تلکس
خزان مرتضی بهشتی در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
خانم نرگس بهشتی سال ها تلاش کرد تا با دو برادر خود ملاقات کند و از هیچ کوششی برای رهایی آنان از اسارت فرقه رجوی دریغ نورزید؛ ولی سران فرقه بی رحم رجوی مانع ملاقات برادران بهشتی با خانواده شان شدند. فرقه رجوی با به کشتن دادن مرتضی بهشتی در 19 فروردین 1390، داغی بر دل این خانواده چشم انتظار گذاشت که رنج قربانی شدن مرتضی فقط با مجازات مسعود رجوی و عمالش، تسکین می یابد.
تنها ازدست باند رجوی میآید: ارتقاء تروریست ها به مقام کاوه اهنگر
این فرقه ی منحط وجزم اندیش درکنار سلطنت طلبان، برای فریب مردم، دلایل عقب ماندگی وانحطاط ایران را ندانسته ویا میدانند وبنفع خود نمی بینند که با نقد آن، چهره ی کریه استعمار را در بوجود آوردن آن افشاکنند که دراین صورت، خود نیز بعنوان کسانی که سازمان مجاهدین خلق را به زائده ی ناچیز استعمار تبدیل کرده اند، چیزی جزروسیاهی را نخواهند توانست به ملت ایران عرضه دارند!
یک خاطره از یک جدا شده
خلاصه در یکی از این نشستهایی که با مسعود داشتیم ایشان برگشت گفت: آقایانی که خیال جنگ با عراق را دارند بفهمند که اگر و اگر و اگر هم جنگی شد٬تصور نکنندکه ما لباس شخصی پوشیده و با کت و شلوار و کراوات و موهای آرایش شده به استقبال بورژوازی می رویم!
افشای تروریسم فرقه مسعود رجوی در سمینار دانشجویان و محققین علمی دانشگاه کلن
در این سمینار آقای داود ارشد بطور مفصل رابطه مستقیم و حتی بنیادی نقض حقوق بشر در درون فرقه های تروریستی همچون فرقه مسعود رجوی بنام فرقه مجاهدین خلق ایران با تبدیل شدن آنها به فرقه های تروریستی که جهان را تهدید میکند پرداختند.
محمد حسین سبحانی: رجوی در کمای مغزی است
به مسعود رجوی اشاره کردید؛ اخبار مختلفی در مورد زنده یا مرده بودن وی منتشر شده است و مریم رجوی هم اخبار و اطلاعات دقیقی در این مورد به اعضای سازمان مجاهدین و افکار عمومی نمی دهد که خلاصه مسعود رجوی چه شد؟ تحلیل شما از سر نوشت مسعود رجوی چیست؟ آیا فکر میکنید مسعود رجوی زنده است یا مرده؟
دیدار نزدیک از خانواده شریف و خوش شانس اسماعیل فلاح رنجکش عضو بازگشتی به میهن
در دیدار با خانم فاطمه پورمحمدی مادرمهربان وشیرین سخن اسماعیل؛ بسیارلذت بردم وخوشحال ازاینکه توانستند گمشده دلبندش را مابعد سالیان دوری ودربدری پیدا کرده ودرکنارخود داشته باشد.
به زعم مریدان رجوی، خانواده ها باید مطیع محض انها باشند و یا مزدور!!
آقای کاظم صفایی که این روزها برای مقاله نویسی به پای اینترنت کشیده شده، خواسته است که با بکار بردن شیوه ی نامرضیه ی قیاس به مثل، مثلا رهبران و یا دراصل رهبر خود را از اتهاماتی که همواره ما خانواده ها بر آن وارد میسازیم، تبرئه نماید ویا اگر نشد، شریک جرمی برای او بتراشد!
حلب، صفحاتی از ننگ و جنایت! حمایت باندرجوی از یک جنایت جنگی آشکار
پیروزی مورد نظر گروه تروریستی مجاهدین همان اقدام هولناکی است که آقای استفان دی میستورا فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه می گوید حمله شورشیان در حلب به غیرنظامیان شهر او را”وحشتزده و شوکه” کرده است. وی گفت که حملات راکتی”بی امان و بدون تبعیض” باعث مرگ ده ها غیرنظامی در غرب حلب طی ۴۸ ساعت گذشته شده است.
چه آینده ای برای فرقه رجوی متصور است؟
رجوی که با رفتن به عراق و سوار کردن استراتژی اش روی جنگ ایران و عراق می خواست بقول خودش سرنگونی را محقق بکند ؛ اکنون با از دست دادن حمایتهای همه جانبه صدام حسین و خلع سلاح و از دست دادن پایگاه استراتژیکی اشرف و نهایتا هم با خروج خفت بار از عراق و رفتن به کمپ پناهندگی تیرانا عملا دیگر این تشکیلات به مرده متحرک تبدیل گشته است و نه تنها دیگر هیچ کارایی ندارد بلکه بی آیندگی و فروپاشی اش در چشم انداز بسیار نزدیکی قرار گرفته است
حمایت فرقه رجوی از سارقین، اراذل و اوباش، خفت گیران، قاچاقچیان و کلیه ی ناقضین امنیت و آرامش
نمونه هم صنفی فرقه رجوی با سارقین وافراد شرور تعرض و دزدی آن ها از بانکهای تخریب شده عراق در زمان حمله آمریکا به این کشور است که برخی اعضایشان را مامور تخلیه اموال و وجوه نقدی بانک ها کردند و مبالغ گزافی از این راه بدست آوردند به این دلیل است که این گونه جرائم در نزدشان کوچک و پیش پا افتاده است.
قربانیان فرقه (۱و۲) – نسرین احمدی (+ قتل هفت نفر از اعضا)
مهوش سپهری دستور داد نسرین احمدی را به محل نشست ما آوردند و با دیدن او مهوش و دیگر فرماندهان حاضر در جلسه سعی کردند به نوعی نسرین را از تصمیم خود منصرف سازند اما نسرین بسیار مصمم بود و از ابتدای شروع جلسه تا آخر که از ساعت یک بعد از ظهر شروع و تا ساعت هشت شب ادامه داشت همچنان در تصمیم خود پایدار ماند
یاد مانده ها از فرقه رجوی – قسمت ۸
در طی سالها اینطور تبلیغات کرده اند که شماها در جامعه بیرون کسی را ندارید و نفراتی که درسازمان هستند بدون صاحب اند و تنها سازمان صاحب شما شده است. این کار را از این بابت می کردند که نفرات فکر کنند دیگر از طرف پدر و مادر و خانواده فراموش شده اند و یا فکر می کنند که دیگر وجود ندارند و اینگونه افراد را در ناامیدی در مورد آینده قرار می دادند.