پس از آن که اربابان غربی مجاهدین خلق را مانند دستمال مصرف شده به گوشه ای انداخته و توجه شان را بیشتر معطوف پهلوی کردند، یک سگ دعوای شدید که هر روز هم شدت آن بیشتر می شود، بین رجوی و تشکیلاتش از یک سو و پهلوی و سلطنت طلبان از سوی دیگر راه افتاده […]
پس از آن که اربابان غربی مجاهدین خلق را مانند دستمال مصرف شده به گوشه ای انداخته و توجه شان را بیشتر معطوف پهلوی کردند، یک سگ دعوای شدید که هر روز هم شدت آن بیشتر می شود، بین رجوی و تشکیلاتش از یک سو و پهلوی و سلطنت طلبان از سوی دیگر راه افتاده است.
وضع رجوی و تشکیلاتش که خصوصاً پس از اخراج از عراق فلاکت بار شده بود حالا خیلی فلاکت بارتر شده است و کار به جایی رسیده که رجوی برای گرفتن پاچه پهلوی و زدن زیر آب او، زیرآب تبلیغات و ادعای های دروغین خودش مبنی بر داشتن حمایت از سوی غربی ها را زده است.
داستان اینبار از آنجا شروع شد که اربابان غربی برای بازی دادن به پهلوی برنامه دعوت از او در بلژیک را می خواهند اجرا کنند. این امر برای رجوی که عمری را به مزدوری گذرانده و حیاتش را مدیون چتری است که اربابانش همچون صدام یا آمریکایی ها برایش پهن کرده اند، آنقدر دردناک و خطرناک بود که او را وادار نمود تا دستور دهد برای زدن زیرآب پهلوی مطلب زیر را با آب و تاب در دستگاه تبلیغاتی شان منتشر کنند:
«لورنس سونن سخنگو و دفتر پروو وزیر خارجه بلژیک اعلام کرد: بلژیک از هیچ شخصیت یا جریان مشخصی در درون اپوزیسیون ایران برای رهبری یک گذار سیاسی احتمالی حمایت نمیکند.»
رجوی و تشکیلاتش در چنان وضع فلاکت باری گرفتار شده اند که برای زدن زیر آب ربع پهلوی، مجبور شدند اعتراف نمایند که در کل بلژیک از هیچ جریان مشخص ضد ایرانی حمایت نمی شود. یعنی تمام آنچه که مجاهدین خلق تا بحال به عنوان کسب حمایت از سوی مقامات بلژیکی در دستگاه تبلیغاتی خود با آب و تاب منتشر می کردند دروغی بیش نبوده است.
این امر نشان میدهد که رجوی از تصمیم اربابانش تا چه حد احساس خطر می کند. اربابانی که حالا تاریخ مصرف او و تشکیلاتش را تمام شده می بینند.
این درس تکراری تاریخ است که مزدوری برای اجنبی و وطن فروشی جز تباهی و نابودی عاقبتی ندارد.
ایرج صالحی















