یکشنبه, ۱ شهریور , ۱۴۰۵
  • در سوگ مادری که ۳۰ سال در حسرت دیدار با فرزندش سوخت 31 مرداد 1405

    در سوگ مادر مهین توکلی
    در سوگ مادری که ۳۰ سال در حسرت دیدار با فرزندش سوخت

    بازهم قلبِ مادری چشم‌انتظار از تپش ایستاد؛ قلبی که ۳۰سال تمام، بی‌وقفه برای “احمدش” می‌تپید. مهین توکلی، مادر رنج‌دیده‌ احمد عبدی، سرانجام در حسرت یک آغوش، چشم از جهان فرو بست.‌ این ضایعه را به همه‌ خانواده‌های چشم‌انتظار تسلیت می‌گوییم، که سال‌هاست جسم و روحشان در حسرت دیدار با عزیزانشان به زنجیر کشیده شده است. […]

دیدار منصور نومانی با مسئول انجمن نجات گیلان 27 مرداد 1405
اکبر جان وقتش هست به زندگی برگردی

دیدار منصور نومانی با مسئول انجمن نجات گیلان

منصور نومانی دایی اکبر کاظمی عضو اسیر رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی شنبه ۲۴ مردادماه ۱۴۰۵ با مسول انجمن نجات گیلان دیدار کرد و صمیمانه به گفتگو پرداخت. اکبر کاظمی که چهار دهه بدور از خانواده در کمپ مجاهدین خلق محبوس است ، اجازه نیافته است ولو یک تماس تلفنی با خانواده اش داشته باشد. […]

خانواده‌های ایرانشهری و سراوانی خواستار مداخله فوری صلیب سرخ شدند 27 مرداد 1405
درخواست از کمیته بین‌المللی صلیب سرخ

خانواده‌های ایرانشهری و سراوانی خواستار مداخله فوری صلیب سرخ شدند

دو گروه از خانواده‌های ساکن استان سیستان و بلوچستان، از شهرستان‌های ایرانشهر و سراوان، طی دو نامه جداگانه خطاب به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، خواستار مداخله این نهاد بین‌المللی برای برقراری ارتباط و دیدار با اعضای خانواده خود شدند که سال‌هاست در پادگان موسوم به “کمپ اشرف ۳” در نزدیکی شهر مانز (Manëz) در آلبانی […]

مصاحبه با رضا اکبری نسب – قسمت دوم 26 مرداد 1405
کشته شدگان فروغ جاویدان

مصاحبه با رضا اکبری نسب – قسمت دوم

از آقای اکبری نسب در خصوص برادرش آقای مرتضی اکبری نسب و همسر برادرش که در عملیات فروغ جاویدان، کشته شد، سوالاتی شد و همچنین در خصوص سرانجام سازمان مجاهدین که با این خط تا کجا پیش خواهد رفت. ایشان بخاطر مریضی که داشتند بصورت خیلی خلاصه به سوالات ما پاسخ دادند.

ابراهیم پریزاد؛ کمک کنید تا برادرم را از اردوگاه مانز در آلبانی نجات دهم 26 مرداد 1405

ابراهیم پریزاد؛ کمک کنید تا برادرم را از اردوگاه مانز در آلبانی نجات دهم

در روزهای اخیر آقای ابراهیم پریزاد ساکن ارومیه و برادر نادر پریزاد، گرفتار در اردوگاه مانز آلبانی در دفتر نمایندگی انجمن نجات استان آذربایجان غربی در شهر ارومیه حضور یافت و با مسئول این دفتر به گفتگو نشست. آقای پریزاد گفت: با توجه به مرگ و میرهای اخیر و اینکه هر از چندگاهی خبر مرگ […]

به یاد مادران چشم انتظار که آسمانی شدند 25 مرداد 1405
مادر مهدی حمیدفر

به یاد مادران چشم انتظار که آسمانی شدند

یاد و خاطره مادرانی که سالیان در تلاش بودند تا عزیزانشان را از چنگ رجوی نجات دهند فراموش شدنی نیست . یکی از این مادران آسمانی که تا لحظه مرگ فرزندش را فراموش نکرد و عکس او را هر کجا که می رفت حتی در اتاق عمل و بیمارستان به همراه داشت، مرحومه تاج الدوله […]

برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم 25 مرداد 1405
پیامی از مادر مصطفی قائدی

برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم

من منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی هستم . فرزندم مصطفی در دانشگاه تحصیل می کرد و عضو هیچ گروه و یا حزبی نبود و همیشه به من می گفت: می خواهم تحصیلم را خوب به پایان برسانم و برای مملکتم مفید باشم. به ذهنم نمی زد که روزی مصطفی فریب سازمان مجاهدین را بخورد و […]

با دیدن عکس تو از خوشحالی ساعتها گریستم 24 مرداد 1405
پیامی از جانب برادر حسنی منصوری

با دیدن عکس تو از خوشحالی ساعتها گریستم

حسنی جان سلام خوب و سلامتی خواهرم دو بار البته دو یا سه سال پیشتر برایت نامه نوشتم و از سر نیاز و دلتنگی خودمان ازت درخواست کردم با ما تماس داشته باشی و عکسی از خودت بفرستی که متاسفانه دریغ و افسوس… تا اینکه همین دیروز مسئول انجمن نجات گیلان عکسی از تو برایم […]

پیام تبریک مادر سعادت به دخترش مهری 20 مرداد 1405

پیام تبریک مادر سعادت به دخترش مهری

خانم “حمائل غنی زاده” (مادر سعادت) مادر خانم ها مهری و ناهید و آقای محمود سعادت طی پیامی تاثیرگذار سالروز تولد دخترش مهری سعادت را تبریک گفت. این مادر دردمند که سه فرزندش سالهاست در اسارت تشکیلات ظالم رجوی گرفتار هستند از فرزندانش خواست که با او تماس بگیرند تا دل او را شاد کنند. […]

نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین 18 مرداد 1405
برای دیدنت لحظه شماری می کنیم

نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین

علیرضا جان سلام. من برادرت غلامرضا هستم و می خواهم درد دلی با تو داشته باشم . برادر عزیزم شاید تو به واسطه اینکه گرفتار در تشکیلات رجوی هستی و یا برای همرنگ شدن با آن جماعت تظاهر می کنی که از خانواده ات متنفر هستی، اما ما همچنان دوستت داریم و آرزوی دیدن و […]

قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند! 17 مرداد 1405
نامه برادر حمید رضا نوری

قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!

حمید رضا برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد و در کمپ به لحاظ جسمی مشکلی نداشته باشی . سالها گذشت و ما از شما بی خبریم. ما منتظریم که تماسی با ما بگیری و صدایت را بشنویم. گاهی اوقات پدرمان در فکر فرو می رود که وقتی از ایشان علت را جویا می شوم، […]

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین 17 مرداد 1405
برای خواهری اسیر

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین

خواهر عزیزم طیبه سلام این روزها جای خالی شما را در کنارم بیشتر حس می کنم. آن زمان که پیش ما بودی بهترین دوست من بودی و حالا که از من دوری هر لحظه برایت دلتنگم. دلم برای صدای خندهایت و دعواهای کوچکمان تنگ شده است. هیچ چیز نمی تواند جای خالی تو را در […]

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405
در کنار خانواده ها

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

blank
blank
blank