نامه شماره یک ابراهیم خدابنده اردیبهشت ۱۳۸۵
به: دکتر مسعود بنی صدرانگلستان، لندناز: ابراهیم خدابندهایران – تهران تاریخ: اردیبهشت 1385 مسعود جان سلام، امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشی. اخیرا نسخه فارسی کتاب خاطراتت به دستم رسید که شروع به خواندن مجدد آن کردم. حدود دو سال پیش نسخه انگلیسی آنرا توانستم بدست آورده و مطالعه کنم. به نظرم رسید بد […]
نامه شماره نهم ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵
نامه شماره 9 به دکتر مسعود بنی صدریکشنبه 26 شهریور 1385 مسعود جان سلامنامه شماره 8 تو را روز یکشنبه 19 شهریور 1385 دریافت کردم و مثل همیشه خیلی خوشحال شدم و بلافاصله آنرا چند بار خواندم. اول میخواهم به سراغ قسمت آخر نامه ات بروم که نوشته بودی وارد بحث هایی شدی که مناسب […]
گزارش تکمیلی شرکت انجمن ایران سبز در جلسه شورای حقوق بشر در ژنو
گزارش تکمیلی شرکت انجمن ایران سبز در جلسه شورای حقوق بشر در ژنو جلسه شورای حقوق بشر که از تاریخ 18سپتامبر در شهر ژنو د رمقر اورپایی سازمان ملل برگزار شده بود وارد دومین هفته خود شد.در این اجلاس که به مدت دوهفته ادامه داشت اعضای شرکت کننده به بررسی نقض حقوق بشر توسط دولتها […]
پاسخ به نامه شماره یک ابراهیم خدابنده اردیبهشت ۱۳۸۵
دوست مهربان: ابراهیم عزیز:سلام، فکر میکنم آخرین باری که بعنوان یک دوست با تو صحبت کردم حدود بیست و چهار سال قبل بود. نمیدانم آنرا به یاد میآوری یا نه؟ داستان را به طور مفصل در اصل کتاب نوشته ام. تو به همراه موسی نامی به خانه ما آمده بودی تا جریان سعادتی را حل […]
پاسخ به نامه شماره نهم ابراهیم خدابنده مهر ۱۳۸۵
دوست عزیز، ابراهیمنامه شماره نه تو را امروز دریافت کردم و همچون همیشه از دریافت آن بسیار خوشحال شدم. قبل از هر چیز باید بگویم از متن آن کمی متعجب شدم ، چرا که بیش از هر چیز منتظرنظرات تو درباره مطالب مطرح شده در نامه گذشته ام بودم، در حالیکه تو در این نامه […]
نامه شماره دو ابراهیم خدابنده. اردیبهشت ۱۳۸۵
تهران – 27 اردیبهشت 1385 مسعود جان سلامامیدوارم خوب و خوش و سالم باشی. نامه ات به دستم رسید که بی اندازه خوشحال شدم. فکر نمیکردم به این زودی جوابی دریافت کنم. نامه ات را چندین بار خواندم و از ته دل آرزو کردم که بزودی زود از نزدیک ببینمت و با هم حسابی صحبت […]
پاسخ به نامه شماره دو ابراهیم خدابنده خرداد ۱۳۸۵
دوست عزیز، سلام:از ای میل تو بسیار خوشحال شدم و آنرا برای سروی نیز خواندم، باید بگویم که ای میل قبلی تو و پاسخ من به آن، حسابی اشک او را در آورد و وقتی از جمیل سئوال کرد و به او گفتم که او کیست. گفت عجیب است که این هر دو از دوستان […]
نامه شماره سه ابراهیم خدابنده. خرداد ۱۳۸۵
تهران، خرداد 1385 نامه شماره 3 مسعود جان سلامنامه دوم تو به دستم رسید و بی نهایت خوشحال شدم. احساس میکنم که به طرز عجیبی در موارد زیادی اشتراک نظر داریم. وقتی نامه تو را میخواندم احساس میکردم که انگار یک نفر دارد ذهن مرا بر روی کاغذ ماده میکند. نمیدانی دریافت یک نامه از […]
پاسخ به نامه شماره سه ابراهیم خدابنده خرداد ۱۳۸۵
دوست عزیز سلام: ای میل محبت آمیز تو مثل همیشه زمانی رسید که بیش از هر زمان دلم میخواست حرف دوستی را شنیده و با دوستی اختلاط فکری کنم. مطمئن باش که احساسی که در نامه ات بیان کرده بودی متقابل است. بقول قدما دل به دل راه دارد.دوران انقلاب را بخوبی به یاد میآورم […]
نامه شماره چهارم ابراهیم خدابنده. خرداد ۱۳۸۵
نامه شماره 4 خرداد 1385 مسعود جان سلام، معروف است از میرزا رضای کرمانی، ضارب ناصر الدین شاه در حرم عبدالعظیم، پرسیدند که کدام حاکم عادلی را پشت دروازه تهران سراغ داشتی که شاه را ترور کردی، و میرزا جوابی نداشت تا به این سؤال بدهد. این مطلب را در پاسخ به بخشی از نامه […]
کودکان جنگجو (قسمت دوم)
کودکان جنگجو (قسمت دوم)نشنال پست کانادا، سی ام سپتامبر 2006از دست دادن پسرریچموند هیل- محمد محمدی، بیقرار و افسرده، با این که خیلی جوان است مانند کسی به نظر میرسد که سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته. پنج سال در یک اردوگاه چریکی در عراق با هر کسی همین کار را میکند.در 16 سالگی، محمد […]
پاسخ به نامه شماره چهارم ابراهیم خدابنده تیر ۱۳۸۵
دوست عزیز ابراهیم، سلام،امیدوارم که خوب باشی و زندگی پر ثمری را پیش روی خود داشته باشی. در نامه ات شوخی ای کرده بودی که بی مناسبت ندیدم که این ایمیل را با آن شروع کنم. و آن مناظره با سازمان بود. بنظر میرسد که چند سال دوری از سازمان تو را دچار فراموشی کرده […]