سلام منصور جان زهرا هستم خواهر کوچکت امیدوارم خوب و سلامت باشی… آرزویم این است که تو را در میانه غم و اندوه روزگار در آغوش بگیرم یا دستکم صدایت را با یک تماس تلفنی بشنوم که سازمان رجوی از تو دریغ کرده است. منصور جان همین ایام پارسال برایت نامه نوشتم و اطلاع دادم […]
سلام منصور جان زهرا هستم خواهر کوچکت
امیدوارم خوب و سلامت باشی…
آرزویم این است که تو را در میانه غم و اندوه روزگار در آغوش بگیرم یا دستکم صدایت را با یک تماس تلفنی بشنوم که سازمان رجوی از تو دریغ کرده است.
منصور جان همین ایام پارسال برایت نامه نوشتم و اطلاع دادم که حال و روز مامان اصلا خوب نیست و چون خودم درگیر بیمارستان بودم مامان عجالتا به تهران نزد داداش رفته است.
تو اون شرایط ازت خواستم با ما تماس بگیری که متاسفانه هنوز چشم به راه هستم.
متاسفانه عید امسال هم دامادمان رمضانعلی همرنگ را از دست دادیم که در اثر بیماری بدرود حیات گفت و غم ما دو چندان شد.
منصور جان به دادم برس که خیلی تنها هستم. هم از مامان پرستاری میکنم و هم پسرم که بشدت دچار تشنج شده است.
خانه پدری در روستای سده دست نخورده مانده است تا تو بیایی منصور جان
خیلی دوستت دارم نازنین برادرم
خواهر کوچکت زهرا راهدار
+989915671103

