عملکرد سازمان مجاهدین خلق

نام اپوزیسیون، زیادی برای فرقه ی مجاهدین سنگین است

وحشت مجاهدین از پویش طومار خانواده ها پایان ناپذیر است

این بار خسرو نیکذات نامی از مریدان رجوی پا به میدان گذاشته تا سوزش دل رهبر جلاد وتروریست خود از درخواست خانواده ها دایر بر صدور ویزا برای آلبانی جهت ملاقات با فرزندانشان را که این عمل درنوبه ی خود بی نظیر و ازکمیت وکیفیتی بالاتر قرار دارد ، به نمایش بگذارد.

او در رسانه های رجوی نوشته است :
بتازگی می‌بینیم که چطور رژیم ..  آخوندی بار دیگر و با ترفندی قدیمی با استفاده از به اصطلاح خانواده های مجاهدین «از همه چیز خود در راه آزادی گذشته» را عَلَم کرده و همراه با مزدوران خارجه نشین و البته پُر از باد در غبغب در ادعای اپوزسیون رژیم.. به جان مجاهدین در اشرف ۳ افتاده است که گویا فرزند شیرخواری را در سن سی… چهل سالگی از مادرش با زور و اجبار جدا کرده اند و اشکی نیست که در این راه نریزند و اپوزسیون نمایی نیست که از غم این شیرخوار سی… چهل ساله شب را تا به سحر برای نجاتش با تماس با وزارت اطلاعات رژیم سپری نکرده باشد….“.

اولا سازمانی بی نام و موسوم به گروه حنیف نژاد و… در سال 1351موجودیت رسمی پیدا کرد و نام خود را ” سازمان مجاهدین خلق ” گذاشت و از سر کم سوادی اعضاء وهواداران خود، مسعود رجوی را برگرده ی خود نشاند که اوهم درعرض مدت کوتاه چند ساله ، درامتداد جاه طلبی و هوسرانی خود وضع سازمان را بشکلی درآورد که تنها نام و پوسته ای از آن ماند و سازمان مجاهدین خلق با صورتی قرمز( انقلابی) و درون سفید ( ضد انقلابی)، به تربچه های پوک تبدیل شد وازاین رو نمیتوان گفت که اعضای این سازمان ” ازهمه چیز خود در راه آزادی گذشته” و این حق را دارد که منت برسر دیگران بگذارد.
اگر گذشت و فداکاری دربین بوده ، درراه فرونشاندن امیال شیطانی رجوی بوده که مایه ی ننگ مجاهدین بوده ودیگر هیچ!

ثانیا، کسی که عاقل وبالغ است ، حق بدست گرفتن مقدرات زندگی خود بدست خویش را دارد و اعضای باند رجوی با فریب خوردن وگرفتار شدن دردستگاه انگیزاسیون ( تفتیش عقاید ) رجوی وشستشوی مغزی شدن ، استعداد وتوانائی بالغ وجایز التصرف شدن را ازدست داده و با تداوم روند موجود ، یکصد سال هم عمر کنند، حکم اطفالی را دارند که احتیاج به وصی و قیم دارند وبنابراین، شرط سنی اگر چه ازشروط لازم بلوغ وعقل است، اما کافی نیست وما این ناکافی بودن قضیه را درسیمای کریه باند رجوی با وضوح کامل میبینیم.

بازهم :
رژیمی که پشت درهای اشرف یک و لیبرتی ادعای عشق به دیدار «افراد خانواده» در میان مجاهدین را داشت و در عین حال عربده زبان از حلقوم در آوردن همان مجاهدین «عزیزشان» را سر میداد و با بولدوزر و تانک و مسلسل به شکار شان میرفت… همان رژیمی که زنان و مردان و کودکان سیلزده و زلزله زده را در تنور ویروس کرونا رها کرده تا در خیابان‌ها بر زمین بیافتند و جان بدهند و در همین هنگام دار و ندار مردم را به تروریستهای دست پرورده اش در خاورمیانه واریز می‌کند “.

آنها که پشت درب اشرف جمع میشدند، بدون استثناء از اعضای خانواده های اسرای رجوی بودند و اسناد ومدارک خدشه ناپذیری دراین مورد وجود دارد.
آنها چیزی جز یک ملاقات ساده با فرزندان خود نمیخواستند و هیچ توجهی نداشتند که رژیم یا رجوی چه فکر میکند.

درمقابل گماشتگان رجوی با تیر وکمان های آرماتوری به اعضای این خانواده ها حمله میکردند، اینها حتی یک چاقوی میوه خوری هم نداشتند ومظلومانه مورد فحاشی وتهاجم فیزیکی قرار داشتند چه برسد به داشتن تانک وتوپ و …

مجددا :
راستی چرا؟؟؟ آخر هر کودک خردسالی هم میفهمد که در حالی ‌که در عراق و در زیر ضرب حکومت وابسته عراقی نتوانستی هیچ غلطی بکنی و مجاهدین با شکوه و انسجام سازمانی و مهاجرتی تاریخی به آلبانی آمدند حالا در یک کشور اروپایی که دُم تروریست هایت را هم در تله انداخته… هیچ غلطی نمیتوانی بکنی…. اما همه میدانند که درد رژیم آخوندی چیست از آنجایی که مثل روز برایش روشن است که در «پسا کرونا» مردم ستمدیده و فقر کشیده و تحقیر شده و کوفته شده ایران حسابش را برای همیشه کف دستش خواهند گذاشت “.

ما درجریان کارهای کرده یا نکرده ی حکومت ایران نبودیم ولی این را میدانیم که مصالح دولت عراق واشتیاق ما برای خارج کردن این فرزندان قربانی خود ازعراق نا امن بود که به بار نشست.

شما درمقابل این تلاش های طاقت فرسای ما ، با اصرار تمام خواستار ماندن دراشرف و فرستادن فرزندان مان به کام مرگ، تا ممکن بود مقاومت کردید و البته شکست خورده وبه آلبانی رفتید

ما هم ازدولت آلبانی که قول داده بود که با درمان بیماری های روحی اسرای رجوی آنها را از زندگی گله وار رها ساخته و به شهروندان عادی تبدیل کند ، قدردانی های زیادی کردیم و حالا گناه ما نیست که این دولت، پیمان شکنی نموده ، کمکی به درمان امراض روحی اعضای مفلوک شما که خود دولت آلبانی هم میگفت بعلت مغزشوئی و ایزوله شدن از دنیای واقعی بود ، نکرد وهمچنان دست مریم ومسعود را برای استمرار نسل کشی باز گذاشت!

همچنین :
رژیم چون میداند که آلترناتیوی به جز مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت همآورد او نیست و با سازماندهی قیام‌های سراسری بزودی نابودش خواهد کرد لذا چاره ای جز این ندارد که به تنها و آخرین حربه و ترفند شکست خورده اش رو بیاورد تا شاید در این میان بتواند به خیال خام خود نیروها و توان مجاهدین را از سازماندهی قیامها به انحراف بکشاند… اما که فقط ضعف خودش را نشان می‌دهد و اثبات میکند که دیگر کفگیرش به ته دیگ خورده و تیری برای شلیک ندارد…“.

رژیم و ما و حتی اربابان غربی تان همگی به این امر واقف هستند که فرقه ی مجاهدین بسیار کوچکتر و ضعیف تر از آن است که نام آلترناتیو را برخود بگذارد. شما برای دشمنان ملت ایران حکم مزدورانی را دارید که به محض این که تاریخ مصرفتان به پایان رسید به زباله دان تاریخ انداخته می شوید. دغدغه ی ما و خانواده ها هم تنها رهایی عزیزانمان از چنگال رهبران قدرت طلب تان می باشد و لاغیر.
درد مردم ازجنس دیگری است و عملا وماهیتا بشما اجازه نخواهند داد که اعتراضات مردم را سازماندهی کنید.
مردم قویتر وباشعور تر ازآن هستند که احتیاجی به حامیان دروغین ومزوری مثل شما داشته باشند!

جمعی از خانواده های تبریزی اسرای رجوی درآلبانی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا