یاد مانده ها از فرقه رجوی – قسمت 8

دستور نوشتن نامه به خانواده
درسال 1373 سازمان به همه 2 قطعه عکس از مسعود و مریم و یک کارت تبریک داد که همه باید این کارت را برای عید به خانواده اش بنویسید.
قرار بود ما آدرس دریافت نامه را روی پاکت ها بنویسیم که نشان دهد ارسال نامه از یک کشور اروپایی است!!
سازمان ازارسال آن نامه ها دو هدف داشت اول آدرس واقعی هر فرد درایران را می خواست بداند ودوم  میزان عواطف هر فرد نسبت به خانواده اش را بسنجد .
بطوری که میدانیم  فرقه رجوی در مراحل انقلاب دورنی از خانواده ها بعنوان  جرثومه فساد یاد می کرد وتمایل به آن را نقطه شروع قطع هر فرد از رهبر( مسعود ومریم ) می دانستند.
با این حساب،این نامه ها را داده بودند که ازطرفی آزمونی از نفرات تشکیلات بعمل آورند واز طرف دیگر روابط عمومی این فرقه که سرپل هایی درخارجه داشت ،با تماس با خانواده ها می خواستند بین خانواده و حکومت  درایران برخورد ایجاد کنند واز سوی دیگر از اوضاع خانواده ها با خبر باشند تا ازمیان اعضای خانواده ها ،  فرد مستعد را جذب سازمان کنند !
رجوی درآن زمان میگفت که خانواده های شما جز خانواده ما است . اما این حرف درسال 83 بعداز یک دهه عوض شد و همان رجوی کتاب سه جلدی خود را برعلیه خانواده ها نوشته وآنها را مزدور خواند!
بطور کلی یکی ازاهداف این توصیه برای نامه نوشتن به خانواده ها ، گذاشتن تاثیربرروی آنها بود و مهمتر اینکه  خانواده ها دیگر پی گیر بچه هایشان نباشد.
قرار بود که درآن نامه ها بنویسیم که خواهر مریم رئیس جمهور آینده ایران درانتظار پیوستن شما خانواده ها به ارتش آزادی می باشد  .
به همین خاطرهم از آن نامه ها که این خصوصیات را نداشت،  به ایران ارسال نشد وتنها تعداد اندکی ارسال شد وبقیه مثل همیشه سوزانده و دود شد.
سازمان خیلی ترس داشت که یک روز خانواده ها متوجه شوند که بچه شان در آنجا ودریک پادگان زندگی می کند وشاید آنها از طریق قانونی پی گیر فرزندانشان باشند وبچه ها خودشان را از سازمان خارج کنند .
به این خاطر در طی سالها اینطور تبلیغات کرده اند که شماها در جامعه بیرون کسی را ندارید و نفراتی که درسازمان هستند بدون صاحب اند و تنها سازمان صاحب شما شده است . این کار را از این بابت می کردند که نفرات فکر کنند دیگر از طرف پدر و مادر و خانواده فراموش شده اند و یا فکر می کنند که دیگر وجود ندارند  و اینگونه افراد را در ناامیدی در مورد آینده قرار می دادند .
 من دموکراسی سازمان را از سالها پیش دیده بودم: ما حق داشتن یک عکس از خانواده خود درنزد خودمان را هم نداشتیم چنانکه درسال 82  خانواده ها عکس هایی آورده بودند وسازمان میخواست این عکس ها را پس بگیرد . مثلا مسئول هرکس، مسئول درنشست مربوطه فرد را به خاطر پی گیری عکس خانواده اش به باد ناسزا گویی میگرفت !!
درطی مدت حضورام در آن تشکیلات به من یاد دادند باید همه چیز خود را فدای یک فرد کنی ودرعشق او مثل شمع بسوزی وبرای امتحان خوب دادن هر روزباید  یک عشق تورا ازخودت دور کنند وتو باید موقع از دست دادن آن بگویی من خواهر مریم را دارم وبه همین خاطر بود که رهبران سازمان تئوری فرقه ای را دربین نفرات القا کرده ونام آن را انقلاب درونی نهادن تا کسی متوجه ماهیت فرقه نباشد وحتی خواندن کتاب را  ازافراد سلب کردند تا بدور از هرگونه اطلاع وآگاهی خودمان را به آن ایده آل های فرقه گرای برسانیم.
من ودیگر دوستان متوجه این یاوه گوی های فرقه شدیم و درفرصت مناسب که زندان رجوی وجود نداشت که می باید 4 سال در انفرادی اش می ماندیم و زندان ابوغریب هم درکار نبود، خود را از آن فرقه رها ساختیم والان مشغول زندگی خودمان هستیم.
متاسفانه دیگر دوستان مان مجدداً فریب همان مسعود مرده یا زنده ومریم به دوران رسیده را خوردند وهنوز هم درچنبره ی آنها، منتظر دریافت پناهندگی از کشورهای اروپایی اند و این بار در قفس این فرقه درآلبانی زندانی هستند که امروز شنیدم مریم دستور داده است دو ماه کسی حق جدا شدن ندارد !! این است دموکراسی وامکاناتی که مریم باین دوستان هنوز اسیر من هدیه میکند!
سیروس غضنفری  
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.