تسلیم رجوی ها در برابر فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی
سوابق تروریستی فرقه مجاهدین خلق و شبه نظامی بودن اعضای آن در کنار آموزه های فرقه ای سبب شده بود تا هیچ کشوری حاضر نشود به آنها پناهندگی بدهد. رهبران فرقه مجاهدین خلق خیلی تلاش کردند که مانع انتقال ساکنان لیبرتی به کشورهای ثالث شوند. آنها اصرار داشتند که به پادگان اشرف بازگشته و همچنان در عراق بمانند. اما نتوانستند در قبال افکار عمومی عراق، دولت این کشور و فشار سازمان های بین المللی مقاومت کنند و در نهایت تسلیم شدند.
اسامی ۱۴ نفر انتقالی از کمپ لیبرتی به کشور آلبانی – متن کامل بیانیه امریکا
۱۴ ساکن اردوگاه حریه در ۱۵ ماه مه عراق را به قصد اقامت دائم در آلبانی ترک کردند. ایالات متحده مراتب قدردانی خود را از دولت آلبانی به خاطر اقدام سخاوتمندانه انسانیش در پذیرش ۲۱۰ ساکن سابق اردوگاه حریه ابراز می کند. آلبانی در آوردن صلح و ثبات به عراق شریکی قدرتمند برای ایالات متحده بوده است. ایالات متحده رهبران مجاهدین خلق را به همکاری کامل با روند نقل مکان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و تسهیل دسترسی ناظران سازمان ملل متحد به ساکنان اردوگاه حریه تشویق می کند.
تبریک به تمامی خانواده های چشم انتظار
با سلام و درود خدمت تمامی خانوادههای مقاومی که با تلاش و مقاومت خستگی نا پذیرشان راهگشایی را برای اسیران در بند فرقه ترو ریستی رجوی محقق ساختند. آری این است مرحله پایانی سرنگونی فرقه تروریستی رجوی. این است آخر خط خیانت و جنایت علیه بشریت. این است آخر خط مزدوری برای بیگانگان واز هم پاشیدگی مطلق. امروز به دنیا ثابت شد که تمامی مسئولین و دست اندرکاران دفاع از حقوق بشر خواهان خروج اسیران فرقه رجوی از عراق بودند اما رجوی با تمام قوا برای حفظ موجودیتش در عراق پافشاری میکرد
انتقال ۱۴ عضو گروه مجاهدین به آلبانی
14 نفر از اعضای گروه تروریستی «مجاهدین» پایگاه خود را در عراق به درخواست مقامات آمریکایی و سازمان ملل ترک کردند و عازم کشور آلبانی شدند. «سالی بریشا» نخست وزیر آلبانی چندی پیش با صدور بیانیهای ضمن اعلام آمادگی کشورش برای اعطای پناهندگی به 210 تن از اعضای گروه مجاهدین گفت که دولت تیرانا بنا به دلایل انساندوستانه حاضر است به اعضای این گروه که هم اکنون در پایگاه لیبرتی بغداد هستند، پناهندگی بدهد.
فراخوان بازگشت به اشرف، آخرین تلاشهای مذبوحانه رجویها
فرقه رجوی درجدیدترین اقدام تبلیغاتی خود در اروپا فراخوان به حمایت از بازگشت اسیران دربند لیبرتی به پادگان اشرف داده است.این فراخوان به خوبی ماهیت ضدانسانی این فرقه وعدم پایبندی و احساس مسئولیتش درقبال وضعیت نیروهای مستقر در اشرف و لیبرتی را برملا میسازد.اعضای گرفتار در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی هستند که اغلب نیاز به مراقبت و رسیدگی ویژه دارند و طی ماههای گذشته تعدادی از آنها بدلیل ابتلا به همین بیماریها وعدم رسیدگی ازجانب مسئولین این فرقه فوت کرده اند.
چشمانداز وضعیت وخامتبار لیبرتی
با توجه به نبود امکانات لجستیکی و آموزشهای عملی رزمی، نفرات به شدت تحت فشار مناسبات تشکیلاتی و برنامههای فرقهای رجوی مانند عملیات جاری روزانه، نشستهای توجیهی، بیکاری و… قرار گرفتهاند. نفرات حاضر در قرارگاه به شدت از اخبار و اوضاع بیرونی، وضعیت یا زنده بودن پدر و مادر، نظر جامعه و مردم نسبت به آنها، ناتوانی ادامه زندگی بعد از جدایی از سازمان، بیاختیاری و اندیشهگی و… بیاطلاع و دست به گریبان هستند.
انتخابات ریاست جمهوری در ایران و وزوز زنبورها!
اینبار دلخوش بودنشان از برای این بود که چه خوب شد که آقای هاشمی به میدان آمد و خواهیم دید که دیگر نظام شقه شده و از یکپارچگی درآمده و دو سر میشود و به به که آبی هم برایمان گرم شده و میتوانیم با به بازی دادنمان در نزد بیگانگان و علی الخصوص دولت امریکا چند صباحی دیگر به حیات پست و خفیفانه خود بیفزاییم و جالب اینکه آقای هزارخوانی که دیگر متاثر از کهولت سن و افسردگی از آن هوش و ذکاوت و سخنوری رجوی پسند بشدت فاصله گرفته بود و تمرکز نداشت و بریده بریده دیکته های رجوی را نشخوار میکرد
ورود رفسنجانی به عرصه سیاسی و ترس مجاهدین خلق
با ورود آقای رفسنجانی به صحنه سیاسی برای اینکه بتوانند به نیروی وارفته خود مثل گذشته روحیه داده باشند خانم رجوی تحلیلی کرده که پوچ بودن آن نمایان است، برای اینجانب که مدت ۱۲ سال در درون این فرقه بوده ام از این حرف ها در درون سازمان فراوان شنیده ام، تحلیل ایشان اصلآ مهم نیست چرا که با اولین کلامی که ازسران سازمان صادر گردد انتهای آن برای اعضای جدا شده روشن است، اما چیزی راکه سازمان دراین بحبوحه تلاش دارد آنرا پنهان کند ترس و وحشتی است که با ورود آقای رفسنجانی به صحنه سیاسی پیکر سازمان را می لرزاند
زنگ خطر در لیبرتی بصدا خواهد آمد
می شود حدس زد نگه داشتن تعدادی را در اشرف به بهانه جمع آوری یک توطئه دیگر و استفاده از جان این آدمها برای رسیدن به مقصود شوم خودت باشد و این هم زنگ خطری هست که باید در نظر داشت چون شخص رجوی فقط به بقای خودش فکر می کند و به هیچ چیز دیگری کار ندارد و رسیدن به خواسته هر چند قیمت گزاف بخواهد او می دهد زیرا که برایش جان افراد اهمیتی ندارد و برای اینکه بتواند با فشار بر ارگانهای بین المللی احتمال هر کاری می رود.
فرو رفتن کشتی نجات رجوی در باتلاق
بعد از سرنگونی صدام دیکتاتور، رجوی بادکنکی بیش نبود و تمام رویاهای رجوی بر باد رفت در این رابطه ضربات سنگینی خورد. دو ضربه سنگینی که خورد یکی خلع سلاح توسط نیروهای ائتلاف و دیگری تعطیلی پادگان اشرف که نام او را پایتخت مجاهدین گذاشته بود و کشتی نجات رجوی دونصف شد و در بحرانها در باتلاق فرو رفت و ناخدای کشتی چند سال است که خودش را در سوراخ موش مخفی کرده و از سوراخ بیرون نمی آید.
مجاهدین و منافع مشترک
در مواضع سیاسی و اعتقادی مجاهدین می توان هر روز یک مرز سرخ طراحی کرد به نظرم این یکی از شاهکارهای آقا و خانم رجویست و خواهش من از این دو عنصر ضد امریکایی و ضد امپریالیست!! این است که یا زنگی زنگ یا رومی روم. پس بچه هایی که در لیبرتی هستند را به حال خود واگذارید چون آنها دیگر تمایلی به این نوع مبارزه تمام عیار شما با بورژوازی و امپریالیسم را ندارند و این مبارزه با امپریالیسم فقط کار شما خانم و آقای رجوی است و بس!