خاطرات قادر رحمانی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ قسمت ششم
فردی به اسم کرم خیری که بعدها از سازمان جدا شد و به ایران بازگشت به ما تعریف کرد که چگونه افراد یگان آنها با گلوله BMP1 به داخل یک ساختمان که تعداد زیادی از شهروندان کرد عراقی در آنجا پناه گرفته بودند شلیک کرده و آنها را قتل عام کردند او گفت: افراد یگان او به خاطر کشته شدن یکی از اعضای سازمان به نام رضا کرمعلی با نفربر بر روی کردها می رفتند و آنها را له می کردند.
لبنانی ها دماغ اسرائیل و رجوی را با هم سوزاندند
این سفر بخوبی نشان داد لبنانی ها نیز دریافته اند که راه برون رفت از بحران در وحدت بوده و ایران بعنوان یک کاتالیزور تبدیل به نقطه ایجاد وحدت بین تمام جناح های این کشور شده است.رجوی نشان داد همچون اسرائیل بدنبال ایجاد اختلاف بین مردم خاورمیانه است تا منافع اربابان اش را بهتر تامین کند. کاری که در ایران و عراق کرده بود و حالا می خواست در لبنان آن را ادامه بدهد. اما مردم لبنان دماغ او و اسرائیل را با هم سوزاندند.
خانواده گلی اسکاردی: مجاهدین که نسبت به نفرات خودشان این قدر بی رحمند…..
برادران اسیر فرقه رجوی محمدرضا گلی با تماس تلفنی و حضور در دفتر انجمن استان ضمن پرس و جو از آخرین وضعیت برادرشان در اشرف خواهان اعزام و پیوستن به جمع خانواده های مستقر در جلوی درب اشرف شدند.آنان در ادامه اظهار داشتند مجاهدین که نسبت به نفرات خودشان این قدر بی رحمند پس با مردم بیرون از مناسبات چه خواهند کرد.
مادر اسماعیل ونک: درد خودم را به چه کسی بگویم!
هر چه فریاد زدم حنجره خودم را پاره کردم که من بعد از چندین سال می خواهم فرزندم را ملاقات کنم کسی جواب مرا نمی داد. آیا سران سازمان خودشان را جزء انسان می شمارند؟ چگونه اینها دم از آزادی و دفاع از حقوق بشر می زنند؟ به چه کسی درد خودم را بگویم؟ به حقوق بشر، به صلیب سرخ و یا سازمان ملل؟
نامه ای به خواهرم بتول سلطانی
خانم سلطانی بگذار که تو را فرشته بنامم با اینکه همه چیز را از دست دادی و خیلی چیزها را به جان خریدی واقعیت ها را رو کردی و تابو را برداشتی و جایگاه خودت را مشخص کردی خودت را دست کم نگیر قدم بزرگی را برداشته ای درود برتو.. با این روشنگری عده ای را به شوک واداشتی و صاحب نظران رابه سکوت مطلق رها کردی بگذار انها که آبرویشان میرود برود
مرضیه (اشرف السادات مرتضایی) مرد
مرضیه پس از خروج از ایران و در همان سالهای آغازین زندگی خود در فرانسه به سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران پیوست. بعضی از منابع داخلی مجاهدین در صحبت های خصوصی خود گفته بودند که مرضیه مدتها است که از این عمل احساس شرم دارد و سخت ناخرسند است که چرا گول شعارهای پر طمطراق مجاهدین را خورد و با آنان همکاری کرد و بخصوص به عراق تحت سلطه صدام رفت و روی تانکهای اهدائی صدام ترانه خواند
حمله چماقداران باند رجوی به هنرمندی که حاضر به خود فروشی نشده
یکی از موزیسین های معروف وطنمان آقای مصطفی ……که به اجبار سالیان است ترک دیارکرده است. در غربت سکنا گزیده است. در غربت هم از دست مدافعان دروغین حقوق بشر خلاصی ندارد، هر آنچه که لایق مریم قجر عضدانلو و خان ابله (مسعود رجوی) بوده نثار وی کرده بودند.
گلادیاتورهای رجوی یا مردگان متحرک
مسعود رجوی فشارهای چند گانه را به حد ماگزیمم رساند و آنقدر پیچیدگی تضادها ومعضلات را متعدد وگسترش داد تا افراد با روبرو شدن با هر مشکل جدید و ترفند تازه در مقابل فشارها وارفته شده و دست تسلیم را بالا ببرد و در این صورت رهبر فرقه گام به گام بر ذهن و روح آنها غلبه می کرد و هر چه بیشتر انسانها را به قسمت تاریکتر ایدئولوژی فرقه ای سوق می داد اعضای موجود در قلعه الموت بد نام اشرف چند مدار بالاتر از مردگان معمولی مرده اند
جنگ، رویایی که رجوی به گور خواهد برد
رجوی پس از سقوط صدام نیز او با تصور اینکه چون بوش نام ایران را بعنوان یکی از کشورهای محور شرارت اعلام کرده پس به ایران حمله خواهد کرد، بعد از تسلیم کامل به آمریکایی ها شروع به مزدوری برای آنان و دمیدن در تنور جنگی جنگ طلب ترین جناح های آمریکا نمود و به پاداش جاسوسی و چاپلوسی، در زمانی که رامسفلد وزیر دفاع آمریکا بود پنتاگون از مجاهدین حمایت می کرد.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و هشتم
سازمان مجاهدین خیلی از بچه های کم سن و سال را وارد مبارزه کرد و تعداد زیادی از آنان که در اشرف بزرگ شدند و به سن پانزده سالگی رسیدند همانند من وادار شدند تا در ارتش آزادیبخش دوره های نظامی گری را طی کنند ما در ارتش در قسمت های مختلف سازماندهی شدیم بچه هایی که سن کمی داشتند و به خارج منتقل شدند سرنوشت تلخی داشتند
تحمل پذیری بالاجبار مجاهدین برای اعضای خواهان جدایی
شنیده ها از نفرات جداشده اخیر حاکی از آنست که سازمان برای عدم خروج نفرات از تشکیلات به هر دری زده و حتی می پذیرد اعضا اعلام بریدگی نموده و فقط فرار نکنند.!! عجب روزهایی را بعد از حکومت صدام حسین جنایتکار شاهد هستیم روزهای وحشتناکی که نفر برای کوچکترین خواسته فردی توی نشست عملیات جاری یا همان بلوای شستشوی مغزی له می شد
کنکاشی در مورد” شورای ملی مقاومت”
آقای دکتر بنی صدر در این مصاحبه که در سالروز تشکیل این شورا در پاریس صورت گرفت پروژکتوری نورانی بر روی زوایای پنهان این اتفاق سیاسی را هرچه بیشتر روشن می نماید و برای ثبت درسینه تاریخ انها را باز می گشایند و در روند بررسی این تحول سیاسی، خیلی روشن – صادقانه و منطقی به عطش سیری ناپذیر مسعود رجوی برای کسب قدرت سیاسی اشاره دارد و از آن با عنوان معنی دار” معتاد قدرت” یاد میکند.

