آفتاب پرست هایی به نام مجاهدین خلق
در سال 2003، پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین هنگامی که کمپ اشرف توسط نیروهای آمریکایی بمب باران شد، مسعود رجوی بار دیگر خط مشی سازمان را دور زد و این بار مستقیماً به سمت غرب چرخید. مجاهدین با آمریکایی ها توافق نامه امضاء کردند و دیگر زمان آن رسید که توجه غرب را به سوی خود جلب کنند. سازمان در غرب به عنوان گروه تروریستی شناخته می شد و رجوی مجبور بود جریان تبلیغاتی خود را سرعت بدهد تا بتواند نظر غربی ها را جلب کند. بنابراین این بار ژست دمکراتیک و سکولارسم بسیار به کار می آمد.
تشدید تلاشها برای خروج نام مجاهدین خلق از لیست تروریستهای آمریکا
پایگاه اطلاعرسانی آنتیوار در گزارشی به قلم”باربارا اسلاوین” نوشت: سالهاست که حامیان سازمان مجاهدین خلق تلاش میکنند تا نام این سازمان را از فهرست گروههای تروریستی وزارت خارجه آمریکا حذف کنند. آنتیوار با بیان اینکه سازمان مجاهدین خلق در سال 1997 در فهرست گروههای تروریستی قرار گرفته است، تصریح کرد که این سازمان از نظر دولت ایران مسئول بسیاری از اقدامات تروریستی است.
شرکت مقامات آمریکایی در نشست های مجاهدین در قبال دریافت پول
همیلتون و زینی از مقامات ارشد سابق دولت آمریکا و رهبران نظامی آن هستند که اخیرا در برنامه های ترتیب داده شده توسط Executive Action شرکت کرده بودند. همیلتون در گفتگو با باربارا اسلاوین گفت:”پول قابل توجهی” را برای حضور در نشست واشنگتن در ماه فوریه دریافت کرده بود. زینی هم که در نشست مشابهی در ماه ژانویه حضور یافته بود گفت”هزینه متعارفی” را دریافت کرده است. وی در مورد جزئیات بیشتر توضیحی ارائه نداد.
امریکا و اسرائیل تروریست های رجوی را به کشورهای خود منتقل نمایند
از آنجایی که دولت اسرائیل (ازسال 2002) وامریکا (ازسال 2003) درکنارهم حمایت های بی دریغی را جهت کمک های مالی _ اقتصادی _ سیاسی وتبلیغی دراختیار این گروه قرار می دهند بجاست یک بار برای همیشه پرده های توری را کاملا کنارزده و این سه هزار نفر را به کشورهای خود منتقل نمایند _ بااین کارهم دست به یک کار انسانی زده وهم معضلی راکه حل آن هیچ ربطی به دولت های منتخب مردم عراق پس از صدام ندارند را از دوش این دولت بردارند.
اظهارات مدیر مرکز مطالعات تروریسم لندن درباره رابطه غرب با مجاهدین
ماهان عابدین مدیر تحقیق در مرکز تروریسم در لندن به زمینه های روابط سرویس های جاسوسی غرب با مجاهدین و همچنین حمایت های مالی و تنظیم رابطه دوگانه آنها با گروه تروریستی مجاهدین اشاره و تأکید کرده:”سرویس های جاسوسی کشورهای غربی از زمان رانده شدن این گروه از ایران حمایت خود را آشکارا اعلام کردند.”
جنبش های مردمی، کارکردهای جهانی امپریالیسم و نقش مجاهدین
سیاستمداران امریکایی به خوبی بر ضعف های شخصیتی، ذهن منفعل و روحیه ی قدرت طلبانه ی مسعود رجوی پی برده اند. آنان می دانند رهبر عقیدتی مجاهدین را می توان تحت هر شرایطی به بازی گرفت و همچون مهره ای مطیع از او بهره برداری کرد. سیاستمداران پراگماتیست و فرصت طلب امریکایی و اروپایی به خوبی واقف هستند مسعود رجوی گزینه ی نهایی آنان برای اهداف دراز مدت و استراتژیک شان نیست اما می توان به سهولت از این مهره در مقاطعی چون یک اهرم فشار موقتی و آنی بهره برداری نمود.
مجاهدین خلق هرگز در ایران به قدرت نمی رسند
من واقعاً نمی دانم به این حامیان مجاهدین در واشنگتن چه بگویم. ظاهراً آن ها هیچ قادر نیستند که به ماجرا از دید مردم ایران نگاه کنند. مجاهدین در زمان انقلاب ایران و پس از آن رقیب قدرت بود. آن ها انتظار داشتند که قدرت کاملاً از روحانیان و ملی گراهای سکولار بگیرند. در زمان بحران گروگان گیری آن ها اخراج و تصفیه شدند. به عراق رفتند و در آنجا صدام حسین از آن ها حمایت کرد و به آن ها جایی داد تا بتواند از آنجا حملات خود علیه جمهوری اسلامی را به راه بیندازند. این موضوع که آن ها در طول جنگ ایران و عراق در عراق و تحت حمایت صدام ماندند باعث ایجاد تنفر شدید از مجاهدین در میان مردم ایران شد.
فرصت طلبی رجوی های خائن از فتنه گران
مسعود رجوی که چشم دیدن پیشرفت های علمی ایران در زمینه های مختلف را ندارد و از آنها به ستوه آمده است، در حالی که اربابان جدیدش جز استفاده اطلاعاتی از او (مریم) و فرقه اش، ارزش بیشتری برای آنها قائل نشده و حتی حاضر نیستند نام فرقه او را از لیست تروریستی خود خارج کنند، در حالی که خود می داند او و فرقه اش در معادلات سیاسی آنقدر بی ارزش هستند که کسی آنها را به حساب نمی آورد، ناگهان گندگویی کرده و از سران کشورهای جهان ملتمسانه درخواست قطع رابطه با ایران را می کند!
تحولات مصر و مواضع فریبکارانه و متناقض رجوی و رسانه های سازمان مجاهدین
مریم عضدانلو رئیس جمهور انتصابی مسعود رجوی در یک اقدام دنباله روانه به تأسی از مواضع اوباما در خصوص انتقال قدرت از سقوط مبارک در مصر حمایت کرد. رجوی که در هفته های اخیر در رابطه با اوضاع مصر کاملاً دست به عصا شده بود با شفاف شدن مواضع آمریکا سعی در همسو نمودن مواضع خود با اوباما نمود. دلیل اصلی رویکرد مزدورانه رجوی ترس از واکنش های تند اسرائیل و آمریکا در قبال تحولات احتمالی در مصر بود.
مجاهدین هرگز به آرزوی خود دست نمی یابند
مجاهدین به شدت در میان ایرانیان فاقد اعتبار هستند و مردم ایران آن ها را خائن تلقی می کنند. پروفسور بیمان نتیجه گیری می کند که « سیاستمداران واشنگتن دارند انرژی خود را برای طرح های مزخرفی چون بیرون آوردن مجاهدین از فهرست تروریستی هدر می دهند
اهانت به هموطنانمان از جانب رسانه فرقه رجوی
یادتان رفت که برای فریب شهروندان عراقی خصوصا سران عشایر به دفعات بیشمار در زمین صبحگاه و یا سالنهای اجتماعات اشرف بساط پذیرایی ازنوع عربی (بخوروبریزوبپاش)مهیا میکردید!؟ ودرپایان به هریک ازحامیان! خود یک تراول صد دلاری اهداء میکردید و….شخصا انگیزه ندارم ازاین دست فاکت ونمونه و… مثال بیاورم چرا که طرف مورد بحث لایق نیست واهمیتی ندارد ولیکن از بابت اهانتی که به هموطنمانم از جانب رسانه فرقه رجوی شده است بی نهایت متاثر شده و دست به قلم بردم.
پایان یک دیکتاتور، ناکامی وجدان تیره بخت
حسنی مبارک در افکار عمومی جهانی یک فاشیست بود و رژیم پلیسی و ضد دموکراتیک او سالها دست به اعمال تبهکارانه و خشونت بی حد و حصر میزد. توتالیتاریسم حاکم بر مصر اما در میان ناباوری افکار عمومی جهانی و مردم منطقه، سالها تحت حمایت همه جانبه ی” اوباما و دولت امریکا و سران اتحادیه اروپا” قرار داشت. در این میان سران مجاهدین خلق که این روزها در مواجه شدن با قیام ملت مصر و تحولات بوجود آمده در سیمای به اصطلاح آزادی به شانتاژ و فریبکاری روی آورده اند، حال و روز خوبی ندارند. چرا که بر همگان روشن است تروریست ها و دیکتاتورها سرنوشت یکسانی خواهند داشت. آن روز دیر نیست.