فرماندهان من سناریوی بدرقه مرا از قبل چیده بودند

فرماندهان من چندین بار مرا صدا زده و با من صحبت کردند تا مرا متقاعد کنند که در آنجا بمانم برای آخرین بار نیز رقیه عباسی و اسفندیار که از فرماندهان لشگر 49 بودند مرا به دفتر خود بردند و پس از چند سئوال و جواب زمینه ای را آماده کردند که در همان دفتر مرا کتک بزنند.

– un .

.

!!

.

.

.

  • برچسب ها

    بعد از خلاصی از جهنم رجوی زندگی شیرین می شود 18 مهر 1405
    تمامی امورات از سر انتخاب خودم است

    بعد از خلاصی از جهنم رجوی زندگی شیرین می شود

    روز جمعه 17 مهر با خانواده ام به بندر ترکمن سفر کردیم. یک روستای معروفی در ترکمن صحرا داریم به اسم “پنچ پیکر”؛ این روستا حدود 1500 خانوار جمعیت دارد . شغل آنها تجارت پارچه ، دامداری و کشاورزی است، این روستا به قطب پارچه شمال ایران نیز معروف است . از غرب استان مازندران […]

    اظهارات مصطفی بهشتی درباره جذب نیرو در فضای مجازی در جلسه 56 15 مهر 1405
    در دادگاه مجاهدین خلق

    اظهارات مصطفی بهشتی درباره جذب نیرو در فضای مجازی در جلسه 56

    در ادامه جلسه رسیدگی به اتهامات گروه مجاهدین خلق، مصطفی بهشتی، از اعضای جداشده این گروه و از اعضای سابق ستاد داخله، برای تکمیل اظهارات جلسه گذشته خود در جایگاه حاضر شد و درباره نحوه ارتباط گیری، جذب، آموزش و سازماندهی تیم‌های عملیاتی و موسوم به “کانون‌های شورشی” توضیحاتی ارائه کرد. بهشتی که به عنوان […]

    مصاحبه اختصاصی انجمن نجات کرمانشاه با اسد پاک، عضو پیشین مجاهدین خلق 14 مهر 1405
    از چاله به چاه

    مصاحبه اختصاصی انجمن نجات کرمانشاه با اسد پاک، عضو پیشین مجاهدین خلق

    اسد پاک رزمنده ارتش ایران بود که در جنگ تحمیلی به اسارت نیرهای عرقی درآمد و پس از تحمل 9 سال اسارت در اردگاه اسرای عراق، فریب عوامل مجاهدین خلق را خورد به این تشکیلات مخوف پیوست. دفتر انجمن نجات کرمانشاه در مصاحبه‌ای اختصاصی با این عضو جدا شده از مجاهدین، درباره سرگذشت او، نحوه […]

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.