اینجا همه چیز بوی زندگی می دهد
فصل تابستان یکی از فصل های پرخیر و برکت خداوند متعال است. سرسبزی و سرزندگی طبیعت و در کنار آن تعطیلی مدارس فرصت مناسبی را فراهم می کند تا در کنار خانواده از این روزهای زیبای خدادادی بهره بیشتری ببریم و خاطرات به یاد ماندنی در دفتر زندگی مان ثبت کنیم. این خوشی های هر […]
در فرقه رجوی از زندگی محروم بودیم اما حالا زندگی جریان دارد
در فرقه رجوی تقریبا از همه چیز محروم بودیم، از خانواده، دوست داشتن، فکر کردن، زندگی کردن، تصمیم آزادانه گرفتن، تفریح ، مطالعه ، امکان مدیریت زمان به تصمیم خودمان، ایجاد رابطه دوستانه با دیگران، دیدارهای خانوادگی و دیدار با دوستان و . . . از هر چیزی که حتی در زندگی دیگران خیلی هم […]
بازار رشید: نمادی از آزادی و رهایی برای اعضای جدا شده از مجاهدین خلق
بازار رشید نامی آشنا برای اعضای سابق و حتی کنونی سازمان مجاهدین خلق است. این مکان، با تمام شلوغیها و رنگارنگیهایش، برای بسیاری از اعضای این سازمان تداعیگر لحظات آزادی و رهایی از قیود و محدودیتهایی است که در سازمان تجربه کردهاند. تجربهای متفاوت از آزادی بازار رشید با فضایی پرجنب و جوش و مردمی […]
جابری فر: بیرون از تشکیلات رجوی احساس رهایی و خوشبختی دارم
موسی جابری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات آلبانی ، در گفتگو با حمید آتابای درباره زندگی اش خارج از تشکیلات رجوی صحبت می کند. او احساس خود در زندگی کنونی اش خارج از حصارهای فرقه را با کلماتی همچون “آزادی ، رهایی و خوشبختی” توصیف می کند. موسی جابری […]
حق انتخاب | زیباترین دستاورد رهایی از فرقه رجوی
مسئول انجمن نجات گلستان با عبدالحمید رئوفیان از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و عضو فعلی انجمن نجات گفتگو کرد. عبدالحمید رئوفیان در سال 1367 و در عملیات آفتاب به اسارت نیروهای مجاهدین خلق در می آید و در زمان اسارت فریب وعده های دروغین عوامل این سازمان را می خورد و به این ترتیب […]
خاطرات عین الله شعبانی از ملاقات با خانواده تا فرار از اشرف
برای بیان این موضوع بهتر است به سرفصل چیزی که شروع تصمیم گیری من برای فرار از سازمان مجاهدین بود برگردم. بعد از سقوط صدام نیروها همه مسئله دار بودند. دیگر اسمی از عملیات در نوار مرزی ایران نبود ، دیگر خبری از صدام که از سازمان مجاهدین خلق حمایت کند، نبود. بعد از سقوط […]
سوال های چالشی دخترم – قسمت اول
دیشب طبق معمول داشتم مسابقه پرتقال و اسلوونی در مرحله یک هشتم نهایی یورو 2024 که در ورزشگاه فرانکفورت ارنا برگزار میشد را نگاه می کردم که دختر نازنینم از پشت روی چشمانم را گرفت و بطوریکه احساس نوعی حسادت به او دست داده باشد، گفت: بابا منو دوست نداری؟ گفتم چرا عزیزم تو تمام […]
پیام عضو رها شده از تشکیلات مجاهدین خلق برای اعضای اسیر در فرقه
دوستان و هم اسارتی های سابقم در چنگال تشکیلات رجوی سلام. امیدوارم خرده رمقی برای گوش کردن، فکرکردن و تصمیم گیری برایتان باقی مانده باشد. خود من که حدودا بیست سال است که رها شده ام و به زندگی و انتخاب و اختیار سرگرم زندگی هستم با تمام فراز و فرودهایش، با تمام لذت ها، […]
خدا سرنوشت مرا از سر نوشت
مسعود رجوی بارها در نشستهای مختلف مدعی بود که هیچ فرقی بین یک فرمانده و یک رزمنده وجود ندارد الا در برخی امکانات کاری که بالاخره نیاز کاری او میباشد، اما به لحاظ خورد و خوراک و درمان و امکانات رفاهی هیچ تفاوتی بین اعضا وجود ندارد. حالا به یکی از مواردی که ایشان مدعی […]
روزی که آزادی را با تمام وجود حس کردم
هفتم تیر 83 روزی بود که توانستم از فرقه جهنمی مجاهدین خلق رهایی یابم. تصمیم برای رهایی و فرار از سازمان مجاهدین خلق لحظه ای نبود، بلکه از مدتها قبل این جرقه به ذهنم زده بود که دیگر در مناسبات سازمانی که پایه های آن بر دروغ، ریاکاری و فریب سوار شده ماندن، خیانت به […]
درک نعمت زندگی پس از خروج از تشکیلات فرقه رجوی
چند روز پیش ناصر سیدبابایی در دفتر انجمن نجات آذربایجان غربی حضور یافت و با مسئول این دفتر به گفتگو نشست. در این گفتگو ناصر سیدبابایی توضیح داد که چگونه گرفتار مجاهدین خلق شد. او همچنین تجربیات سختش در مدت کوتاه حضور در این فرقه و زندگی اش پس از خروج از فرقه خود را […]
اشرف؛ زندانی که 30 سال در آن محبوس بودم
در سال 1365 بعد از تهاجم عراق من و تعدادی اسیر شدیم و به اردوگاه منتقل شدیم. شرایط سخت و طاقت فرسا بود. ولی بعد از مدتی کم کم به شرایط عادت کردم. بعد از مدتی عراقیها برای هر دو آسایشگاه یک تلویزیون دادند. خوشی ما این بود که پنجشنبه ها فیلمی ایرانی را از […]