فرماندهان من چندین بار مرا صدا زده و با من صحبت کردند تا مرا متقاعد کنند که در آنجا بمانم برای آخرین بار نیز رقیه عباسی و اسفندیار که از فرماندهان لشگر 49 بودند مرا به دفتر خود بردند و پس از چند سئوال و جواب زمینه ای را آماده کردند که در همان دفتر مرا کتک بزنند.
– un .
.
!!
.
.
.
برچسب ها
تلویزیونها را مدیون بریده ها هستیم تاثیر افشاگری های جداشدگان درباره مناسبات حاکم بر تشکیلات رجوی
اندر باب سانسور روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق
تاثیر افشاگری های جداشدگان درباره مناسبات حاکم بر تشکیلات رجوی
مطلبی با عنوان “روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق” در سایت انجمن نجات درج شده بود که شامل افشاگری های خانم حسین نژاد از مناسبات بسیار بسته تشکیلات رجوی و عدم دسترسی اعضا به وسایل ارتباط جمعی و ارتباطی در این تشکیلات و قطع بودن آنها از دنیای خارج از این […]
فرصت طلبی مجاهدین در فضای مجازی
با سلام دوستان امیدوارم حالتان خوب باشد امروز هم با یک مطلب درباره شبکه اجتماعی در خدمتتان هستم . می خواهم داستانی را که اکثریت ما امروزه درگیر آن هستیم برای شما باز گو کنم. همگی ما پتانسل آسیب پذیری را در همه جا از جمله رانندگی گرفته تا بقیه برخوردهای اجتماعی روزمره داریم . […]
روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق
در هفته ای که گذشت، موضوع حمله به خانم مرضیه حسینی خبرنگار ایران اینترنشنال پیش آمد. جدا از حملات افراطی اما از نظرم در خشم عمومی جامعه همیشه یک حرف حقی وجود داره که باید آنرا شنید و نباید آن خشم را فقط به یک گروه خاص تقلیل داد. البته خود ایشان بهتر از بسیاری […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

