اعضاء جداشده از فرقه رجوی

تأسیس آسیلا یکی از علل مهارگسیختگی رجوی علیه جداشدگان و خانواده ها

گذار از میان آتش ها و دسیسه ها

در چند سال اخیر که مجاهدین از لیبرتی به تیرانا منتقل شدند، بیشترین تلاش سران سازمان این بود که نگذارند ریزش نیرو باعث فروپاشی ناگهانی تشکیلات شود. به همین منظور از همان ابتدا دسیسه علیه جداشدگان افزایش یافت به نحوی که به سازمان ملل هم فشار آوردند از دادن هرگونه امتیاز مادی به آنان خودداری نماید و در برخی نهادهای حقوقی و امنیتی آلبانی هم نفوذ کردند تا با رشوه گیر کردن برخی کارمندان، زندگی شخصی جداشدگان را زیر نظر بگیرند و در کارشان اخلال ایجاد کنند. سر دواندن خانواده ها و معطل کردن آنان به مدت طولانی پشت گرفتن ویزا تا حد انصراف دادن، بخشی از این دسیسه بود. از سوی دیگر، کمک هزینه هایی که به جداشدگان می دادند نیز به مرور کم شد و آنان را موظف کردند ما به ازای آن، به جاسوسی دیگران مشغول شوند. بعدها نیز پادگان اشرف 3 تأسیس شد و اعضا به یک پادگان بسته منتقل شدند تا هیچگونه ارتباط دیداری با سایرین نداشته باشند و تردد به شهر نیز امکانپذیر نباشد.

مریم رجوی در آلبانی

گام اول، حق شهروندی

همه این تلاش ها باز هم جلوی ریزش را نگرفت و برخی از جداشدگان نیز با تلاش و زحمت بسیار موفق شدند شغل مناسب تهیه کنند و با یاری همدیگر روی پای خود بمانند و از زیر فشار سازمان خارج شوند. این پیشرفت ها در حالی بود که مجاهدین دست از هیچ توطئه و بی اخلاقی برنداشته بودند و مریم رجوی با هزینه های هنگفت درصدد خفه کردن آنان بود. در همین رابطه احسان بیدی (منتقد فرقه) را نیز با یک سناریوی غیراخلاقی و مغرضانه بازداشت کردند تا دیگران حساب کار دستشان بیاید و از ترس، دست به افشای مناسبات ضدانسانی در تشکیلات مجاهدین نزنند. اما باز هم مریم رجوی موفق نشد خط خود را با موفقیت به سرانجام برساند و (در برابر عزم کسانی که حاضر نبودند مهر سکوت بر دهان بزنند و در برابر بدام افتادن دیگر جوانان بی مسئولیتی کنند)، شکست خورد. دولت آلبانی برای ورود به اتحادیه اروپا، ناچار بود قانون جدیدی برای اتباع خارجی وضع نماید که اعضای مجاهدین را نیز در بر می گرفت. قانونی که مریم رجوی را بشدت نگران کرد، چون بر آن اساس دیگر قادر نیست اعضای مجاهدین را ناشناس و بی هویت درون یک پادگان نگه دارد و با آنان بازی کند.

صدور کارت در آلبانی

جالب اینجاست که مریم جرأت نکرد در مقابل این اقدام دولت آلبانی اعتراض کند و آنان را مورد تهدید قرار دهد، در حالی که دولت نوری مالکی نیز دقیقاً همین اقدام را در مورد مجاهدین به پیش می برد که مریم رجوی به مخالفت برخاست و چندین کشتار بزرگ را رقم زد. راستی آیا حامیان این فرقه خشونت طلب نباید از سران سازمان بپرسند اگر داشتن کارت شناسایی مشکلی ندارد، چرا در عراق با آن مخالفت کردید و صدها نفر را به کشتن دادید؟

گام دوم، تأسیس آسیلا

در سومین روز از آذرماه 1400، اتفاق خجسته دیگری رخ داد که برآمده از چندین سال استقامت جداشدگان و منتقدان در آلبانی بود. همان ها که سرسختانه در برابر ناملایمات و دسیسه ها پایداری کردند و اجازه ندادند تطمیع و تهدید مریم رجوی، آنان را به بی اخلاقی و سازش با جنایتکاران وادارد. جداشدگان که با قانون جدید دارای کارت شهروندی شده بودند، با تأسیس یک انجمن برای حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی، گام بزرگی برای اقدامات انساندوستانه و حقوق بشری برداشتند. از این پس اعضای اسیر در پادگان اشرف 3 قادر خواهند بود، بدون دغدغه، به این انجمن مراجعه کنند و برای سرنوشت خود راهنمایی بگیرند و از کمک های انساندوستانه این انجمن بهره ببرند.

 

انجمن آسیلا

تأسیس انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی «آسیلا» چنان برای مریم رجوی سخت و شوکه برانگیز بود که مهار از کف داد و از آن پس مدام بر سر یک موضوع به پای خانواده ها و جداشدگان می پیچد و آنان را مورد اهانت قرار می دهد. البته این آغاز یک راه پر فراز و نشیب است. یقیناً جنایت های مریم رجوی بی پاسخ نخواهد ماند. نمایشنامه های دادگاه دورس و استکهلم، حمله به خانواده ها و جداشدگان بخاطر افشای جنایت علیه کودکان، نمایش های حقوق بشری و سرگرم کردن اعضای خود در اسارتگاه اشرف 3 و در نهایت وزارتی خواندن خانواده ها و حتی یک خبرنگار آلمانی بخاطر مصاحبه با برخی بچه های مجاهدین، نمی تواند واقعیت ها را بپوشاند و مریم رجوی محکوم به پاسخگویی اعمال جنایتکارانه خودش و مسعود رجوی «گورخواب» است. جا دارد 3 هفته پس از تأسیس آسیلا، برای پیشرفت آن و رهایی هرچه بیشتر اسیران دعا کنیم!

حامد صرافپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا