهدین خلق در عملیات فروغ جاویدان، مسعود رجوی طلاق اجباری اعضای متاهل را در دستور کار خود قرار داد. تا شهریور سال 72 هر سال بندی به انقلاب ایدئولوژیک اضافه میکرد. در این سال رجوی اعضای شورا را در بغداد جمع کرد تا بندی دیگر به انقلاب طلاق خود اضافه کند. این بند، به نام بند “ر” یا همان بند ریاست جمهوری نامگذاری شد. در آن جلسه، مریم همسر سوم خود را به عنوان رئیس جمهور دولت موقت انتخاب کرد. از آنجایی که تعداد مجاهدین از تعداد اعضای غیرسازمانی شورا بیشتر بود، این طرح مورد قبول قرار گرفت. رجوی این خبر را در تاریخ 30 مهر 72 در حضور تمام اعضای سازمان در اشرف اعلام کرد.
رجوی برای اینکه این انتخاب را مهم جلوه بدهد، عنوان کرد که “مریم بالاترین سلاح استراتژیک و کارآمدترین سلاح ما ، ثمره کل انقلاب و حاصل رنج خون و مقاومت و سیمای مجسم ایران فردا” ، “مریم سلاحی ماورای سرنگونی” و “سلاحی ضد استثمار جنسی” است.
اینکه چرا در آن مقطع رجوی دست به این حماقت زد سئوال خوبی است. بعد از اعلام بند “دال” یعنی هژمونی زنان، تشکیلات دچار تنش بزرگی شد و مردان دیگر حرفهای زنان را قبول نداشتند. رجوی به یک نمایش تازه نیاز داشت و آن هم علم کردن مریم به عنوان ریاست جمهوری بود. اینگونه افسار مردان را کشید و بطور کامل تشکیلات را در اختیار زنان قرار داد.
استدلال رجوی برای دیر اعلام کردن خبر رییس جمهور شدن مریم این بود که ما مریم را مخفیانه به فرانسه فرستادیم چون تهدید امنیتی وجود داشت. او که در توهم خودش غرق بود ادعا کرد که اگر فیلم و خبر انتخاب مریم پخش شود ایران با عراق وارد جنگ خواهد شد !!!.
مریم سلاحی بود که رجوی برای سازش با غرب و اسرائیل جنایتکار به فرانسه فرستاده بود. اکنون شاهد هستیم که مریم رجوی چگونه تملق آنان را میگوید و برای جنگ طلبان کف و سوت میزند.
آیا مریم رجوی سلاح ضد استثمار جنسی بود؟ خیر. این گونه نیست. چون بعد از افشاگری زنان رها شده از سازمان برای همه روشن شد مریم رجوی خودش عامل اصلی رقص رهایی زنان سازمان با رجوی بود. او تبدیل به مسئول حرمسرای شوهرش شد.
آیا مریم رجوی بالاترین سلاح استراتژیک بود؟ این هم حرف مفتی بود که رجوی به همه تحویل میداد. چون در درون سازمان حرف اول و آخر را خود مسعود میزد. آنان برای سفیدسازی برای مریم رجوی سابقهتراشی کردند مبنی بر اینکه برادرش در زندان شاه بوده و او به دیدارش میرفته و فعالیت میکرده است. در حالی که آقای سعید شاهسوندی در مورد مریم رجوی عنوان داشت که بعد از پیروزی انقلاب او را در ستاد علوی دیده و بدون حجاب بود و برای اولین بار در دفتر مجاهدین در تهران او را دیده است. البته سابقه تراشی برای خانواده رجوی امر رایجی است. همه باید مهم جلوه داده شوند.
مریم رجوی هرگز پایش به خاک ایران نخواهد رسید. او فردی بود که دستور حمله به ایران در عملیات فروغ جاویدان را صادر نمود. او کسی است که از همه شکنجهها و مرگهای سازمان یافته در درون مناسبات خبر دارد. او از عقیم کردن زنان سازمان در اشرف اطلاع دارد.
رجوی برای اینکه انتخاب زن سومش را مهم جلوه دهد، در اشرف یک هفته جشن گرفت و نام آن را هفته سیمرغ نهاد. هفتهای که در تمام طول آن از اعضای سازمان بیگاری میکشیدند تا بتوانند آن را در رسانههایشان پرطمطراق نشان بدهند اما در داخل تشکیلات هیچ کس از اعضای سازمان راضی نبودند و دائم غر میزدند که بیگاری دوباره به نام هفته سیمرغ شروع شد.
البته برای مریم رجوی خوب شد. حداقل هر شب میتواند خواب ریاست جمهوری ببیند و ژست رییس جمهوری را بگیرد که سرزمینی ندارد. در یک کلام مریم رجوی باید سراب رییس جمهوری خود را به گور ببرد چون ایران صاحب دارد و جایی برای تروریستهای بی وطن نیست. صاحبان این خاک ملت ایران هستند که از مجاهدین خلق متنفر هستند.
هادی شبانی















