کنکاشی در مورد” شورای ملی مقاومت”
آقای دکتر بنی صدر در این مصاحبه که در سالروز تشکیل این شورا در پاریس صورت گرفت پروژکتوری نورانی بر روی زوایای پنهان این اتفاق سیاسی را هرچه بیشتر روشن می نماید و برای ثبت درسینه تاریخ انها را باز می گشایند و در روند بررسی این تحول سیاسی، خیلی روشن – صادقانه و منطقی به عطش سیری ناپذیر مسعود رجوی برای کسب قدرت سیاسی اشاره دارد و از آن با عنوان معنی دار” معتاد قدرت” یاد میکند.
خودکامگی رهبر عقیدتی مجاهدین
رهبر عقیدتی مجاهدین ” روایتی بزرگ” از خویش می سازد که هیچ بهره ای از واقعیت ندارد و جز خودشیفتگی محض نیست. پدید آوردن شرایط و موقعیتی که کادرهای تشکیلاتی مجاهدین طی بیش از سه دهه امکان ارتباط و مواجه شدن با دنیای پیرامونی را از دست دهند، ماهیت واقعی مسعود رجوی را برای همگان به تصویر می کشد.
چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است
مسعود رجوی همیشه در نشستهای عمومی از جامعه بی طبقه توحیدی که بر روی سنگ مزار هر مجاهد خلق حک شده یاد می کرد و می گفت که جامعه بی طبقه توحیدی جامعه یی است که الزاما تضادهای طبقاتی آن حل شده است پس بی طبقات است چرا که طبقات بالا و پایین، غنی و فقیر بودن محصول استثمار است محصول فرعونیت است جامعه بی طبقه توحیدی مسعود رجوی همانند سایر شعارهای او می باشد
گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین در باره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت ششم
برای مسئولین رده بالای مجاهدین جان بقیه افراد مهم نیست این اعترافی بود که عذرا علوی طالقانی از اعضای شورای رهبری سازمان برای ما در آن نشست کرد. آنها آماده اند همه را قربانی کنند تا جان مسعود حفظ شود این عصاره تفکر سران مجاهدین است همه ی تلاش ها برای حفظ اشرف و تشکیلات در عراق و اصراری هم که مسئولین سازمان نشان می دهند فقط به خاطر حفظ جان خود مسعود است.
رهایی علی عینکیان ضربه ای دیگر بر شعبده ایدئولوژیک مریم
مسعود می خواست با انتخاب مریم و رقص راهبانه اش همان حمایت ابر قدرت و ناو جنگی را بدست بیاورد که البته اگر چه روزگار و بد عهدی ایام وفا نکرد و ارتش امریکا توپ و تانک های صدام را از آنان گرفت و حتی چوب دستی هم برای دفاع از خود ندارند اما مریم و سایر اعضای شورای رهبری با کرشمه و طنازی های ایدئولوژیک خود را به زیر چتر حمایتی ژنرالهای کهنه کار امریکایی مستقر در عراق برده
هراس رجوی دیکتاتور از برگزاری یک نمایشگاه
مدتی قبل در شهر خالص عراق نمایشگاهی با نام « طاعون سیاه » برگزار شد که یک افشاگری علیه رجوی جنایتکار بود. گویا این افشاگری حسابی به خال خورده و بخوبی توانست جنایات این دیکتاتور را برای مردم عراق رو نماید که چند روزی است دستگاه دروغ پرداز رجوی شیاد، بلاوقفه شروع کرده به آخ و واخ کردن، مظلوم نمایی و شیون علیه این نمایشگاه و با تولید انواع و اقسام گروه ها و اسامیِ بعضا جعلی و من در آوردی می خواهد این چنین وانمود کند که ملت عراق طرفدار آنها هستند.
آقای رجوی از 27 سال پیام دادن در اول مهر ماه خسته نشده ای؟
آری این کج راهه روندگان ماهیتی نزد هیچکس ندارند حتی پیش زندانیان سابق هوادارشان. مگر نه این است که در درسال 1373 همان دانش اموزان ودانشجویان از زندان بیرون امده که به تعداد اندک گذرشان به اردوگاه اشرف افتاده بودند به ظن همکاری باایران بطور جمعی چندماه برای شکنجه برده میشوند. اینجانب به رجوی و عفریته بازی خورده وسران جنایتکار سازمان مجاهدین اعلام می نمایم رنگ شان دیگر حنایی ندارد
گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت نهم
منظور مهناز و لحن کلامش دقیقا این بود که تقاضای خودسوزی کنید. او غیر مستقیم افراد را تشویق به خودسوزی و عملیات انتحاری برای رهایی مریم کرد. روز بعد مجدداً مهناز گرامی نشست گذاشت و به بچه ها گفت: همه برای شیراک، صدراعظم آلمان و نخست وزیر انگلیس نامه بنویسید و تاکید کنید در صورتی که مریم آزاد نشود اقدام به خودسوزی خواهید کرد. روزهای بعد صحنه های خودسوزی افراد را در اشرف مرتب و مداوم نشان می دادند و بچه ها را تحریک می کردند، آنان احساساتی می شدند و به مسئولین پیشنهاد عزیمت به اروپا جهت خودسوزی می دادند.
مسعود و مریم رجوی شاغول مبارزه را به سمت اعضای اسیر اشرف برگرداندند
مسعود و مریم رجوی نوک شاغول مبارزه با رژیم ایران را به کل فراموش کردن و نوک شاغول مبارزه را به سمت اعضای دربند در اسارتگاه اشرف چرخاندن برای جلوگیری از فرار افراد و برقرای اقدامات شدید کنترلی در سطح پادگان گشت های داخل اشرف اعم از گشت ماشین، گشت موتوری، گشت پیاده سطح قرارگاه، کیوسک های کنترلی سر چهار راه ها،گشت امنیت، گشت هوشیاری داخل مراکز، انتظامات ورودی مراکز
میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت سی و نهم
وقتی که مریم با آن آقا دست داد و سیمای آزادی این صحنه را نشان داد همه خانم های مقر انگشت به دهان شدند خیلی تعجب کردند.آیا درست می بینند مریم با یک مرد دست داد؟ یا آرایش ایشان برای خانم ها جای سوال داشت. خب سوالات فراوانی بوجود می آمد وقتی مریم با یک مرد بیگانه دست می دهد برای ما غیر قابل هضم بود مگر او نامحرم نیست؟ مگر مریم در اشرف به ما نمی گفت نباید برادران و خواهران مجاهد با هم دست بدهند و خواهران نباید آرایش کنند باید ساده بپوشند و از برادران جدا باشند
رهبران فرقه رجوی و بوی گند فساد اخلاقی
این است شعارهای توخالی رجوی که بالای سن خرج می کرد و یکسری هم فکر می کردند رجوی دنبال آزادی زن مجاهد خلق می باشد و برای آزادی زن قدم می گذارد نه به قول دختر بنی صدر که در کتابخانه یکی از یگانها که هنوز تصفیه نشده بود خواندم که از زبان او نوشته بودند که گفته مسعود یک فرد هوسباز است به همین خاطر من جدا شده ام. اما واقعیت ها به مرور زمان برملا می شود و تشکیلاتی به اصطلاح آهنی با رهبری فاسد و افرادی فرومایه و ملیجک صفت که چشم بر روی همه حقایق بستند، از درون متلاشی می شود.
دیدگاه مسعود رجوی درباره”جهاد” نکردن اعضای مجاهدین
مسعود رجوی با اشاره به ناکامی های”جهاد اصغر” از سال 1360 به این طرف، پرداختن به”جهاد اکبر” از سال 1368 را واجب عینی مجاهدین دانسته و خانواده ها و روابط انسانی درون تشکیلات مجاهدین در تمامی پایگاه های مجاهدین را درهم شکست.انتقامی”خداگونه” از جمعیتی که فکر می کردند مسیر مبارزه و رسیدن به مطالبات سیاسی و اجتماعی از فکر و اندیشه مسعود رجوی می گذرد.