نامه ای از یک خواهر چشم انتظار به برادر اسیرش در اشرف
این خانواده ها نمایندگان ما هستند، برادران وخواهران تو هستند. برادر جان ازهیچ چیز نترس هرچه زودتر خودت را تسلیم نیروهای عراقی کن و به وطن برگرد. ما به توخیلی امید داریم. می دانیم که بالاخره جواب دعاهای خود را دریافت خواهیم کرد.برادرعزیزم از سال 66 تاکنون متوجه دروغ های آنان نشدی. کار اینها تمام است. این بچه ها همه دوستت دارند ومنتظر دیدن توهستند.
چرا باید در سازمان مجاهدین دو رو بود؟
رمز پیشرفت مسئولین عالی رتبه سازمان اعم از مهدی ابریشم چی (شریف) و بقیه مجاهدین!! در دو رو بودن است یعنی آنجا که مخالف هستی باید تا بن استخوان کارهای خراب رهبری را تائید کنی وقتی کردی حالا مجاهدی!! بسیار عجیب، اما واقعی است آنها که درون سازمان این را یاد می گیرند و دلقک! می شوند تازه به آنها می گویند مجاهد پر و پا قرص و رمز ماندگاری آنها در سازمان همین است!
در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع درشهرستان آستانه اشرفیه – قسمت هشتم
خانواده اش خصوصا مادر سالمندش درچشم انتظاری بسرمی برد شاید که ولو صدای فرزندش را از گوشی تلفن بشنود. چه جالب و درعین حال چه مضحک که عضوی ازسازمان که با اختیار ولیکن فریب خورده به دام فرقه رجوی افتاد، اجازه ندارد برای دل خوش کردن مادرش هم که شده، درعصر پیشرفت تکنولوژی وغوغای دموکراسی بتواند یک تماس تلفنی با خانواده اش داشته باشد!!
انصراف یک نماینده سابق عراق از حمایت مجاهدین
صالح مطلک نماینده سابق پارلمان عراق و حامی مجاهدین در بازگشت از پاریس به عراق علی رغم وعده به مجاهدین در فرانسه جهت حمایت از ایاد علاوی و تلاش برای تقویت و همراهی با او، ضمن اعلام انصراف، شخصیت خود را برتر از آن دانسته که به سوی ایاد علاوی دست دراز کند.عناصر این گروه در خصوص انصراف صالح مطلک از حمایتشان سکوت کرده اند. صالح مطلک از حضور خود در مقر اشرف هنگام نمایندگی در پارلمان عراق، ابراز ندامت کرده و آن را یک اشتباه استراتژیک خوانده است.
سوز و گداز رجوی از سرنوشت تاریک خود
رجوی در این نوشته که خیلی هم طولانی است جا بجا حرفهای خود را نیز با استناد به اشعار مولانا و حافظ و سعدی و آیاتی از قرآن آراسته و سعی کرده خود را خیلی عاطفی و انسانی رقیق القلب و معتقد نشان دهد چیزی که اساسا با سرشت خون ریز و تروریست و قصاوت قلب او در تضاد است. این تضاد در همین نوشته کاملا عیان است و ضمن ابراز احساسات نسبت به مرضیه کینه های دیرینه خود را علیه مخالفین خالی کرده وعقده گشائی نموده است.
مسعود و مریم رجوی! مادر احمدی عبدی که زنده است
مسعود و مریم رجوی فریاد های خانم توکلی که در درب ورودی زندان و شکنجه گاه اشرف به آسمان روی کرده و فریاد های دادخواهی اش از یزدان پاک، اشک چشم فرشتگان زمینی پرندگان و ستاره گان آسمانی را نیز جاری و ساری کرده آیا ذره ای دل سیاه و سنگلاخی شما را تکان نداده است مسعود و مریم رجوی دوران در تاریکی نگه داشتن احمد عبدی در زندان و اسارتگاه اشرف به پایان راه خویش نزدیک شده و بیش از این مسعود و مریم رجوی نمیتواند احمد عبدی و اعضای خود را در جهالت و تاریکی نگه دارید.
پیام محمد رزاقی به اسیران در بند فرقه رجوی
از انجایی که سران فرقه نتوانستند با ترور شخصیت و یاوه گویی های همیشگی خود و همچنین با آوردن بعضی از اسیران به تلویزیون خودشان و گرفتن مصاحبه برعلیه خانواده ها مقاومت و ایستادگی خانواده های اسیران در دست فرقه رجوی برای حق ملاقات را در هم بشکنند به همین خاطر دست به این شیوه کثیف زده اند تا بتوانند با ایجاد درگیری بین اسیران اشرف و پلیس عراق اینطور وانمود کنند که باعث درگیری حضور خانواده ها بوده تا شاید از این طریق به حضور خانواده ها و ادامه تحصن شان پایان داده شود.
خود زنی مفتضحانه فرقه رجوی در پی ضربات خانم بتول سلطانی
کاملا روشن است فرقه رجوی و مسعود و مریم رجوی که از این ضربه , شوکه و حیرت زده شده اند و خیلی نگران و به شدت در تنگنا قرار گرفته اند و جالب اینکه فرقه رجوی شدت و وسعت ضربه ای را که به مسعود و مریم رجوی وارد شده سکوت کرده اند و دست به دامن نفراتی شده اند که در کمپ تیف صبح تا شب خواهر و مادر و بالا و پایین مسعود و مریم رجوی را با فوش میشستن و حال آنها را اجیر کرده اند با پول و پشت آنها سنگر گرفته اند تا با این روش بخواهند چهره های خانم بتول سلطانی را خراب کنند
تشکیل کمیته عراقی حمایت از خانواده های متحصن در درب اسارتگاه اشرف
مدتی پیش تعدادی از سران عشایر عراق از استان های دیالی و صلاح الدین به سرپرستی دکتر نافع در جمع خانواده های متحصن در برابر پادگان فرقه ای اشرف حاضر شده و با آنان دیدار نموده و به گفتگو پرداختند. بازدید کنندگان به شدت تحت تأثیر مظلومیت خانواده ها قرار گرفته و معتقد بودند که برای وادار کردن فرقه رجوی به دادن پاسخ مثبت به خواست برحق خانواده ها باید کاری انجام داد. لذا آنان تصمیم گرفتند که کمیته ای حقوق بشری و غیر سیاسی و غیر دولتی برای حمایت از خانواده های رنج کشیده تشکیل دهند
خاطرات الهه قوام پور از اعضاء جدا شده مجاهدین – قسمت اول
بچه را به بسترش بردم و بعد از اینکه برایش چندتا شعر خوندم خوابش برد و اماده شدم برای رفتن به نشست به محض اینکه توی نشست سر و کله من پیدا شد مسئله بوسیدن من و بچه ام عنوان شد که اینجا برادرها در حال تردد هستند و جالب نیست که صدای ردو بدل کردن ماچ و بوسه شنیده شود. بعد یکی از همکارانم شروع کرد به گزارش کارهای روزانه خود که در طی روز چکار کرده و بعد گزارشش را در مورد من به شکل غیر مستقیم به تمام افراد انجا و مسئول بالاتر که اسمش عصمت بود، داد.
رجوی ها از کشته شدن مردم ایران کک شان هم نمی گزد
مریم قجر که کاسه داغ تر از آش شده و برای نماینده سازمان ملل در عراق یقه درانی می کند چرا از سوءقصد قرار گرفتن زائرین ایرانی حرفی به میان نمی آورد؟ او که خود را مدافع مردم ایران می داند و شعار آزادی سر می دهد پس چگونه در مقابل این عمل تروریستی سکوت می کند؟
گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم
به نظرم بچه ها در قرارگاه اشرف به دام افتاده اند آنان هیچ گونه تمایلی ندارند در اشرف بمانند. در میان لایه ی M جدید در قرارگاه ما به جرئت می توان گفت حتی یک نفر هم پیدا نمی شود تمایل قلبی داشته باشد در قرارگاه اشرف بماند باز تاکید می کنم حتی یک نفر هم وجود ندارد که به لحاظ استراتژیک و ایدئولوژیک همسو با مجاهدین و بدان اعتقاد داشته باشد و از نظر آنان مواضع و راه حل های سازمان درست و منطقی نیست.

