مجاهدین خلق

کوبیدن مجاهدین بر طبل جنگ

واقعیات درونی هر جنبش یا گروه و فرقه و سازمانی در سرفصل های مهم حیاتی همواره بیرون زده و میزند. هر چند که این احزاب با هر گرایش فکری و سیاسی در طول حیات سیاسی خود به انواع ترفندها و حیله ها دست یازیده باشند و به قول معروف خود را به گونه ای رنگ کرده باشند که مورد قبول دیگران واقع شده باشند باز در این سرفصل ها واقعیات درونی خود را نمی توانند پنهان کنند و خود باعث افشاء خود می شوند.
در این میان فرقه رجوی که بعد از خلع سلاح آنها توسط نیروهای آمریکایی در فردای اشغال عراق مداوماً و مکرراً و با تاکید زیاد و بکارگیری انواع حقه های تبلیغاتی و رسانه ای می کوشیدند خود نیروهایی طرفدار صلح و سازش و کلاً اقدامات غیر خوشنت طلبانه و همگرایی سیاسی و خلاصه پیرو خط مشی مسالمت آمیز می دانستند تا اندکی فضا را آماده دیدند تلاش کردند تا آنجا که می توانند آنچنان فضا را آلوده کنند که کسی را یارای دیدن واقعیت نباشد و آنچنان فضا را به زعم خودشان آماده دیدند که نتوانستند تحمل کنند و بند را آب دادند. حتی بر خلاف رویه پیشین صبر نکردند ببینند اوضاع و احوال چه می شود بعد موضع گیری کنند و یکباره شعار فریبنده مسالمت را کنار گذاشته و همان شعار جنگ را سر دادند. آنچنان که از پیام سرکرده فرقه دیده می شود:
" زنده باد ارتش آزادى" و یا " کلید پیروزى و اصل طلایى، دراین شرایط، حداکثرتهاجم است." و شعار هایی از این قبیل و یا استناد به صحبت های پیشین وعده حضور "ارتش آزادی در تهران" و حرف های از این قبیل که دیگر کهنه شده و آنقدر وصله و پینه شده که روی تن هیچکسی حتی همان اسیران مانده در کمپ اشرف هم نمی ماند چه برسد دیگران.
بگذریم که همین مقدار هم بخوبی نگرانی و ناامیدی از آینده این فرقه را بخوبی نشان می دهد که تا کجا برای بقای خود منتظر هر تحولی از هر نوعی هستند و یا به انتظار نشسته اند اما فایده ندارد.
این ترس را در حرافی های دیگر سردمداران این فرقه فراموش شده بخوبی می توان مشاهده کرد. از جمله محمد محدثین در مصاحبه با یکی از همان نشریاتی که معمولاً کمتر کسی اسم آنها را می شناسد به نام اوسط الیوم، لابد بدلیل معروفیت بیش از حد این نشریه! با به هم بافتن آسمان و ریسمان و تکرار اتهامات گذشته به دولت عراق و شخص مالکی نخست وزیر منتخب آن چنین می فرمایند:
"… وى افزود متأسفانه دولت عراق به خواسته‌ها و فشارهاى رژیم… براى کشتار مجاهدین خلق به عنوان شرط حمایت از نورى المالکى در انتخابات آتى عراق با زیر پا گذاردن تعهدهاى و التزامات بین‌المللى انساندوستانه و ارزشهاى اسلامى تن مى‌دهد."
می بینید آنچنان ابراز تأسف می خورد که برای هر شنونده و بیننده ای جای شک باقی نمی گذارد که این فرقه دیگر امیدی ندارد و لاجرم باید اسباب جمع کند و برود.
و در همین سیاق بهتر است که تحولات سایر نقاط جهان و از جمله ایران را به خودشان واگذارد و کسی به پند و اندرزهای این یا آن سرکرده فرقه و یا سردمداران و ایادی آنها نیازی ندارد. و بهتر از هر کس دیگری می دانید که تمام حناهای اطلاعاتی و جاسوسی و خبرچینی های شما برای بیگانگان نیز دیگر رنگی ندارد و آنها برای شما چیزی به ارمغان نمی آورند و دیگر به شما نیازی ندارند و شما را تنها گذاشته اند. این بحث ها و تحلیل تماماً از سر ناامیدی و سرخوردگی است و به هیچ کجا شما را رهنمون نمی شود. در اینجا نیز مطمئن باشید کسی نه منتظر شما است و نه کسی شما را می شناسد و نه به حرف شما گوش می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا