مخوف‌ترین زندان‌های تشکیلات رجوی در سراسر عراق و آلبانی را بشناسیم

همه ساله در نیمه‌های شهریورماه، این سازمان تروریستی، اقدام به نمایشات مضحکی می‌کند و چنین القاء می‌کند که رجوی‌ها ادامه دهنده راه و جریان بنیانگذاران سازمان مجاهدین هستند. بله 15 شهریور ماه امسال شصت و یکمین سال تاسیس این سازمان است اما واقعیت این است که مسعود رجوی، سردمدار جریانی انحرافی و التقاطی شد که […]

همه ساله در نیمه‌های شهریورماه، این سازمان تروریستی، اقدام به نمایشات مضحکی می‌کند و چنین القاء می‌کند که رجوی‌ها ادامه دهنده راه و جریان بنیانگذاران سازمان مجاهدین هستند.

بله 15 شهریور ماه امسال شصت و یکمین سال تاسیس این سازمان است اما واقعیت این است که مسعود رجوی، سردمدار جریانی انحرافی و التقاطی شد که بسیار از آنچه بنیانگزاران سازمان تاسیس کردند دور است. جریانی که فقط خونریزی و جنایت کرد، اعضای سازمان خودش را به کشتارگاه برد و سلاخی کرد.

شاید باور نکنید اما رجوی در خلال سالهای 1365 تا 1381، قریب به دهها زندان مخوف در عراق ساخت و اعضای ارشد سازمان، دیگر اعضای سازمان را در آن زندان‌های مخوف شکنجه کرده و در سلول‌های انفرادی برای ماه‌ها و سال‌ها حبس کردند. جنایاتی هولناک و وحشیانه که فقط از هنرمندیهای خاص مسعود رجوی است و بس.

به طور مشخص زندان‌هایی که در داخل قرارگاه‌های سازمان ساخته شده است، بدین شرح است:

-زندان‌های رفع ابهام در داخل خاک عراق

-زندان‌های مهمان‌سرا در داخل محیط بسته‌ عراق و در داخل پایگاه‌های نظامی

-زندان واقع در قرارگاه “سردار” در کرکوک. بعدها زندانیان اسیر در سردار، برای عدم امکان تحقیق صلیب سرخ، به بخش اسکان قرارگاه “اشرف” منتقل شد.

-زندان دبس که در سال ۶۸ در نزدیکی کرکوک تأسیس شد. این زندان ویژه‌ اسرای جنگی ایران و عراق بود. اسرای جنگی که در حمله‌های نظامی سازمان به مرزهای ایران اسیر می‌شدند را به این زندان می‌آوردند. این اسرا در این محل پس از تخلیه‌ اطلاعاتی تفکیک می‌شدند. عده‌ای را تحویل دولت عراق می‌دادند. و عده‌ای را هم در دبس نگه‌ می‌داشتند. سازمان اسامی این اسرا را به سازمان‌های بین‌المللی نظیر صلیب سرخ نمی‌داد و هیچ‌کس از سرنوشت و حضور آنان در دبس مطلع نمی‌شد.

-زندان‌های واقع در قرارگاه اشرف. بزرگترین و مهم‌ترین پایگاه سازمان مجاهدین در عراق، قرارگاه اشرف ربود. این پایگاه در زمستان ۱۳۶۶ در ۵۰ کیلومتری شمال بغداد ایجاد شد. زندان‌های واقع در پایگاه اشرف بدین شرح بود:

1. زندان مهمان‌سرا و یا زندان ۱۰۰. اکثر زندانیان این قرارگاه تحویل سازمان امنیت عراق داده شده و به اردوگاه “الرمادی” فرستاده شدند.
۲- زندان۳۷، زندانیان عملیات مروارید در این زندان محبوس بودند.
۳- زندان مخوف H، این زندانیان باید تا پیروزی انقلاب واقعی به رهبری رجوی در این زندان باقی می‌ماندند.
۴- زندان پذیرش که افراد داخل زندان باید به مدت ۲ سال در سلول انفرادی بمانند.
۵- زندان دانشکده که در اصل محلی برای آموزش بود. اما زندان‌های موجود کفاف این همه زندانی را نمی‌داد، درنتیجه دانشکده تعطیل و تبدیل به زندان شد.
6- زندان اسکان با نزدیک به 50 سلول انفرادی واقع در ضلع جنوب شرقی پادگان اشرف.

دهها زندان انفرادی هم در تک تک مقرهای مجاهدین در جای جای عراق و پادگان اشرف وجود داشت و تعداد و شمار آنها از عدد خارج است.

فقط خدا می داند که مجاهدین در عراق با اعضای ناراضی و منتقد خود در سیاهچال های خود چه کردند و چه تعدادی را سربه نیست کرده و در گورستان های عراق مخفیانه دفن کردند. گورستان وادی السلام در نزدیکی شهر نجف یکی از بزرگترین گورستان های جهان است که مجاهدین خلق هم از آنجا برای دفن برخی سربه نیست شده‌های مخالف خود بهره می بردند.

از شرایط بسیار وحشیانه زندان‌ها، هر چقدر بگویم کم است. این مطالب را کسی می نویسد که در سال 1376، 6 ماه در سلول‌های انفرادی مخوف اسکان، در حبس بوده است و از هرگونه امکانات یک انسان معمولی ، بی بهره بوده است.

در آنجا مثل یک “حیوان” با شما برخورد می شد. صحبت ممنوع بود. هواخوری ممنوع بود. ملاقات مطلقا ممنوع بود. همه جا سکوت محض دیوانه کننده‌ای بود و فقط گاه و بیگاه وقتی یک زندانی را وحشیانه ضرب و شتم و شکنجه می‌کردند، صدای ناله و ضجه شنیده می‌شد. مطالعه مطلقا ممنوع بود، غذا اندک و بسیار کم بود. دستشوئی‌ها بیرون سلولها بود و فقط دو یا سه بار در روز حق استفاده از آن را داشتی.

بازجویی‌های شبانه و نصف شب، مکرر اتفاق می افتاد. تهدید به اعدام صحرائی ، تهدید به تجاوز ، تهدید به مرگ خاموش و … کمترین تهدیدات شبانه روزی بود. هیچ کس در جهان خبردار نبود که چه جنایاتی در آنجا در حال وقوع است، هیچ کس هم نبود تا به داد زندانی برسد. وکیل و دادگاه و از این جور بحث‌ها، جوک و لطیفه‌ای بیش نبود. به جرات می‌توانم بگویم حتی در قرون وسطی هم چنین شقاوت‌هائی به مدت طولانی صورت نپذیرفته است.

حال طنز روزگار را ببینید، این سازمان شقاوت پیشه ، در سالگرد این سازمان تاسیسش، مدعی شده است که تنی چند از زندانیان در بند جمهوری اسلامی ایران، از داخل زندان برای سازمان پیام تبریک سالگرد سازمان را فرستادند و حتی اصرار کردند که این پیام‌ها از سیمای نفاق پخش شده تا به گوش جوانان هم برسد! عین کلیشه سیمای نفاق هم این است:

پیام اعضای مجاهدین

پیام کلیشه ای مجاهدین خلق

اگر واقعا در زندان های ایران، وضع اینقدر دمکراتیک است که می توان مخالف بود و به سازمان هم پیام کتبی فرستاد و در آن پیام هم فحش به مقامات مملکت و … داد، پس در مقایسه با زندان‌های سازمان مجاهدین، آنجا زندان نیست ، یک هتل است.

من در زندان های مجاهدین ، روی برگه‌های سفید داخل سیگار سومر، مشخصات خودم را برای یک زندانی همدانی محبوس در سلول کناری، در زیر روشوئی دستشوئی‌، با مشقت‌های فراوان قرار می‌دادم که اگر زنده از آن سیاهچال بیرون نرفتم، لااقل یک نفر مرگ مرا به خانواده‌ام اطلاع دهد تا خانواده‌ام تا آخر عمر، در ابهام زنده یا مرده بودن من نمانند.

اکنون در اشرف 3 در آلبانی هم وضع به همین منوال است، این سازمان مدعی دفاع از حقوق بشر، خود یکی از ناقضان اصلی حقوق اولیه انسان هاست. هنوز هم ورود به آن مکان ممنوع است. پشت حصارهای بلند این سازمان، جان انسان ها را مثل آب خوردن، می‌گیرند و روزانه مرگ‌های مشکوک در آنجا اتفاق می‌افتد.

محمدرضا مبین