اینجانب هوشنگ زاد اسماعیلی اهل گیلان از شهرستان تالش اسالم پلا ک 28 هستم. فرزندم داوود زاد اسماعیلی فرشمی بمدت 10 سال است که جذب سازمان تروریستی مجاهدین درعراق شده است. فرزندم برای اشتغال به آلمان رفته بود که توسط عوامل سازمان به بهانه دادن شغل مناسب با امکانات بسیار به عراق کشانده میشود که ازآن اطلاع دقیق نداریم.با شروع درگیریها که با تحریک سازمان به وقوع پیوسته است نگران وضعیت و سلامت فرزندم هستم
از: پدرومادر داوود زاداسماعیلی فرشمی(گیلان – اسالم) خدمت صلیب سرخ جهانی
اینجانب هوشنگ زاد اسماعیلی اهل گیلان از شهرستان تالش اسالم پلا ک 28 هستم. فرزندم داوود زاد اسماعیلی فرشمی بمدت 10 سال است که جذب سازمان تروریستی مجاهدین درعراق شده است. فرزندم برای اشتغال به آلمان رفته بود که توسط عوامل سازمان به بهانه دادن شغل مناسب با امکانات بسیار به عراق کشانده میشود که ازآن اطلاع دقیق نداریم.
با شروع درگیریها که با تحریک سازمان به وقوع پیوسته است نگران وضعیت و سلامت فرزندم هستم خصوصا مادرش که درعین داشتن بیماری دیابت از درجه یک روزانه پنجاه واحد انسولین تزریق می نماید بسیار نگران وی بوده و چشم انتظاری میکشد.
ازشما صلیب سرخ جهانی ودولت عراق تمنا دارم با ایجاد تسهیلات لازم، موفق به دیدارفرزندم شده تا وی بتواند با به اشراف رسیدن به واقعیت جامعه ایران به کانون خانواده بازگردد.
درصورتی که مسافرت ما به عراق امکان پذیرنشد تقاضا داریم عزیزمان ضمن رهایی ازجهنم پادگان اشرف به وطن بازگردد.
پیشاپیش ازهمه دست اندرکاران سپاسگزارمی باشم. امضاء: پدر و مادر داوود زاداسماعیلی هوشنگ زاد اسماعیلی
سیده زهرا زادمرد

برچسب ها
با دیدن عکست جان تازه گرفتم سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین
برای مادر اسماعیل پور محمدعلی بازکیایی مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم
نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین
دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]
سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین
با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]
مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم
خیانت و جنایت رجوی در حق ملت ایران و اعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان و قلم از بیان تمام عیار آن قاصر و ناتوان است. در این میان خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات بدنام رجوی خاصه مادران، از قربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که در این […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
