چرا عملیات فروغ دو انجام نشد و چرا صدام با رجوی ملاقات نکرد
من با شوخی گفتم بزودی مزاحمت را کم میکنیم وبه ایران برمیگردیم…اوگفت مطمئنی؟ گفتم اره رجوی آمده تا آخرین هماهنگی را با سید الرئیس انجام بده…خنده ای کرد وگفت یک چیزی بگم ناراحت نمیشی؟گفتم نه بفرما..گفت سیدالرئیس اجازه ملاقات به مسعود رجوی را نداد
لک ننگ مجاهدین در دروغ جاویدان
مجاهدین با توجه به اینکه هیچ دست آوردی در عملیات مرصاد به دست نیاورد.ناچارا” بعد عقب نشینی از خاک میهن دست به خیانت جدید در درون تشکیلات خود زد و آن هم طلاق اجباری زنان و مردان از هم بود.رجوی خائن این شکست را بهانه ای مناسب برای افراد نمود. و اعلام نمود اگر قبل از عملیات زنان از مردان جدا می شدند.دیگر تعلق خاطر به کسی نداشتن و کشته شدن و از دست دادن اعضای بدن برایشان مهم نبود
فروغ (دروغ) جاویدان محصول طمع، حسد و خیانت رجوی
حال که صدام سقوط کرده سازمان قصد دارد این تاریخچه را محو نماید و زدودن سابقه و پروسه ای که دست در دست صدام را داشتند را در برنامه کاری خود دارند اما شب پرستان فرقه بدانند که اعضای جدا شده و بازگشتی این مورد را به همه یادآوری میکنند که در شرایطی افراد به رجوی خائن عشق می ورزیدند که رجوی با صدام حسین ارتباط مخفی و صمیمانه داشته و جاسوسی از داخل ایران برجسته ترین نقش آن و هم چنین جمع آوری اخبار و اطلاعات متنوع از داخل ایران و جبهه های جنگ از جمله خیانت های پنهانی و جنایت های پشت پرده وی بوده.
مرصاد، پاسخی به فروغ جاویدان رجوی
قبل از عملیات فروغ جاویدان از سوی فرقه رجوی، ارتش عراق در روز ۳۱ تیر ماه ۱۳۶۷ همچنین چندین روستای ایران در اطراف کرمانشاه شامل روستاهای زرده، روستاهای نساردیره، نساردیره سفلی و شاه مار دیره از توابع شهرستان گیلان غرب، شیخ صله از توابع شهرستان ثلاث باباجانی، دودان از توابع شهرستان پاوه و روستای باباجانی از توابع شهرستان دالاهو را با بمبهای گاز خردل و گاز اعصاب بمباران کرد.
خاطرات علی پوراحمد عضو پیشین فرقه مجاهدین از عملیات فروغ جاویدان
دردرونم بشدت غوغایی بودواینکه عملیات سرنگونی با 5 هزاررزمنده که البته یک سوم آن سالمند؛ اسیرجنگی بی انگیزه ؛ هوادار بی تجربه جنگی اعزامی ازخارج کشور و با کدام سلاح وتجیهزات پیشرفته جنگی وبا کدام طرح نظامی منطبق با علم فرماندهی عملیاتی که رجوی تشنه قدرت بویی ازآن نبرده بود وبالاخره آویختن به صدام که خود دشمن مردم ایران وقاتل هزاران ایرانی بود ودهها سوال وابهام دیگر………
فروغ بی فروغ و چند سئوال از رجوی
دقیقأ رجوی تلویحأ به اعضای فرقه و ارتش خصوصی گفت اجازه او دست صدام است ومرز باز نیست و دیدیم که رجوی در روزآخر و سقوط صدام هم نتوانست به مرزها نزدیک شود. چون فکر می کرد مثل فروغ اول اگر شکست بخورد و بدون اجازه صدام به مرزها زده باشد راه بازگشتی به عمق عراق نخواهد داشت و درآن وسط کاملا نفله می شود.
تب قدرت؛ عملیات فروغ
افراد جدید وقتی که این دو فیلم رو میبینن همش در تناقض این هستن مسعود رجوی دیگه چه جور آدمی هست وقتی دم از برابری می زنه وآن سوی دیگر همه رو وادار به طلاق اجباری می کنه. چرا خودش طلاق نگرفت؟ چراهای زیادی پیش اومد اما واسه توجیه کردن و بستن ذهن ما گفتن شما حالا نمی فهمید بعدا وقتی انقلاب خواهر و برادر (مریم و مسعود) رو درک کردید جواب خودتان رو می گیرید و از همه جالب تر و قتی جواب قانع کننده ای می خواستیم می گفتن ارتش چرا ندارد
فروغ خاموش جاویدان
دیگر اثری از اهالی نبود اما صدای انفجار همه جا را پر کرده بود. از این پس آنچه به سمت ما می آمد کامیون هایی بود که زخمی ها را بار زده و به عقب بازمی گشت. نگران شده بودم. قرار نبود توقفی در مسیر داشته باشیم و حرکت ما تا تهران یکنواخت بود. اما ساعتها در گردنه معطل بودیم و حالا هم نه تنها اثری از حرکت نبود که مدام کشته ها و مجروحین را منتقل می کردند. بالاخره فرمانده تیپ ما (فاطمه رمضانی) آمد و توضیح داد که بچه های جلودار درگیر شده و نیازمند کمک هستند. تنگه بسته شده و ما باید مسیر را باز کنیم…
خاطراتی از فضای بعد از فروغ جاویدان از قرارگاه
نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگزار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند. بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگزار نشد.
فروغ جاویدان یا دروغ و دجالی و اوهام رجوی
با شکست سرانجام این استراتژی و غلط از آب در آمدن حسابها و شعر و شعارهای جنگ طلبانۀ بیست ساله اش با توافق اتمی صورت گرفته که نتیجۀ تلاشها و مبارزات خود مردم ایران در داخل کشور می باشد و این را به خوبی می توان از خوشحالی و رقص و پایکوبی مردم به دنبال این توافق دید، پایان و فرجام خود و فرقۀ خود ساخته اش را نظاره می کند تا اینکه امروز به جایی رسیده که در سالروز این فاجعه که از قرارگاه اشرفش شروع شد در فرار گاه و نهانگاه امروزش بدون هیچ ظهوری با صدا یا سیما! پیامی داده و مانند «دیکتاتور بزرگ» در فیلم چارلی چاپلین بعد از شکست و از دست دادن تمامی ارتش صدام ساخته و عاریتی اش در اوهام خودش با هذیان گویی فرمان و دستور حرکت به ارتش آزادی و هسته های داخل! و یکانهای فدائی! و خیزش به مردم می دهد!!
عکس وارهای از فروغ جاویدان مجاهدین خلق
همان شب پدر و مادرها برای خداحافظی از بچههایشان که در محلی بصورت پانسیون نگهداشته میشدند و فقط بعد از ظهر پنجشنبه و روزهای جمعه را با پدر و مادرشان میگذراندند، میروند. بچههای کوچکتر هنوز قادر به درک قضایا نیستند، ولی آنها که بیش از ۱۲-۱۰ سال دارند خیلی خوب میفهمند که معنی این خداحافظی چه میتواند باشد و علیرغم موج تبلیغ بی امان و فضای حماسی ساخته شده، اضطراب بر چهره بچهها موج میزند. بخصوص که مسئولین از بچه های ۱۱-۱۲ سال به بالا، برای تدارکات و جابجائی جعبه های فشنگ و درست کردن ساندویچهای سفر مرگ و زندگی پدر و مادرهایشان استفاده کرده بودند.