زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
گریختن کریم غلامی از جهنم رجوی جای تحسین دارد
فرقه با سهیم کردن نفرات در جنایات آنها را در راهی قرار می دهد که بی بازگشت باشند. وحتی به نحوی پایان حیات فرقه را پایان زندگی خود بدانند و این کار از پایه ای ترین کار یعنی گزارش کردن دیگران (جاسوسی) و کارهایشان برای فرمانده شروع می شود و به میزانی که نفر از خود استعداد نشان دهد جلو خواهد رفت و حتی به شغل زندانبانی و شکنجه گری هم ارتقاء می یابد.
نابودی عشق در فرقه رجوی
20 سال قبل در یکی از همین روزها بود که یکی از دیکتاتورهای بدون صاحب نام که همیشه خود را پشت دیکتاتورهای دیگر قایم می کرد و با شعر و شعارهایی که به کار می برد و همه چیز خود را معکوس جلوه می داد، در مقابل چشم همه مردم جهان، ضد والنتاین و روز ضد عشق و عاشقی خلق کرد و به کار برد. او با اهرم های فشار و استبدادی که در دست داشت، بسیاری از انسان های عاشق زندگی و هستی را در درون فرقه اش محکوم به جدایی و فنا کرد و با امکانات و تبلیغاتی که در آن روز در دست داشت و به کار می برد، تا توانست در مذمت عشق سخن راند.
این دو گور موازی در مقر اروپایی فرقه مجاهدین برای کسی است یا برای کاری؟
خبرهای رسیده از مقر اروپایی فرقه مجاهدین (اُورسورواز) حاکی از این است که آنها در گورستان شخصی شان در این مقراقدام به حفر دو گورموازی درکنار هم کرده اند ؛حفر و تزئین و رسیدگی های خاص به این دو قبر تازه کنده شده برای اعضای مجاهدی که آن را دیده اند بسیار سئوال بر انگیز است. ولی مثل مابقی مسائل تشکیلاتی ؛در این مور نیز نه کسی جرأت پرسیدن دارد و نه بعد از مدتی که از این اقدام گذشته, کسی قصد توضیح دادن.
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت سوم
روزی در نشست مریم بودیم او صحبت می کرد و می گفت شما هنر نکردید که رهبری مسعود را قبول کرده اید همه این را قبول دارند و می دانند که باید رهبری او را قبول کنند چون هم این دنیا و هم آن دنیا را خریده اند اما چرا به اشرف نمی آیند چون راه مسعود را نمی توانند بروند. راه مسعود چه است؟ آزادی انسانها از چه؟ از قید و بند جنسیت. ولی شما به این شک دارید به خاطر آن در برزخ کامل در قرارگاه بسر می برید و بی روح شده اید. همه چیز را به مسعود بدهید و از بی روحی خلاص شوید.
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت اول
من در یک تشکیلات بسته فرقه ای به نام سازمان مجاهدین بزرگ شدم و عمرم را در یک کمپ به نام کمپ اشرف که مقر این فرقه بود سپری کردم. به خاطر القای فکری که زائیده یک انقلاب درونی از طلاق و ازدواج غیر عرفی رهبران معنوی بوجود آمده بود. همیشه زیر القای فکری رهبران و تحمیل نمودن افکار خودشان ساعت ها همایش، جلسه و نشست می گذاشتند طوری که آدم را وادار می کردند تا گفته های ایشان را قبول کند
فدا و صداقت در فرقه رجوی
نگاهی به زندگی و دغدغه رهبران مجاهدین به ما بیشتر خواهد گفت که آنها دائماً از نفرات شان صداقت و فداکاری می طلبند و هم اکنون فداشدن را به مثابه باز شدن راه تلقی می کنند. که اگر چنین تزی درست باشد و بر اثر فداشدن کسی راهی باز شود، پرسش اینجاست چرا رهبران این جماعت، خود را فدا نمی کنند تا راه بزرگتری باز شود؟ از رهبران این گروه هر چه دیده شود، صداقت و فداکاری دیده نمی شود و آنها با این دو واژه بیگانه اند و اساساً این شعار را در مورد خود قبول ندارند.
مظلومیت زن در فرقه رجوی
در دستگاه رجوی ظلم کردن به زن یکی از انگیزه های سنتی اوست. فی المثل! در تمدن مصر قدیم دختران چشم درشت را هدیه می دادند بایستی می پذیرفتند زنان حق دفاع از خود را نداشتند. در فرقه رجوی همان سنت تا قبل از انقلاب ایدئولوژیک حاکم بود. از ما بین زنها دختران 17 الی 18 ساله انتخاب می شدند و به اجبار به مردان سن بالا 45 الی 50 سال هدیه داده می شدند
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت اول
عرصه اصلی کار سینگر مستقیما از کار دوران تحصیل او در دورههای لیسانس و فوق لیسانس در مطالعه بر روی سخنرانی و روانشناسی بیرون آمد و مطالعه در خصوص فرقهها عرصه خاص تحقیقاتی او بوده است. در طی سالیان، سینگر با بیش از سه هزار نفر اعضای فعلی و سابق فرقهها مصاحبه کرده یا به آنها مشاوره داده است. در سال 1978 او جایزه یادبود لئو جی رایان را دریافت نمود که به افتخار نماینده کنگره آمریکا که در جونزتاون در گویان کشته شده بود، نامگذاری شده است.
اقامت مجاهدین در عراق برای پایه گذاری فرقه گری
در ایدئولوژی فرقه گری سازمان مجاهدین قبل از هر چیز رهبر مقدم تر است , در آن ایدئولوژی گام اول رهبر , گام دوم غرق شدن در وجود رهبر , گام سوم فدا شدن برای رهبر. این تنها در فرقه سازمان مجاهدین نیست بلکه مناسبات فرقه گری در کل دنیا روی این سه گام حرکت می کند ممکن است یکی سوم را اول حساب کند.
این فرقه خطرناک شما را به یاد مجاهدین نمی اندازد؟
تجمع خانواده ها ی نگران فرزندانشان و شکایت های آنان بالاخره موجب شد که پلیس اقدام به دستگیری رهبر این فرقه کند. خودسوزی و حمله با گاز سارین به مترویی در ژاپن تلاشهایی بود برای آزادی رهبر این فرقه که منجر به نتیجه نشد. بقیه اعضای فرقه و مسئولین آن همان راه و روش فرقه ای را کماکان ادامه دادند اما همین دستیگری رهبر فرقه باعث شد که یکجا فرار شصت مخالف از درون مخفیگاههای فرقه اس گزارش شود.
پایان تاریخ مصرف وشروع باج گیری مجاهدین
درون فرقه تا چه حدی برای نفرات سخت بود که برای سرگرم کردن, کارهای یدی ایجاد می کردند تا نفرات از فشار کار خسته و مغزشان کار نکند و فکرش فقط برای استراحت باشد که کی برای استراحت به آسایشگاه برود و نام این عمل شکوفائی انقلاب بود که این داستان باعث شد نفرات فساد اخلاقی مسعود را بدانند و امروز تازه آن صحبت ها که آن زمان محفل ما بود که ما قربانی فساد اخلاقی هستیم بیرون درز میکنند آن روز فقط اندک نفراتی صحبت می کردند و نام این هم محفل بود ولی امروز چه؟
خاطرات روزگار غریب اسارت در اشرف – قسمت ششم
محمد گفت شنیدی چی شده؟ گفتم نه، گفت یک نفر فرار کرده دارند دنبال او می گردند که پیدایش کنند. نام او هم «حبیب پرندک» است. تا صبح ما دنبال حبیب پرندک گشتیم ولی او را پیدا نکردیم که از طریق بیسیم به فرمانده گشت اطلاع دادند که به محلهای استقرار برگردیم و ماموریت تمام است.این جور مواقع دو حالت بیشتر نداشت یا اینکه فرد فراری مورد نظر را دستگیر کرده بودند و یا اینکه از چنگ آنها در رفته و به خارج از مرز عراق حالا یا ایران و یا کشور دیگری رفته بود.

