تشکیلات فرقه رجوی جان حسین برزمهری را نیز گرفت
حسین برزمهری به واسطه فوت حمید ربیعی در جریان چه اطلاعاتی قرار گرفت که، بازخوردی چون سکته قلبی را برایش به همراه داشت؟ و البته نکته مهم همین است که حسین برزمهری چشمش به چه واقعیت هایی باز شد که جسمش تاب تحمل آنرا نیاورد و فوت کرد؟آری، حسین برزمهری در جریان فوت حمید ربیعی، چشمش به این واقعیت باز شد که در عین اینکه تمامی شرایط برای خروج حمید ربیعی از عراق و انتقال وی به آلمان فراهم بود، اتفاقا اصرار سران فرقه بر ماندن حمید در عراق را می دید که با لابی گریها یشان و رشوه دادن هایشان جلوی این انتقال را می گرفتند.
شهید سازی برای جنجال سیاسی و اشک تمساح مریم رجوی
تمام دوستان نزدیک حسین بخوبی او را میشناختند که اهل چاپلوسی و تملق گوئی دستگاه رجوی و انقلاب کذایی مریم نبود و ذره ای هم به آن اعتقاد نداشت. شهید سازی او توسط مریم رجوی چیزی جز بهره برداری سیاسی از جان یک انسان بیگاه، که آنقدر تحت فشارهای روحی نشست های بی محتوا و سرکوبگرانه موسوم به عملیات جاری قرار گرفت تا سکته مغزی کرد، نیست. البته این سرنوشت متأسفانه در انتظار تمامی اسیران در فرقه رجوی به طرق مختلف هست
مرگ حسین برزمهری در کمپ لیبرتی و پیام خانم مریم رجوی ـ دو نگاه، دو رویکرد …
آیا خانم مریم رجوی به این امر مشهود واقف نبوده و نیست که حسین برزمهری و امثال او که هم اکنون در کمپ لیبرتی بسر می برند به دلیل ذهن بیمار مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین سالهاست دچار انواع بیماری های روحی، ذهنی و جسمی هستند و علت مشخص آن سرکوب نیازهای طبیعی افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین است؟ خوب است خانم مریم رجوی فرصتی بدست آورد تا نظریه و ایده اثبات شده روانشناس مشهور و رئیس انجمن روانشناسی امریکا در سال ۱۹۶۸، آبراهام مزلو تحت عنوان سلسله مراتب و طبقه بندی نیازهای آدمی و فرآیند رشد و تکامل انسان را در کتاب” انگیزه و شخصیت” کمی مطالعه کند.
در پادگان اشرف دلمان خوش بود رهبری داشتیم
مواقعی که نشست عمومی برگزار می کردند به چهره های مریم و مسعود نگاه می کردیم می گفتیم آنقدر رئوف و پاک هستند که نمی شود ذهن را در رابطه با آنها باز کرد ولی در واقع کثیف ترین آدمهایی هستند که روی کره زمین زندگی می کنند زباله دان تاریخ هم آنها را نمی پذیرد.
حسین برزمهری قربانی دیگری از تشکیلات مافیایی رجوی
آلبانی که 210 تن ازهمین نگون بختها را پذیرفته. بالغ بر900 نفرازساکنان لیبرتی هم که پاس و اقامت اروپایی دارند. ضمن اینکه تونستی با هزینه هنگفت و چاپلوسی و مزدوری به فاصله نیم بلوکی کاخ سفید دفتربگشایی!. لابد خواهی تونست با بکارگیری همان لابیها تمام ساکنان ازجمله بیماران را به خارجه منتقلشان کنی. آیا انصافا غیرازاین هست!؟
رهبران مجاهدین مرا بی پدر و مادر کردند
من از دست پدر و مادرم ناراحت نیستم از دست فرقه رجوی ناراحت هستم که از انسانیت بویی نبرده اند و از فرقه رجوی سئوال می کنم چگونه به خودتان اجازه می دهید که انسانها را اسیر کنید و از دنیای بیرون آنها را قطع کنید. حتی اجازه نمی دهید نامه یک کودک بدست پدر و مادرش برسد آیا شما خودتان را انسان بشمار می آورید؟ خداوند انتقام من و سایر کسانی که پدر و مادرشان اسیر فرقه رجوی است را بگیرد. و آرزو می کنم بزودی زود بتوانم پدر و مادر خود را در آغوش بگیرم.
درد مشترک فرقه ها: دراویش گنابادی یا مجاهدین خلق
مصداق وخیم تر سرسپردگی به رهبر فرقه و گاهی هدف فرقه، خودکشی و خودسوزی است که در این مورد سازمان مجاهدین خلق چند قدم پیش تر از دروایش گنابادی است و البته انتهای این مسیر اقدامات تروریستی قرار دارد که سازمان یک مرتبه این مسیر را تا انتها رفته، عقب نشینی کرده و مجدد قصد تجربه آن را دارد. در فرقه رجوی”خود سوزی” سوپاپ اطمینان سران فرقه در صورت دستگیری شان است.این موضوع به عنوان کلید آزادی رهبران فرقه از پیش طرح شده بود
رفتن به آلبانی آری یا خیر؟
شعار بازگشت به اشرف را رجوی خیلی غلیظتر مطرح میکند. اگر چه قرارگاه اشرف هم در نهایت امنیت ندارد و در سال 1390 بیش از 50نفر در تهاجم ارتش عراق به آنجا جان خود را از دست دادند، ولی برای رجوی عزیز است چون در خاک عراق و مجاور ایران است. و با استراتژیش همخوانی دارد. و برای همین است که رجوی مطرح میکند ماندن در لیبرتی و اشرف عین مبارزه مرحله آخر است.
تشکل مذهبی دراویش یا فرقه سیاسی و خشونت گرا
چه شده که جان این دو اینقدر برایتان مهم شده که در رابطه با آن پیام میدهید!؟ در جنگ هشت ساله یکی از بانیان و مسببین کشتار سربازان ایرانی در همکاری و گرا دادنها و مختصات دادنها به ارتش عراق بودید آنها ایرانی نبودند؟؟ یا برای رسیدن به قدرت در ایران که در رویایتان بود باید ایرانیها را هم سر میبریدید!؟ حال از آنسوی جهان و در ناز و نعمت بفکر زندانیان در اعتصاب غذا هستید؟
فرقه های ایرانی در هزاره سوم
از همان روزهای اول بهار می بینیم که رسانه های خبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بی وقفه و پی در پی خبرهایی در مورد دراویش گنابادی انتشار می دهند و روی آن مانور تبلیغی می کنند. یکروز مریم رجوی پیام می دهد و یکروز دیگر شورای ملی مقاومت و روز بعد دیگر سران فرقه و دست اندرکاران سایتها و آیدیهای فیسبوکی آنان مشغول بکار می شوند. بنا به تجارب چند دهه اخیر به جرأت می توان گفت که سران فرقه مجاهدین جز به تخریب دیگر گروهها و جریانات نپرداخته اند و به هیچوجه نمی توان نمونه ای یافت که این فرقه بی چشمداشت از آن حمایت نموده باشد
شکل و کار فرقه ها یکی است!
بطور کلی فرقه ها در اساس ویژگی های یکسان و مشابهی دارند. شاید که در شکل و کار تفاوتهایی با هم داشته باشند اما در محتوا همگی یکسان هستند. یکی از اصلی ترین اقداماتی که رهبران فرقه برای هرچه بیشتر در اختیار گرفتن نیروهایشان انجام میدهند آنها را با گرفتن تعهدات و پیمانهای مختلف و با انجام بحث های دینی و مذهبی در شرایطی قرار میدهند که از طرفی نیرو این حس را میکند که رهبر فرقه براستی فرستاده خداست
وجه تشابه فرقه مجاهدین خلق با فرقه گنابادی
فرقه گنابادی که اعضای آن به دام رهبرشان گرفتار شده اند، با القائاتی که از طرف بالا به آن ها دیکته می شود بدون تامل خواسته های قطب خود را به انجام می رسانند. همچنین سازمان مجاهدین خلق که از اعضای خود می خواهد برای آزادی رهبر فرقه، در فرانسه خود را به آتش بکشانند که حدود یازده تن از فریب خوردگان نیز به این اقدام دست زده و دو تن از آنان به نامهای ندا حسنی و مرضیه باباخانی در این جریان به دلیل جراحات ناشی از خود سوزی جان خود را از دست دادند.