با این حساب، تمامی زندگی باند رجوی شده نقطه ی عطف!
واقعیت این است که فشار خانواده ها مانند آوار سنگین برسر شما فرود آمد و ترسیدید که این فشارها منجر به انجام ملاقات ها شده و صحبت کردن خانواده ها با این اسرای ازهمه چیز بی خبر، آنها را به عدم تمکین ازرهبری شما وادارد وآنها با ترک سازمان ودست زدن به افشاگری، نشانی ازتاک وتاکستان (رجوی وباندش) نگذارند.
بررسی وضعیت کنونی فرقه رجوی – قسمت اول
آقای علی اصغر باباپور که برای اولین بار در این دور همی نفرات جدا شده استان شرکت کرد دراین زمینه گفت: ما وقتی به لیبرتی آمدیم به ما گفته بودند لیبرتی محل ترانزیت است بزودی از اینجا به مکان دیگری منتقل می شویم اما به مرور زمان متوجه شدیم هدف فرقه رجوی در باطن خروج از عراق نیست بلکه از روی فشار خانواده ها بود که مجبور شدند جابجائی را بپذیرند.
فرار بجلو وقیحانه مجاهدین
چندی قبل پیش بینی کرده بودیم که مجاهدین در چند روز آینده بساط جشن و پایکوبی براه میاندازند و از اخراج مفتضحانه از عراق بعنوان یک حرکت رو بجلو و یک پیروزی یاد خواهند کرد! همین هم شد! آنها در آلبانی به جشن و پایکوبی پرداختند و آمدنشان به آلبانی را یک پیروزی بزرگ و خنثی کردن توطئه رژیم قلمداد کردند و به خورد نیروهای از دنیا بی خبر خود دادند!!
حضورخانواده علی ابراهیمی ازاسیران دربند فرقه در دفتر انجمن خوزستان
به همین منظورخانم مهوش جهان بانی همسرعلی ابراهیمی که سالهاست دربند اسارت فرقه رجوی بسر می برد به همراه برادرش آقای فضل الله جهان بانی روزشنبه مورخه 20/6/95 با حضور دردفترانجمن خوزستان گفتند ما خبربسته شدن کمپ لیبرتی را شنیدم که بسیارهم خوشحال شدیم اما با توجه به اینکه اسمی ازعلی ابراهیمی دربین نفرات انتقال یافته قبلی نبوده دیروزتا حالا نگران ومضطرب هستیم که آیا اسم او دربین نفرات آخری که منتقل شدند هست یا نه؟
نشخوار قلم بدستان فرقه رجوی در مورد به اصطلاح پیروزی اخراج از عراق
بعد از اخراج کامل فرقه رجوی از عراق، قلم بدستان فرقه دست بکار شده تا بعد از مریم قجر زن داعشی و تکفیری به تعریف و تمجید از اخراج و رفتن به اروپا بپردازند و از پیروزی به اصطلاح بزرگ مقاومت دم بزنند. یکی از این قلم بدستان فرقه رجوی فردی به نام سینا دشتی در مطلبی به نام یک گام به جلو، هزار گام به جلو یادآور شده که به اصطلاح حکومت ایران در مسیر سرنگونی قرار گرفته و آینده بسیار روشن است!!!
شکست مفتضحانه و خیمه شبازی مجاهدین
در سال 2003 تاریخ سرنوشت مجاهدین به گونه ای رقم خورد که شاید هیچ وقت سران وافراد اسیر در اسارتگاه مجاهدین به ذهنشان چنین روزی خطور نمی کرد. قبل از سرنگون شدن صدام مریم رجوی به همراه تعدای از افراد رده بالا به فرانسه فرار کرد و تماهی افراد اسیر در اشرف را زیر بمب باران عراق وآمریکا به امان خدا رها کرد.
حمایت از محصورین رجوی درآلبانی، عملی نیست!
روند امور و عملی نشدن آنچه که قرار بود درسوریه اتفاق افتد وبه ایران تسری یابد، غرب را هم بدان نتیجه رساند که نگهداشتن اعضای باند رجوی درعراق، پرهزینه، بیهوده وغیر ممکن است و فشار خانواده های مربوطه که صدها عریضه وشکایت به دولت ها و مجامع جهانی و حقوق بشری منطقه ای تسلیم کرده و خواستار انتقال فرزندشان به جاهایی که نتوانند درخدمت فوری مهاجمین فرضی قرار گرفته تا هموطنان خود را کشته ویا خود کشته شوند
دیدار نزدیک از خانواده اسماعیل نیکزاد رودسری – گروگان فرقه رجوی
طیبه از دیگرخواهران اسماعیل نیکزاد با روی خوش وخنده میگوید” همه اینها را ما به فال نیک میگیریم چرا که میدانیم توی مناسبات آنجا همه چیزکنترل شده است وبه اعضا دستوروحکم میکنند که چه بکنند وچه نکنند یعنی که مجبورهستند ومحکوم ومعذور. خدمت شما عرض کنم ما 6 تا خواهرهستیم که باهم قول شرف دادیم که عزیزمان را ازدست رجوی لعنتی نجات بدهیم.
حکایت مریم قجر با دست پیش می کشد و با پا پس
تا بحث انتقال آنها به کشور آلبانی بود تلاش می کردند به هر نحوی شده تاخیر در انتقال بیاندازند و همکاری نکنند.حال که تمام افراد از کشور عراق جارو شدند و به آلبانی و کشورهای دیگر رفتند مریم خانم برای اینکه از غافله تزویر و دروغ دور نماند جشنی برپا نمود و تعداد افراد آتل و باتل را جمع و سخنرانی تاثیر بر انگیزی ایراد نمود که فقط خودش فهمید چه گفت و هدفش چه بود.
ادعاهای مضحک سران فرقه رجوی بعد ازاخراج خفت بارشان ازعراق
البته این هنوز از نتایج سحر است و در روزها و ماههای آینده و بعد از خوابیدن گردوخاک های پوشالی مریم قجر شیاد و سران جنایتکار فرقه هرچه بیشترآثارفروپاشی واضمحلال کامل فرقه نمایان خواهد شد ونشان می دهد که جست وخیزهای میمون وارسران فرقه دراین روزها فقط به این دلیل بوده که بتوانند ذره ای از آثار مرگبار و وحشتناک اخراج فرقه ازعراق را کم کنند
تبریک بجای تسلیت!
ساکنان لیبرتی، اراده وقدرتی ازخود نداشتند وتنها برای اجرای دستورات این زن وشوهر کوک شده بودند ومقاومت انها ناخاسته وازنوع جمادی و نادلبخواهی وغیر ارادی بود و ابدا قابل تحسین ویا نکوهش نیستند!!! اینکه این موجودات جمادی شده، چه کمکی به آزادی ودموکراسی میکرده اند، ابدا روشن نیست و منطقفی هم نیست مثلا به سنگی که درموقعیتی قرار گرفته، درود فرستاد ویا لعن ونفرین اش کرد!!!
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت هجدهم
نمی گذاشتند با آن ها تنها باشیم. گفتم: احمد، مادر، من می خواهم دستشویی بروم، فوری یک خانم از مجاهدین خلق گفت: من با شما می آیم و اجازه نداد پسرم با من بیاید. بعد گفتم: احمد جان می خواهم نماز بخوانم در حالی که همه اش من و دخترم داشتیم گریه می کردیم. باز آن خانم گفت: من شما را به نماز خانه می برم و نگذاشت فرزندم با من بیاید تا با آن ها تنها باشم و کلامی با آن ها حرف بزنم و بگویم اینجا خطرناک است.

