انجمن نجات آذربایجان شرقی

متن نامه میر یوسف تارا به برادر لیبرتی نشین اش سید رضا تارا

بسمه تعالی
پس از عرض سلام و احوالپرسی، برادر عزیزم حالت چطور است؟ انشااله که خوب وصحیح سالم و سلامت هستی.
برادر جان ازطرف ما نگران نباش فقط نگرانی ما ازطرف دوری شما میباشد.
سید رضاجان تمامی اهل خانواده یکا یک سلام مخصوص وگرمی دارند.
یعنی سید رضاجان، علویه خانم- خانم زاده- آزاده- بشارت- میر کاظم- میر یحیی وتمامی خواهر زاده ها وبرادر زاده ها وخودم میر یوسف وتمامی دوستانت بخصوص کربلایی خلیل امندی (هم دوره سربازیت) سلام رساندند.
سید رضا جان برادر عزیزم ما تمامی خانواده لحظه شماری میکنیم که هرچه زودتر به ایران عزیز مان وبه آغوش خانواده عزیزت برگردی وکل خانواده ودوستانت را خوشحال کنی.
برادر جان دلمان برایت خیلی تنگ شده. هروقت دوستانت ازعراق یعنی پادگان اشرف (بغداد) آزاد میشوند وبه تبریز میآیند سریعا جویای حال شما میشدیم وهمیشه چشم براهت هستیم وامیدواریم خدا کند هرچه سریعتر شما هم آزاد بشوی وبه تبریز برگردی وشما هم مارا خوشحال کنی.
سید رضا جان ازاین بابت هیچ نگرانی نداشته باشی که اگر به ایران بیآیی به مشکل برمیخوری. اصلا اینطور نیست یعنی من خودم به عینه شاهد وناظر آن بودم که وقتی دوستانت ازپادگان اشرف بغداد به آغوش خانواده ها برگشتند اینجانب شاهد بودم که جمهوری اسلامی هیچ مشکلی برایشان ایجاد نکرد ودوستانت بنام های سیروس غضنفری- لطف اله محمدی- کریم خیری وسایر دوستانت هم که در سال 83 به ایران وبه آعوش خانواده برگشتن.یعنی شما درپادگان اشرف بغداد باهم بودید آزاد شدند وحال نامبردگان  الان درتبریزهم استخدام شدند همه ازدواج کردند ویک زندگی خوب وشیرین دارندوسلام های گرمی برای شما دارند وامیدوارم برادر بنده هم به تبریز برگردد وخانواده ماراهم خوشحال کند ویک زندگی خیلی خوبی را شروع کند.
ضمنا سید رضا جان ماچون آدرس شما را درعراق نداشتیم وازطرف شما هم نامه ای بما ارسال نگردید بهمین خاطر نتوانستیم مکاتباتی داشته باشیم. امیدوارم ازاین به بعد از طریق تلفن یا نامه تماس بگیری.
خوب برادرم بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم وامیدوارم هرچه زودتر جواب نامه ام را ارسال کنی- با شکر فراوان- میر یوسف تارا
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا